. ابوبكر صديق(رض)، از ميان صحابه(رض)، تنها كسي است كه به همراهي پيامبر(ص) در مواقع خاص مفتخر گرديده است. مواقعي از قبيل: *سفر هجرت. *همراهي با پيامبر(ص) و نگهاني از ايشان در سايه‌باني كه در جنگ بدر براي آن حضرت(ص) درست كردند. *همراهي با رسول‌خدا(ص) به هنگام عرضه‌ي دعوت به قبايل عرب در موسم حج و…. تمام سيرت‌شناسان به اين اذعان كرده‌اند كه تنها ابوبكر(رض) در مواقع خاص و البته پرافتخار به همراهي پيامبر اكرم(ص) مفتخر شده است.
3ـ بنا بر نص قرآن، ابوبكر(رض) تنها يار و همراه رسول‌خدا(ص) در غار بود و از اين‌رو «يار غار» ناميده مي‌شود. بخاري و مسلم رحمهما الله از انس(رض) روايت كرده‌اند كه ابوبكر صديق(رض) فرموده است: هنگامي كه در غار بوديم، به پاهاي مشركان نگريستم كه بالاي سرمان بودند؛ گفتم: «اي رسول‌خدا! اگر يكي از آن‌ها به پايين پايش نگاه كند، حتماً ما را مي‌بيند.» رسول‌خدا(ص) فرمودند: (يا أبابكر ما ظنك باثنين اللّه ثالثهما)(16)  يعني: «اي ابوبكر! گمان تو درباره‌ي دو نفر كه سومينشان، خدا است، چه مي‌باشد؟» تمام اهل حديث (حديث‌شناسان)، اين حديث را صحيح دانسته‌اند و حتي دو نفر از آنان هم در مورد صحت و درستي اين حديث، با يكديگر اختلاف ندارند. نص قرآن نيز، درستي اين حديث را تأييد مي‌كند(17). 
4ـ ابوبكر(رض)، يار هميشگي رسول‌خدا(ص) بوده است. آن چه در آيه، از ابوبكر به يار غار تعبير مي‌كند، بدين معنا نيست كه ابوبكر(رض)، فقط يار غار پيامبر بوده و بس. بلكه ابوبكر صديق(رض)، يار مطلق و هميشگي رسول‌خدا(ص) بوده و از چنان سابقه‌اي در هم‌صحبتي با رسول اكرم(ص) برخوردار است كه به اتفاق نظر سيرت‌شناسان، شخص ديگري چنان سابقه‌اي در هم‌صحبتي با پيامبر(ص) ندارد. برخي از علما به اين نكته تصريح كرده‌اند كه: «فضايل و مناقب ابوبكر(رض)، ويژگي‌هاي خاص خود او و منحصر به فرد بوده و ابوبكر(رض)، در برخورداري از آن‌همه فضايل و ويژگي‌ها، شريك و همانندي ندارد.»(18) 
5ـ ابوبكر(رض)، يار دل‌سوز رسول‌خدا(ص) بوده است. لفظ ( لاَ تَحْزَنْ ) كه در اين آيه به نقل از رسول اكرم(ص) خطاب به ابوبكر(رض) آمده، نشان مي‌دهد كه ابوبكر، دوست‌‌دار و ياور شفيق و دل‌سوز آن حضرت(ص) بوده است. ابوبكر(رض) از اين ناراحت و دل‌نگران بود كه مبادا رسول‌خدا(ص) كشته شوند و اسلام، از ميان برود. به همين خاطر در سفر هجرت، گاهي پيشاپيش پيامبر(ص) حركت مي‌كرد و گاهي پشت سر آن حضرت؛ پيامبر اكرم(ص) دليل اين كارش را پرسيدند. ابوبكر(رض) گفت: «وقتي به فكر مي‌افتم كه ممكن است كفار، پيشاپيش ما كمين كرده باشند، جلو حركت مي‌كنم و هنگامي كه به ياد تعقيب و جستجوي آن‌ها مي‌افتم و اين مسأله به خاطرم مي‌رسد كه ممكن است دشمن از پشت سر برسد، عقب حركت مي‌كنم (تا خطري متوجه شما نباشد و به شما آسيبي نرسد.)»(19)  امام احمد رحمه الله چنين روايت كرده است: ابوبكر(رض) گاهي پشت سر پيامبر(ص) راه مي‌رفت و گاهي جلو و پيشاپيش آن حضرت؛ رسول‌خدا(ص) به او فرمودند: «تو را چه شده كه چنين مي‌كني؟» ابوبكر(رض) گفت: «اي رسول‌خدا! (وقتي) از اين مي‌ترسم كه كفار، از جلوي شما درآيند، پيشاپيش شما حركت مي‌كنم (و همين‌طور بر عكس.)» زماني كه به غار رسيدند، ابوبكر(رض) گفت: «اي رسول‌خدا! همين‌جا بمانيد تا من، داخل غار را تميز كنم.» ابوبكر(رض) وارد غار شد و در آن سوراخي ديد و پايش را آن‌جا نهاد و سوراخ را بست و گفت: «اي رسول‌خدا! چنين كردم تا اگر گزنده‌اي در سوراخ باشد، پاي مرا نيش بزند (و شما در امان باشيد.)»(20) 
آري، براي ابوبكر(رض) اين‌كه او زنده بماند و رسول‌خدا(ص)، كشته شوند، قابل تحمل نبود؛ به همين خاطر ابوبكر(رض) تمام داشته‌ها و جان و مالش را فداي آن حضرت(ص) كرد تا به همه‌ي مؤمنان، اين درس بزرگ را آموزش دهد كه هر مؤمني، موظف به انجام چنين كار سترگي است و بدون ترديد كه ابوبكر(رض) شايسته‌ترين مؤمني بود كه جان و مالش و بلكه تمام داشته‌هايش را در راه دعوت و دفاع از رسول‌خدا(ص) نثار كرد(21). 
6ـ پيامد همراهي ابوبكر(رض) با رسول‌خدا(ص)، اين شد كه به معيت و همراهي خداي متعال، مشرف و مفتخر گردد. وي، يگانه شخصيتي است كه در قرآن كريم به معيت و همراهي خدا با او، تصريح شده است:(إِنَّ اللّهَ مَعَنَا). اين كلمات، خيلي صريح به مشاركت ابوبكر صديق(رض) با رسول‌خدا(ص) در سفر هجرت و در معيت و ياري خدا، اشاره مي‌كند و نشان مي‌دهد كه ابوبكر(رض)، تنها كسي است كه به افتخاري اين‌چنيني، مفتخر گرديده است. اين آيه، بيان مي‌دارد كه خداوند متعال، رسول‌خدا(ص) و ابوبكر(رض) را در برابر دشمنانشان ياري رسانده و آنان را همراهي مي‌فرمايد. رسول اكرم(ص) در غار، به ابوبكر صديق(رض) اطمينان خاطر دادند كه خداوند، من و تو را نصرت مي‌كند و در مقابل دشمنان، به ما محبت كرده و عزيزمان مي‌دارد. خداوند متعال مي‌فرمايد:(إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ) (غافر:51)
يعني: «ما، حتماً پيامبران خود و (هم‌چنين) مؤمنان را در زندگي دنيا و در روزي كه گواهان، بپا خيزند، ياري مي‌كنيم.»
آري! اين، انتهاي ستودگي ابوبكر صديق است. چراكه رسول‌خدا(ص) به او مي‌گويند: «خدا، با ما است». و گويي درباره‌اش گواهي مي‌دهند كه او، در كنار آن حضرت(ص) از چنان ايماني برخوردار است كه نصرت و معيت الهي را در پي دارد؛ آن هم در موقعيتي كه تنها مؤمنان راستين، از سوي خدا ياري مي‌شوند و ساير مخلوقات خدا، مشمول نصرت و ياري پروردگار نمي‌گردند(22). 
دكتر عبدالكريم زيدان، ضمن اشاره به معيتي كه در اين آيه آمده، مي‌گويد: اين معيت كه در (إِنَّ اللّهَ مَعَنَا) به آن اشاره شده، والاتر و ارزشمندتر از آن معيتي است كه خدواند، در مورد پرهيزكاران و نيكوكاران، فرموده است:(إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ) يعني: «بي‌گمان خداوند، همراه تقواپيشگان و نيكوكاران است.».. معيتي كه در (إِنَّ اللّهَ مَعَنَا) به آن اشاره شده، عبارت است از نصرت، رحمت و مدد الهي كه تنها رسول‌خدا(ص) و يارش ابوبكر صديق(رض)، به آن مختص گرديده‌اند. معيتي كه در آيه‌‌ي (إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ) به آن اشاره شده، مقيد به شرايطي چون تقواپيشگي و نيكوكاري مي‌باشد؛ اما معيتي كه خداي متعال، بهره‌ي پيامبر اكرم(ص) و يارش نمود، نوعي از همراهي الهي بود كه صرفاً مخصوص اين دو بزرگوار بود و در قالب نشانه‌هاي خارق‌العاده و فراتر از حد تصور نمودار گشت(23). 
7ـ بر اساس اين آيه، كاملاً روشن مي‌شود كه ابوبكر(رض)، به هنگام نزول سكينه و آرامش و نصرت الهي، همراه پيامبر اكرم(ص) بوده است. آن‌جا كه خداوند متعال مي‌فرمايد:(فَأَنزَلَ اللّهُ سَکِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا)
اگر به دو نفر كه همراه يكديگرند و يكي از آنان را هراس برداشت