ه تا روز قیامت به آن عملی‌کنند به او می‌رسد. حدیث صحیح است که امام مسلم در کتاب الزکات آن را آورده است و درسنن الدرامی نیز وارد شده است. سنت در اصطلاح را هم محدثین هم اصولیین هم فقهاء تعریف کرده‌اند. علمای محدث به این صورت نسبت را مورد بررسی قرار داده‌اند که رسول خدا، امام هدایت‌دهنده، نبی رسول، آن کسی که پروردگار به ما خبر داده است که ایشان اسوه و الگوی ماست، به همین خاطر آنها (محدثین) تمام چیزهایی که به پیامبرص ارتباط داشته است مثل فرموده‌ها، افعال و تقریرات(1)  آنها را نقل کرده‌اند، بدون اینکه حکم شرعی را ثابت کنند یا خیر، همانطور که اخبار و شمایل و داستان‌ها و صفات اخلاقی و خلقتی ایشان را بیان کرده‌اند. که کتاب‌های حدیث این مطالب را کاملاً بیان کرده است و تلاش مستمر محدثین و حدیث‌شناسان این مطالب را ثابت کرده است. 
از این جهت آنها سنت را به این صورت تعریف می‌کنند: 
هر چیزی که از قول و فعل و تقریر و یا صفات اخلاقی و خلقتی قبل از بعثت یا بعد از بعثت از ایشان به جا مانده باشد سنت نام دارد. 
اما عملای اصول، سنت را به این صورت مورد بررسی قرار می‌دهند که پیامبرص قانون‌گذاری است که پایه‌ها را قرار می‌دهد، راه را برای مجتهدین بعد از خود روشن می‌سازد، و برای مردم روش زندگی را بیان می‌کند، از آن جهت به اقوال و افعال و تقریرات ایشان توجه می‌کنند که احکام افعال بندگان را از جهت حرام بودن، یا واجب بودن و یا مباح بودن و غیره در بر می‌گیرد، به همین خاطر آنها سنت را چنین تعریف می‌کنند: 
آنچه که از پیامبرص از قول و فعل و تقریر نقل شده باشد سنت نام دارد. 
مثال قول: (إنّما الأعمال بالنیات) هر کاری که انجام می‌شود بستگی به نیّت آن فرد دارد. 
مثال فعل: آنچه که از افعال پیامبرص در نمازها و مناسک حج و غیره که به ما رسیده‌اند. 
مثال تقریر: اجتهاد صحابه‌ها در مورد نماز عصر در غزوة بنی قریظه آن زمان که فرمود: (لا یُصلینَّ أحدُکَم العصرَ إلاّ فی بنی قریظَةَ) رواه البخاری فی کتاب المغازی (15/294 – شماره 4119). 
هر یک از شما باید نماز عصر را در میان طایفة بنی قریظه بخواند. بعضی از اصحاب ظاهر فرمودة پیامبرص را در نظر گرفتند به همین خاطر نماز را به تاخیر انداختند و تا زمانی که وقت آن تمام نشد آن را به جا نیاوردند، و بعضی هم این طور فهمیدند که منظور و هدف پیامبرص تشویق اصحاب برای شتاب و عجلة کار بوده است، به همین خاطر در وقت خود نماز خواندند قبل از اینکه به بنی قریظه برسند، این قضیه به پیامبر ص رسید ایشان هم هر دو گروه را تایید نمود. 
اما علمای فقه سنت پیامبرص را به این صورت مورد بررسی قرار می‌دهند که اقوال و افعال از حکمی از احکام شرعی خارج نمی‌شوند، از این جهت تعریف سنت نزد ایشان چنین است: هر چه پیامبرص به صورت امر غیر جازم و غیر قطعی دستور داده باشد، و یا آنچه که از پیامبرص ثابت شده باشد بدون اینکه فرض یا واجب باشد، و یا آنچه که در انجام دادن آن اجر و ثواب وجود داشته باشد و یا در ترک آن عتاب و سرزنش نه انتقام وجود داشته باشد، سنت دقیق مقابل واجب و غیر آن است از احکام پنج‌گانه نزد علمای فقه بعضی اوقات سنت مقابل بدعت است، مثلاً گفته می‌شود: هر زمان کسی طبق سنت پیامبرص عمل کند می‌گویند بر سنت پیامبرص می‌باشد. و یا گفته می‌شود فلان کس بدعت کار است، زمانی که خلاف سنت عمل نماید. و همچنین لفظ سنت نزد فقهاء برای آنچه که صحابه‌ها بر آن بوده‌اند اطلاق می‌شود، چه آن عمل در قرآن موجود باشد یا خیر، چون آنها پیروان سنّتی بوده‌اند که برای آنها ثابت بوده است، برای ما نقل ‌نشده است و یا اجتهادی نبوده که آنها بر آن اجماع کرده باشند و کسانی که پیش از آنها بوده‌اند آن را نقل کرده باشند. چون پیامبرص می‌فرمایند: (علیکُم بسنّتی وَ سنّةِ الخلفاءِ الراشدین المهدیین مِن بعدی عضّوا علیها بالنواجِذِ) بر شما لازم است که سنّت من و سنّت خلفای راشدین بعد از من را رعایت کنید و با چنگ و دهان آنها را محکم بگیرید و به آنها عمل کنید. 
این‌ها معانی سنّت هستند، و یا تعریف آن می‌باشند، و منظور از سنّت در اصطلاح علما، منظور هر عالمی از هر علمی باشد اهتمام و توجه ویژه‌ای متناسب با علم خود به سنّت داشته است و آن را که در علوم مد نظر داشته‌اند سنّت آن را تثبیت کرده است بدون اینکه با آنها تعارضی و مخالفت داشته باشد. در واقع همه این علوم در خدمت سنّت نبوی بوده‌اند و در راستای آسان نمودن شناخت آن و حمل کردن به آن بوده‌اند، از بزرگترین اهدافی که این علوم نسبت به آن قیام کرده‌اند جمع‌آوری سنّت نبوی و پاک نمودن و جدا کردن صحیح آن از چیزهایی که به دروغ وارد آن شده است می‌باشد. بعد از آن دفاع از سنت در مقابل کسانی که ضد سنّت نبوی فتنه‌گری و مقابله و مخالفت می‌کنند و سعی بر تشویه اذهان عمومی و شبه‌افکنی دارند. 
...............................
(1) تقریر به این معنی است که در حضور پیامبر ص کاری صورت گرفته باشد و ایشان آن را رد نکرده باشند. (مترجم)استشراق یک اتجاه و جهت‌گیری فکری است که به صورت عمومی تمدّن شرقی و به صورت خصوصی تمدن اسلامی و عربی را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد. که در ابتدای پیدایش آن فقط به بررسی اسلام و زبان عربی می‌پرداخت. سپس وسعت پیدا کرد تا تمام شرق را مورد بحث و بررسی قرار دهد هم از لحاظ زبان و تقالید و آداب و رسوم، پس از مستشرقین علمای غربی هستند که توجه زیاد و ویژه‌ای به اسلام و زبان عربی و لغات شرقی و أدیان و آداب آنها دارند. و در حقیقت بحث‌ها و کتاب‌ها و مقالاتی که این مستشرقین دربارة اسلام نوشته‌اند و ارائه داده‌اند بسیار بزرگ و زیاد هستند که هدفشان از نوشتن این کتاب‌ها و مقالات و بحث‌ها مسائل زیر می‌باشد: 
اولاً: حمایت از انسان غربی تا نور اسلام را ببیند، به آن ایمان آورده حامل پرچم اسلام باشند و در راه آن تلاش و مجاهده کنند همانطور که مسیحی‌ها در شام، مصر، شمال آفریقا، اسپانیا، قبلاً به آن گرویدند، زمانی که این نواحی داخل اسلام شد مردمان آن دسته دسته و گروه گروه داخل اسلام شدند و از دعوتگران این دین پاک شدند، از آن دفاع و حمایت نمودند، عجیب‌تر از این به طور عجیب و غریبی به زبان عربی روی آوردند، به طوری که زبانشان زبان عربی شد، و از میان آنها بسیاری از عالمان بزرگ پیدا شدند. 
دوماً: شناخت مشرق زمین از جهت، زمین، آب، نقشه، کوه‌ها رودها و زراعت و کشاورزی و میوه‌ها، مردم ساکنین، علم و دانشمندان، دینی و عقاید و عادات و آداب و رسوم و زبان و .... بررسی شود، همة این‌ها به خاطر این بود که چگونه به آنها رسیده شود، به طوری که دیار و سرزمین اسلام به سرزمینی ترسناک و مخوفی تبدیل شده بود، به طوری که هیچ کس نمی‌توانست چند قرنی از این سرزمین‌ها عبور کند، و بحث و گفتگو و درگیری‌ها بر سر مرزها و حد و حدود آنچه که به مصلحت و صلاح اسلام و مسلمین بود قطع می‌کرد و نیروهای شرور را مقهور و مطرود می‌کر