تري و مهرورزي در تعامل ميان حكومت و مردم مي‌پردازد و بر اين تأكيد مي‌كند كه اطاعت از ولي‌امر و كاردار مسلمانان، منوط به اين است كه او، فرمان‌بردار خدا و رسول باشد؛ ابوبكر صديق(رض) در اين خطبه به صراحت، نقش جهاد را در سرافرازي امت بيان مي‌فرمايد و از فحشا و بدكاري برحذر مي‌دارد كه مايه‌ي فساد، فروپاشي و ازهم‌گسيختگي جامعه مي‌باشد.
23ـ ابوبكر صديق(رض) پس از ترسيم و تبيين سياست‌هاي دولتش، از صحابه‌ي كرام(رض) براي اجراي برنامه‌هايش، كمك گرفت؛ ابوبكر(رض) امين اين امت (ابوعبيده بن جراح(رض)) را مسؤول امور مالي (وزير دارايي) قرار داد؛ مسؤوليت قضاوت (وزارت دادگستري) را به عمر بن خطاب(رض) سپرد و خود نيز قضاوت مي‌كرد؛ زيد بن ثابت(رض) نيز عهده‌دار پست و ارتباطات شد؛ برخي ديگر از صحابه نظير علي بن ابي‌طالب و عثمان بن عفان رضي الله عنهما نيز نامه‌ها و دستورات حكومتي را مي‌نگاشتند. مسلمانان، لقب خليفة‌النبي(ص) را بر ابوبكر(رض) نهادند و چنين صلاح ديدند كه ابوبكر(رض) تمام‌وقت، به اداره‌ي امور بپردازد و كار ديگري نكند. از اين‌رو قرار بر آن شد كه مسلمانان، خرجي ابوبكر(رض) را تأمين كنند.
24ـ ابوبكر(رض) پس از آن‌كه به مقام خلافت رسيد، چون گذشته‌ي درخشانش درميان مردم بود و هر فرصت ممكن را غنيمت مي‌دانست تا تعاليم و آموزه‌هاي ديني را به مردم انتقال دهد؛ مردم را به نيكي‌ها فراخواند و از بدي‌ها باز دارد. انوار خوبي‌هاي ابوبكر(رض) بر مردم پرتو هدايت، ايمان و اخلاق مي‌افكند.
25ـ دوره‌ي خلافت ابوبكر صديق(رض) از آن جهت كه آغاز دوره‌ي خلافت راشده و متصل به دوران رسول اكرم(ص) مي‌باشد، از اهميت و جايگاه والايي در تاريخ اسلام برخوردار است. دوره‌ي خلافت راشده به‌طور عمومي و ساختار قضايي آن به‌طور خاص، تداوم دوران رسول‌خدا(ص) و ساختار قضايي آن زمان است؛ در دوران خلافت، تمام جوانب قضايي عهد نبوي به طور كامل تداوم يافت و نصوص و مصاديق قضايي دوران رسول‌خدا(ص) در پهنه‌ي قضاوت و دادگستري خلافت راشده به اجرا درآمد.
26ـ ابوبكر صديق(رض) براي مناطق مختلف، كارگزاراني تعيين كرد و اداره‌ي عمومي هر منطقه‌اي را به والي و كاردار آن منطقه سپرد. ابوبكر(رض) در گزينش كارداران و واليان، شيوه‌ي رسول‌خدا(ص) را ادامه داد و به همين جهت نيز والياني را كه رسول اكرم(ص) پيش از وفاتشان بر مناطق مختلف گماشته بودند، هم‌چنان بر كارشان ابقا نمود و هيچ يك را بركنار نكرد مگر كه او را به امارت منطقه‌اي گمارد كه از موقعيت مهم‌تري برخوردار بود. استراتژي ابوبكر(رض) در تعيين و نصب واليان و كارگزاران، در درجه‌ي اول، ادامه‌ي مسؤوليت‌هاي كارداران زمان رسول‌خدا(ص) بر پايه‌ي توانمندي‌هاي آنان بود؛ ابوبكر(رض) در راستاي اجراي اين سياست، شرح وظايف كارداران را بر اساس وظايف و مسؤوليت‌هاي كارداراني قرار داد كه شخص رسول‌خدا(ص) آنان را تعيين و نصب نموده بودند.
27ـ رواياتي درباره‌ي تأخير بيعت علي بن ابي‌طالب و زبير بن عوام رضي الله عنهما با ابوبكر نقل شده كه صحيح نيست؛ البته در اين ميان روايت صحيحي از ابن‌عباس رضي الله عنهما نقل شده كه: «علي و زبير و كساني كه با آنان در خانه‌ي فاطمه دخت رسول اكرم(ص) بودند، از بيعت با ابوبكر(رض) عقب ماندند.» جمع شدن علي و زبير و عده‌ي ديگري از صحابه(رض) در آن شرايط مصيبت‌بار وفات رسول‌خدا(ص) در خانه‌ي دختر آن حضرت(ص) امري كاملاً عادي بود كه بر پايه‌ي روايت‌هاي صحيح ديگر، روشن و واضح مي‌گردد كه عده‌اي از مهاجرين و در رأسشان علي بن ابي‌طالب(رض) در تدارك غسل و خاك‌سپاري رسول اكرم(ص) بودند؛ از روايت سالم بن عبيد(رض) نيز همين نكته روشن مي‌شود كه ابوبكر(رض) از خانواده‌ي رسول‌خدا(ص) و از جمله علي(رض) خواست تا آن حضرت(ص) را غسل دهند و براي خاك‌سپاري آماده كنند. زبير بن عوام و علي بن ابي‌طالب رضي الله عنهما روز پس از وفات رسول‌خدا(ص) يعني در روز سه‌شنبه با ابوبكر(رض) بيعت كردند.
28ـ عايشه‌ي صديقه رضي الله عنها مي‌گويد: فاطمه و عباس رضي الله عنهما به نزد ابوبكر(رض) رفتند و سهم خود را از ارثيه‌ي رسول‌خدا(ص) خواستند؛ آنان، خواهان زمين آن حضرت از فدك و سهم ايشان از خيبر بودند. ابوبكر(رض) در پاسخ فاطمه و عباس رضي الله عنهما فرمود: من از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمودند: (لانورث، ما تركنا صدقة، إنّما يأكل آل‌محمد من هذا المال) يعني: «ما پيامبران، چيزي به ارث نمي‌گذاريم؛ آن‌چه از خود مي‌گذاريم، صدقه است؛ خانواده‌ي محمد((ص)) فقط از اين مال مي‌خورند.» به روايتي ابوبكر صديق(رض) فرمود: «من، عملي را كه رسول‌خدا(ص) انجام مي‌داده‌اند، ترك نمي‌كنم و آن را انجام مي‌دهم؛ چراكه من از اين مي‌ترسم كه اگر چيزي از رويه‌ي آن حضرت(ص) را رهاكنم، گمراه شوم.» علاوه بر اين تاريخ، نشان مي‌دهد كه ابوبكر صديق(رض) در دوران خلافتش، بي‌آن‌كه بنا به فرموده‌ي رسول‌خدا(ص) احكام ميراث را در اموال فدك يا باقي‌مانده‌‌ي خمس خيبر اجرا كند، حق خانواده‌ي پيامبر(ص) (اهل بيت) را از اين اموال مي‌داده است.
29ـ ابوبكر صديق(رض) در يكي از سخنراني‌هايش، به‌صراحت بيان كرد كه: خليفه‌ي رسول‌خدا(ص) در مقام جانشيني آن حضرت(ص) است و نه در عين آن جايگاه كه چون پيغمبر، معصوم باشد؛ بلكه خليفه، بشري است غيرمعصوم كه ياراي آن‌چه را پيامبر داشته‌اند، ندارد؛ به همين سبب ابوبكر(رض) به اين نكته اشاره نمود كه در سياستش راه رسول‌خدا(ص) را در پيش خواهد گرفت و از خود بدعت و نوآوري نخواهد كرد و به عبارت ديگر در برپايي عدل و احسان، منهج و شيوه‌ي پيامبر اكرم(ص) را به اجرا خواهد گذاشت.
30ـ آموزه‌ها و پيامدهاي اعزام لشكر اسامه(رض) توسط ابوبكر صديق(رض) عبارتند از: *مصايب و سختي‌ها هرچند بزرگ و شديد باشند، اهل ايمان و مؤمنان راستين را از انجام امور ديني بازنمي‌دارند. چنان‌چه رحلت رسول‌خدا(ص) ابوبكر صديق(رض) را از انجام وظايف و مسؤوليت‌هاي ديني بازنداشت. *تداوم دعوت اسلامي، قايم به افراد نيست و پيروي از رسول‌خدا(ص)‌ در هر شرايطي واجب است. *به‌هم‌پيوستگي دعوت و عمل و جايگاه جوانان در پهنه‌ي فعاليت‌هاي ديني، نكته‌ي ديگري است كه از ماجراي اعزام لشكر اسامه(رض) در زمان خلافت ابوبكر صديق(رض) روشن مي‌شود. *جلوه‌هاي زيبا و تابنده‌ي آداب جهاد اسلامي، در نصيحت ابوبكر صديق(رض) به مجاهدان كاملاً نمودار مي‌گردد. *جبهه‌ي مرتدان در شمال شبه‌جزيره‌ي عرب، ضعيف‌ترين جبهه‌ي پيش روي مسلمانان به شمار مي‌رفت و اين، از نتايج و آثار لشكر اسامه(رض) بود كه باعث شد تا شكست جبهه‌ي شمال براي مسلمانان، آسان‌تر از شكست دشمنان در عراق باشد. اعزام لشكر اسامه(رض) و پيامدهاي مثبت آن، نشان مي‌دهد كه ابوبكر صديق(رض) آگاهي و توانايي بيش‌تري از ديگران براي حل و فصل بحران‌ها داشته است.
31ـ چرايي و اسباب ارتداد قبايل عرب را مي‌توان چنين برشمرد: