 و در رد ملی‌گرایان آن زمان به رشته‌ی تحریر در آورده است.
استاد دوسری مرد دعوت بود، او با بیان ساده و بدون تکلف عقل‌ها را مورد خطاب قرار می‌داد، قلب‌ها را بیدار می‌کرد و به غافلان هشدار می‌داد. ایشان همراه دوستانش استاد احمد حمید خلف، حاج عبدالرزاق صالح مطوع و شیخ عبدالله نوری در مبارزه با قوانینی که مسلمان‌زاده‌های غرب‌زده‌ی لائیک برای نشر و ترویج آن تبلیغ می‌کردند، نقش بزرگی را ایفا کردند. 
استاد دوسری بر سخنرانانی که از برنامه‌ی اسلام خارج می‌شدند، فریاد می‌کشید و سخنان و ادعاهایشان را با دلایل قاطع و برهان‌های روشن باطل می‌کرد؛ طوری که طرف از گفته‌های خود پشیمنان می‌شد و از اشتباه حاصله، پوزش می‌طلبید و از استاد به خاطر راهنمایش تشکر می‌کرد، و وعده می‌داد بعد از شناخت و درک حقیقت، دیگر اشتباه خود را تکرار نکند.
او از جمله کسانی بود که پیرامون ضرورت اهتمام به تأسیس مدارس اسلامی و نشر علوم اسلامی دعوت می‌کرد، و نیز برای اهتمام به مطبوعات و رسانه‌ی سمعی و بصری، و ترویج هوشیاری عمومی، تبلیغ می‌کرد، مردم را به تلاش و فعالیت پیوسته و کنارگذاشتن ترسویی و خسیسی و مال‌پرستی که منبع بلا و شرارت هستند، تشویق می‌کرد، از همه می‌خواست تا برای بستن شکاف‌هایی که ممکن است دشمن از آن‌ به درون اسلام رخنه کند، تلاش کنند، و برای مبارزه با نقشه‌ و توطئه‌های دشمن و خنثی کردن آثار شوم آن، و انتخاب عناصر و عوامل شایسته و شایسته‌سالاری، و نصب و انتخاب انسان مناسب برای محل مناسب، اقدام کنند، زیرا همه‌ی این‌ها عوامل تحقق اهداف و پیروز شدن بر دشمن هستند.
در یک مسابقه که وزارت صدا و سیمای سعودی تحت عنوان «تفسیر قرآن کریم» جهت پخش تفسیر قرآن از رادیوی ریاض و رادیو قرآن برگذار کرد؛ استاد دوسری رتبه‌ی اول مسابقه را کسب نمود، و به دنبال آن، رادیو ریاض هر روز برنامه‌ای را تحت عنوان «همراه با تفسیر قرآن» پخش می‌کرد، و استاد دوسری از ابتدای فاتحه تا آخر سوره‌ی مائده را تفسیر کرد که اگر چاپ می‌شد فقط همین مقدار بالغ بر بیست جلد می‌شد.
مرحوم دوسری در دانشگاه‌ها، دانشکده‌ها، دبیرستان‌ها و مدارس راهنمایی سخنرانی می‌کرد و فعالیت‌‌های محافل (ماسونری) و آراء و دسیسه‌ها و برنامه‌های صهیونی ایشان را برای اساتید و دانشجویان تبیین و تشریح می‌کرد، و سؤالات متعدد ایشان را برخی شفاهی، و برخی از طریق مطبوعات از جمله مجله «عکاظ و المدینة و البلاد» پاسخ می‌داد.
استاد مرحوم در همه‌ی نقاط سرزمین‌های جزیره‌ی عرب به گشت و سفر می‌پرداخت و در شهرهای مهمی چون طائف، مکه، مدینه، برید و ریاض سخنرانی می‌کرد. همچنین استاد برای وعظ، ارشاد، تبلیغ و بیدار کردن مسلمین نسبت به مسیونرهای جهانی یهود به اردن و بحرین سفر کرد، و در نشر مجله‌های اسلامی سعودیه ازجمله «البعث الاسلامی» هندی، «المجتمع» کویتی و «الدعوه» مصری نقش به سزایی ایفا کرد، او وزارت‌خانه‌ها، دانشگاه‌ها و نیروهای مسلح سعودی، از افراد عادی تا فرماندهان و نیروها را برای اشتراک تشویق می‌کرد.
وقتی که برای انجام فریضه‌ی حج سفر کرد به خیمه‌ی همه‌ی حجاج از ملت‌های مخلف سرمی‌زد، برایشان سخنرانی می‌کرد و به سؤالات مربوط به حج پاسخ می‌داد و برایشان فتوا صادر می‌کرد، و آن‌ها را برای تمسّک به اعتقاد اسلامی و پرهیز از آثار استعمار در سرزمین‌های خود تشویق و ترغیب می‌نمود.در (ابتدای ماه ذی القعده 1399هـ برابر با 22 سبتامبر 1979م) چنین پاره¬ی آتشی که راه دین را برای ارشاد و هدایت بسیاری از مسلمین روشنی بخشیده بود، دار فانی را به سوی گستره¬ی پروردگارش وداع گفت، لیکن او با افکار، آموزه¬ها و کتابهای ارزنده¬اش هنوز زنده و ماندگار است، تا اینکه با رغم گذشت زمان به عنوان الگو و اسوه¬ای برای داعیان و مبلغان قرار گیرد، و به مانند چشمه¬ی روشنی از چشمه¬های اسلام پاک وعقیده‌ی خالص باقی بماند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:82.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:83.txt">فراگيري و عمل استاد طنطاوی</a><a class="text" href="w:text:84.txt">تربيت در غير سايه‌ی سنت</a><a class="text" href="w:text:85.txt">قدرت و دفاع طنطاوي</a><a class="text" href="w:text:86.txt">موضع‌گیری بسیار زیبا</a><a class="text" href="w:text:87.txt">نتايج زحمات</a><a class="text" href="w:text:88.txt">برخي از آثار طنطاوی عبارتند از</a><a class="text" href="w:text:89.txt">وفات</a></body></html>كيست كه شيخ اديب و زیرک و خطيب و سخنور نامور محمد علي طنطاوي(رح) را نشناسد، کسی که با جان و مال و ثروت و خانواده برای خدمت این اسلام مجاهدت کرد، ايشان براي مجاهدين و كساني كه در جهت نشر دين سخت مي‌كوشيدند چراغ هدايت است، او: فقيه ادباء و أديب فقهاء است. در ادب و وقار و نزاكت بر نفس و هواهای نفسانی خود مسلط بود و نفس خود را جهت واداشتن به پذیرش حق تحقیر می‌کرد و در این راستا الگو و نمونه است، رحمت فراوان و بی‌نهایت خداوند متعال بر او باد 
زادگاه و محل پرورش و شکوفایی شيخ علي طنطاوي شهر دمشق است، او در 23 جمادي الاولي سال (1327 هـ) (‌‌‌‌‌‌ برابر با 12 يونيو 1909 م ) در خانواده‌ی اهل علم و و فضل و دين ديده به جهان گشود، اصالتش به شهر طنطا از توابع مصر بر مي‌گردد، چون در اوائل قرن نوزدهم جدش محمد بن مصطفي به آن‌جا نقل مکان کرد. ايشان از علمای طرار اول و برجسته الازهر مصر بود که علم و دانش خود را به سرزمین شام منتقل کرد و اهتمام به علوم عقلی را در آن‌جا زنده گردانید. پدرش شیخ مصطفی طنطاوی اهل علم و جدش شیخ محمّد طنطاوی عالمی بزرگ بود، و دائی‌اش محبّ الدیّن خطیب نویسند‌ای بزرگ و روزنامه‌نگار مشهور است.
هوش سرشار و آگاهي خود را در برابر بمب متفقين كه پايتخت امويان را درهم مي‌كوبيد گشود در حالي كه باز مانده ترك‌ها بر شهر– بغداد – ظلم مي‌راندند و منطق‌ی شام– سوريه– را بعد از بحران اقتصادي به جایی بی‌حاصل و متروكه تبديل كردند، بطوری كه يك اوقيه شكر (200 گرم ) به ريال مجيدي براي يك جشن ازدواج باشكوهي كفایت مي‌كرد.
استاد طنطاوی: هنوز در مدرسه دانش‌آموز بود كه هوش و بيداري اندیشه بر سن و سال او سبقت گرفته بود، و چون در مدرسه‌اش درخواست مشاركت براي راهپیمایی استقبال باشكوه از ژنرال جديد غورو اعلان گردید آن را رد كرد و يك نطق حماسي را ايراد كرد و افزود: همانا فرانسوي‌ها دشمنان دين و وطن ما هستند نبايد به استقبال رهبر آنان برويم. طنطاوي دوران اوليه مدرسه را در عهد عثماني سپري كرد، ايشان در مدرسه تجاريه درس مي‌خواند، سپس در مدرسه سلطانيه دوم و بعدها در مدرسه جقمقيه سپس در مدرسه حكوميه مشغول تحصیل شد تا سال (1923م) كه مدرسه عنبر افتتاح شد كه اولين دبيرستان دمشق بود که ایشان بدان وارد شد، و در سال 1928 از آن‌جا به بكالوريا دست يافت. سپس به مصر رفت و وارد دارالعلوم عليا شد، اما یک سال طول نکشید كه به دمشق برگشت و وارد دانشگاه حقوق گردید، و در سال (1933) موفق به در