 كه: قريش، به قصد به خلافت رساندن ابوبكر(رض) حديثِ (خلفا از قريش هستند) را شعار خويش قرار دادند تا خلافت را از دست انصار بيرون كشند و ابوبكر(رض) را به خلافت برسانند. همين‌طور اين گفتار نيز باطل است كه: (حديث مذكور، ساخته و پرداخته‌ي ابوبكر(رض) مي‌باشد و اصلاً چنين حديثي از رسول‌خدا(ص) روايت نشده است.) برخي ضمن رد اين حديث، آن را ساخته و پرداخته و استراتژي قريش براي رسيدن به خلافت مي‌دانند كه بازتاب جايگاه قريش در جامعه‌ي عربي آن روز بوده است! بدون ترديد چنين پردازشي از ماجراي سقيفه و حديث صحيح و مشهور (الأئمةُ مِن قريش) شكلي از زشت‌نمايي و دروغ‌بافي است كه تاريخ دوران خلفاي راشدين و صدر اسلام، خلاف آن را نشان مي‌دهد و ثابت مي‌كند كه شكل‌گيري نظام اسلامي به خاطر تلاش و مجاهدت اصحاب رسول‌خدا(ص) بوده و بر اساس اخوت و برادري ژرف و استوار مهاجرين و انصار قوت گرفته است.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخاري، كتاب الأحكام، شماره‌ي7139
2) مسلم، كتاب الإمارة، شماره‌ي1821
3) بخاري، كتاب الأحكام، شماره‌ي7140
4) مسلم، كتاب الإمارة، شماره‌ي1818
5) الفتح الرباني از ساعاتي، باب الخلافة ج5 ؛ ابن‌ابي‌شيبه (5/544)
6) المصنف از ابن‌ابي‌شيبه (5/544)
7) مرجع سابق
8) مرجع پيشين
9) بخاري، كتاب الفتن، شماره‌ي7085 – در صحيح مسلم حديثي بدين مضمون آمده است كه: «هلاكت و نابودي امت من توسط طايفه‌اي از قريش است.»(مترجم)
10) دلائل النبوة از بيهقي (6/464) ؛ الإحسان في تقريب صحيح ابن‌حبان، شماره‌ي6713
11) بخاري، كتاب الفتن، شماره‌ي7056
12) الأنصار في العصر الراشدي، ص116علما در اين‌كه ابوبكر(رض) پس از عام‌الفيل به دنيا آمده، اختلافي ندارند؛ اما بر سر اين‌كه تولد ابوبكر(رض) چند وقت، پس از عام‌الفيل بوده، اختلاف نظر وجود دارد. برخي گفته‌اند: ابوبكر(رض)، سه سال پس‌از عام‌الفيل به دنيا آمده و عده‌اي، دو سال ‌‌و نيم پس‌از عام‌الفيل را زمان تولد ابوبكر(رض) مي‌دانند. برخي هم دوسال و چند ماه را بدون تعيين عدد ماه، موقع تولد ابوبكر دانسته‌اند.(1)  به هر حال ابوبكر(رض) در آغوش پدر و مادري كه درميان قومشان داراي حرمت و عزت بودند، به‌خوبي پرورش يافت و همين، باعث شد تا ابوبكر(رض) نيز درميان قومش، محترم و سرآمد باشد.(2) 
شكل ظاهري ابوبكر(رض) را چنين بيان كرده‌اند: چهره‌اي سفيد و جسمي نحيف و لاغر داشت؛ قيس‌ بن‌ ابي‌حازم مي‌گويد: ابوبكر(رض)، شخصي لاغر اندام و سفيد بود كه گوشت كمي بر بدن داشت.(3)  سيرت‌نگاران، ويژگي‌هاي ظاهري ابوبكر(رض) را از زبان راويان، چنين‌گفته‌اند: وي، سفيد آميخته به زردي بود؛ قد ‌و ‌قامتي نيك و لاغر و چهره‌اي استخواني با گونه‌هاي پرنشاط داشت؛ شلوارش، به كمر، بند نمي‌شد و پشتش، اندكي خميده و گونه‌اش، شاداب و كم‌گوشت بود؛ چشمان فرورفته‌اي داشت و بيني‌اش، از وسط، برآمده و داراي سوراخ‌هاي كوچكي بود؛ ساق‌هاي باريكي داشت و با وجودي كه ران‌هايش،كم‌گوشت بود، اما محكم و چابك به نظر مي‌رسيد؛ پيشانيش، بلند و كشيده بود و انگشتانش، استخواني و يكنواخت؛ او، ريشش را با حنا و كتم(4) ، رنگ مى كرد.(5) 
------------------------------------------------------------------------------------
1) سيرة و حياة الصديق، مجدي فتحي السيد ص29 و تاريخ الخلفاء، ص56
2) تاريخ الدعوة الي الإسلام في عهد الخلفاء الراشدين ص30
3) الطبقات از ابن‌سعد (3/188)
4) نوعی گیاه
5) بخاري، شماره‌ي5895 و مسلم، شماره‌ي2341- ابوبكر الصديق، نوشته‌ي مجدي السيد، ص32در برخي از آيات قرآن به اين نكته اشاره شده كه ابوبكر صديق(رض) سزاوارترين و شايسته‌ترين فرد اين امت براي خلافت و جانشيني رسول‌خدا(ص) است. آيات زير از اين دست مي‌باشد:
1ـ(اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ(6) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ(7)) (فاتحه:6و7)
يعني: «ما را به راه راست راهنمايي فرما؛ راه كساني كه به ايشان نعمت داده‌اي، نه راه آنان كه بر ايشان خشم گرفته‌اي و نه راه گمراهان.»
توضيح: در اين آيه خداوند متعال، به بندگانش آموزش مي‌دهد كه از او بخواهند تا آنان را به راه راست، يعني راه كساني كه به آنان نعمت داده، راهنمايي كند؛ خداوند متعال، در آيه‌ي 69 سوره‌ي نساء، چهار دسته را نام مي‌برد كه به ايشان نعمت داده است؛ يكي از اين گروه‌ها، صديقين مي‌باشند. رسول‌خدا(ص) نيز ابوبكر صديق(رض) را از جرگه‌ي صديقين معرفي كرده‌ و بلكه بر او لقب صديق نهاده‌اند. بنابراين ابوبكر(رض) يكي از صديقين است و البته جلودارتر از همه؛ وقتي ابوبكر صديق(رض) يكي از كساني باشد كه راهشان، همان راه راست و مستقيم است، كدامين عاقل در اين‌كه ابوبكر(رض) سزاوارترين شخص امت براي جانشيني رسول‌خدا(ص) مي‌باشد، شك مي‌كند؟(1)  محمد بن عمر رازي رحمه الله مي‌گويد: «اين آيات سوره‌ي فاتحه، بر خلافت ابوبكر(رض) دلالت مي‌كند؛ چراكه راه راست در اين آيات، راه كساني تعريف مي‌شود كه خداوند، به آنان نعمت داده است و خداوند متعال، در آيات ديگر (69 سوره‌ي نساء) بيان مي‌كند كه آنان، عبارتند از: انبياء، صديقين، شهدا و صالحين. بدون شك ابوبكر(رض) در رأس صديقين قرار دارد و به عبارتي مفهوم آيات سوره‌ي فاتحه از اين قرار است كه خداي متعال به ما دستور مي‌دهد از او هدايتي را درخواست كنيم كه ابوبكر صديق(رض) و ساير صديقين بر آن بوده‌اند. اگر ابوبكر(رض) شخص گمراهي بود، اصلاً اقتدا به او درست نبود؛ بنا بر آن‌چه آورديم، اين آيه، دليلي بر خلافت ابوبكر صديق(رض) مي‌باشد(2). 
محمد امين شنقيطي مي‌گويد: «از اين آيه، درستي خلافت ابوبكر صديق(رض) برداشت مي‌شود؛ چراكه ابوبكر(رض) در جرگه‌ي كساني قرار دارد كه خداوند متعال، در سوره‌ي فاتحه به ما ياد مي‌دهد كه از او هدايت و ره‌يابي به راه كساني را بخواهيم كه راهشان، راست و مستقيم است. خداوند، اين نعمت‌يافتگان را معرفي نموده و صديقين را از جمله‌ي آنان برشمرده است. قطعاً ابوبكر(رض) از جرگه‌ي صديقين است و از اين‌رو در جمع كساني مي‌گنجد كه خداوند متعال، به آنان نعمت داده و به ما امر فرموده تا از خداي مهربان بخواهيم كه ما را به راه چنين كساني راهنمايي كند. لذا هيچ ترديدي به‌جا نمي‌ماند كه ابوبكر صديق(رض) بر راه راست بوده و خلافتش نيز حق مي‌باشد.»(3) 
2ـ(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ) (مائده:54)
يعني: «اي اهل ايمان! هر كس از شما از دين خود برگردد (و مرتد شود)، خداوند (به جاي ايشان و براي جنگ با اين‌ها) كساني را خواهد آورد كه ايشان را دوست دارد و آن‌