ن حرفه‌ای قرار گرفت، و پس از شکستن و تخریب همه دارایی‌های آن را به یغما بردند، و در صدد قتل نگهبان آن هم برآمدند. وقتی او را دیدم غم و اندوه را در چشمانش مشاهده کردم، زیرا آن ثروت‌ها سهم یتیمان و فقرا و مساکین بود، و او پاداش خود را از خدا می‌خواست، و در روز دوّم حادثه که به طرف فرودگاه حرکت کرد ماشینش چپ شد و چند مرتبه غلطید و با خشنودی به دیدار پروردگار شتافت، و انشاء الله مورد خشنودی خداوند هم بود.
دکتر مانع جهنی در سن (60) سالگی درگذشت، عمری مالامال از دعوت دینی و عطاء و بخشش و عمل خیر».

همسر دکتر مانع جهنی (دکتوره هُدی) می‌گوید: «دکتر مانع پرهیزگار بود و در مورد هر صغیره و کبیره‌ای از خدا می‌ترسید...، نماز خواندن در مسجد به نسبت ایشان امری اساسی بود، و حتی زمانی که بیمار بود حریص بود بر این‌که نماز را به موقع ادا نماید، و در هر جا بود برای ادای نماز به جماعت دنبال مسجد می‌گشت، و حتی زمانی هم که به خارج سفر می‌کرد نمازش را در فرودگاه یا مجتمع تجاری یا بیمارستان به موقع و در اول وقت اداء می‌کرد، به نگاه عابرین توجه نمی‌کرد، بلکه با اطاعت خداوند(جل جلاله) احساس فخر و سر بلندی می‌کرد، و خطاب به من می‌گفت: مردم علناً گناه می‌کنند شرم نمی‌کنند؛ ما از انجام عبادت خدا در جلو آن‌ها حیا کنیم؟. نخستین چیزی که در سفر بعد از پیاده شدن در مسافرخانه برایش مهم بود پیدا کردن وسیله‌ی بیدار شدن برای نماز صبح بود. همچنین بر قرائت و فهم قرآن کریم و خواندن تفسیر آن حریص بود، و ترجمه‌ی ایشان برای قرآن کریم همراه یکی از مسلمانان آمریکایی بزرگترین دلیل بر اهتمام او به قرآن است».

همچنین دکترها عبدالوهاب نور ولی، حسن سفر، ناصر زهرانی، و سلیمان أبا الخلیل او را ستوده‌اند، همان‌گونه که رئیس مجلس شورا دکتر صالح بن حمید و جمع بسیار زیاد دیگر او را ستوده‌اند.
از سخنان دکتر جهنی:
«قبل از این‌که با انجمن ارتباط داشته باشم فکر آن را داشتم، حقیقت آن اندیشه این بود که آن‌جا زیاد پیشنهاد می‌شد برای همسو کردن و هماهنگ ساختن جوانان مسلمان در همه گوشه و کنار جهان کاری انجام شود. در بین آن‌ پیشنهادها طرح نظریه‌ی سوّم «قذافی» بود، که برای تشکیل کنفرانس در طرابلس غرب دعوت نمود، و شرکت کنندگان آمریکایی و بسیاری دیگر از کشورها از جمله عربستان سعودی در آن حضور یافتند؛ و قضیه‌ی (نظریه‌ی سوم) مطرح گردید که اگر به خوبی اجرا می‌شد خوب و شجاعانه بود، و خلاصه‌ی این نظریه مبنی بر این بود که کمونیست و راه و روش سوسیالیستی، و سرمایه‌داری و روش‌های هر دو شکست خورده هستند، و تنها نظام درست و سالم  اسلام است، که این مورد اتفاق همه مسلمانان است، امّا (قذافی) آن را به (کتاب سبز) خود و برخی فعالیت‌ها مرتبط ساخت که ارزش نظریه‌اش را از بین برد، علاوه بر حمله و دستگیری‌هایی که بر ضد جوانان مسلمان در لیبی انجام داده ‌بود. کنفرانس بسیار جدّی بود، لذا به او گفتند: «تو برای اسلام و نظریه‌ی سوم فراخوانی می‌کنی در حالی که بر راه و روش اسلام نیستی، اگر می‌خواهی ما را اقناع کنی به این‌که در نظریه‌ات راست و جدّی هستی مسلمانان زندانی لیبی را آزاد کن». سپس کنفرانس بدون هیچ نتیجه‌ای به کار خود پایان داد، و شرکت کنندگان با شیخ حسن آل شیخ مصاحبه کردند و گفتند: قذافی بی‌هدف راه می‌پیماید و می‌خواهد برای جوانان سازمانی بوجود آورد، ولی عربستان سعودی برای ایفای این نقش سزاوارتر است. آل شیخ گفت: در این باره با ملک فیصل گفتگو خواهیم کرد، و درخواست را برای ملک فیصل فرستادند و قضیه را بر او عرضه کردند که در آن موقع در سفرهایش به آفریقا و آسیا و غیره قضیه‌ی «همبستگی اسلامی» را به شدت مطرح می‌کرد، و به اهمیّت آن قناعت کامل داشت، و قبل از آن هم برخی سازمان‌ها از جمله «رابطه جهان اسلام» را برای تقویت مفهوم همبستگی بین جمعیات و مراکز اسلامی و اقلیت‌های مسلمان ساکن در کشورهای غیر مسلمان تأسیس کرده‌ بود؛ و در سطح رسمی‌تر (سازمان کنفرانس اسلامی) را به منظور ایجاد وحدت بیشتر در بین کشورهای اسلامی بوجود آورد. در خلال سؤالاتی مبنی بر این‌که چرا این ‌سازمان‌ تکمیل نشود تا انجمن اسلامی جوانان هم بوجود آید، و همبستگی بیشتر شود، و این جنبه تا زمان کامل شدن منظومه‌ی همبستگی اسلامی فعال باشد؟ این اندیشه تقدیم شد و آن پیشنهاد خوب و زیبا تلقی گشت، و در سال (1393هـ) کنفرانس اسلامی تشکیل شد، سپس از سوی اعضاء پیشنهاداتی مبنی بر ایجاد سازمان به نام «انجمن جهانی اسلامی برای جوانان» مطرح گردید، و از آن موقع تشکیل شد».دکتر مانع حماد جهنی رئیس انجمن اسلامی جهانی جوانان در روز یکشنبه (25/51425هـ) برابر با (4/8/2002م) در مسیر فرودگاه بر اثر یک حادثه‌ی رانندگی که ماشینش چند مرتبه غلطید، در حضور اجتماعی مهم در جده از پژوهشگران شؤون اسلامی و امور دعوت وفات یافت.
درود و رحمت بیکران خدا بر روان برادرمان، و از خداوند(جل جلاله) مسألت دارم او را در بهشت برین همراه با پیامبران و راستان و شهداء و شایستگان که دوستان بسی خوب هستند؛ محشور گرداند، و شكر و سپاس پروردگار جهانيان را سزا است... <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:40.txt">جایگاه احمد دیدات</a><a class="text" href="w:text:41.txt">تولد و آغاز زندگي</a><a class="text" href="w:text:42.txt">زندگی دعوتگری</a><a class="text" href="w:text:43.txt"> بعضی از پروژه‌های تکمیل شده احمد دیدات</a><a class="text" href="w:text:44.txt">بیماری استاد احمد دیدات</a><a class="text" href="w:text:45.txt">در گذشت احمد دیدات</a></body></html>دکتر عبدالرحمن دوسری
عبدالله بن جبرین...امام دانشمند
احسان إلهی ظهير... سركوب كننده مبتدعين⁮
علامه نابغه... حافظ حکمی
عبدالحمید بن بادیس، داعی مخلص
دکتر مانع جهنی
احمد دیدات ...مهاجری مجاهد
علامه‌ی جنوب...عبدالله قرعاوی
دعوتگر مشرق زمین... ابوالحسن ندوی
دكترمصطفی... دانشمندی فرهيخته
داعی مبارز... ابو الأعلی مودودی
علي طنطاوي دعوتگري اديب و ماهرشیخ احمد دیدات(رح) به عنوان مردی باجرأت، شجاع، مدافع دین مقدس اسلام و پاسخگو به اباطیل و خرافاتی که دشمنان اسلام از جمله نصاری که در زمان پیامبرص تا به‌ حال آن‌را توزیع می‌کردند، شناخته شده است، و این کار با دسترسی وی به کتاب «اظهارالحق» میسر شد. در واقع احمد دیدات به‌ وسیله‌ی خواندن این کتاب به عنوان پاسخ‌گویی به‌ شبهات نصاری و بحث و دیالوگ با اهل کتاب، در دنیا مشهور و معروف گشت. ایشان با روشی کاملا شرعی و موافق با شیوه‌ی قرآنی به‌ دعوت اهل کتاب به گفتگو پرداخت و از آنان خواست تا از لابه‌لای کتاب تحریف شده‌ی خود به‌ عرضه‌ی دلیل و برهان بپردازند؛ که‌ در نهایت تاثیر بسیاری را بر جای گذاشت و شهسوار ویکه‌تاز این میدان گشت. استاد احمد حسین دیدات سال 1918م در «تادکهار فار» منطقه‌ای در سراط هند از پدر و مادری مسلمان (حسین کاظم دیدات و فاطمه) متولد شد، شغل اصلی پدرش کشاورزی بود و مادرش نیز