 فتح عراق، معاهده‌اي ميان خالد و مردم اليس(26)  بسته شد كه يكي از شرايطش، اين بود كه مردم اليس، ضمن گزارش اخبار به نفع مسلمانان، آن‌ها را راهنمايي كنند و ياري‌گرشان در برابر حكومت ايران باشند؛ چراكه اهل اليس، راه‌هاي آن منطقه را بيش از هر كس ديگري مي‌‌شناختند.(27)  زماني كه خالد(رض) از سوي ابوبكر صديق(رض) مأموريت يافت كه به كمك مجاهدان در شام برود، راهنمايان را به حضور خواست و با آن‌ها درباره‌ي مسير حركت به شام مشورت و رايزني كرد تا زمينه‌ي ياري مجاهدان شام در سريع‌ترين وقت ممكن، فراهم شود و بدين منظور رافع بن عمير طائي را به عنوان راهنما، در مسير عراق به شام را به‌كار گرفت.(28)  ابوبكر صديق(رض) به هنگام اعزام يزيد بن ابوسفيان(رض) به شام، به او چنين فرمود: «در مسير حركت، بر خود و يارانت، سخت نگير.» هنگامي كه سپاهيان يزيد(رض)، در مسير حركت به سوي مقصد، دچار مشكل شدند و راه‌پيمايي بر آنان دشوار شد، يكي از افراد يزيد، سفارش ابوبكر(رض) را به او يادآوري كرد كه نبايد يارانش را در مشقت بيندازد.(29)  ابوبكر صديق(رض) زماني كه عمرو بن عاص(رض) را به فلسطين اعزام كرد، به او چنين فرمود: «براي همراهانت همانند پدر باش و در راه‌پيمايي، ميانه‌روي كن كه برخي از ايشان ضعيفند (و نمي‌توانند مسير زيادي راه بروند.)»(30)  فرماندهان قشون، برابر فرمان ابوبكر صديق(رض) سپاهيانشان را در مسير حركت به سوي منطقه‌ي عمليات، در مشقت نمي‌انداختند و به همين خاطر نيز راهنماياني به خدمت مي‌گرفتند تا مسيري انتخاب كنند كه آب ‌و آبادي بيش‌تري داشته باشد و مجاهدان به‌راحتي، به مقصد برسند و در نتيجه توان جسمي و روحيشان براي رويارويي با دشمن، حفظ شود و تحليل نرود.(31) 
جـ) وضع شعار (نشان شناسايي) براي هر يك از طوايف و دسته‌هاي فعال در لشكر
شعار لشكر اسامه(رض) در جنگ با روميان، «يا منصور أمت»(32)  بود. شعار مسلمانان در جنگ با مسيلمه‌ي كذاب «يا محمداه، يا محمداه»(33)  بود. قبيله‌ي تنوخ در فتح عراق چنين بانگ برمي‌آوردند كه: «يا آل عباد الله» در جنگ يرموك نيز هر قبيله‌ و دسته‌اي، شعار مخصوصي داشت كه با آن شناخته مي‌شد تا افرادش، بهتر آن را در گير و دار جنگ بيابند و يك‌جا و يك‌دست باشند. از جمله شعارهاي دسته‌ها و طوايف مختلف در جنگ يرموك، مي‌توان اشاره كرد به: شعار ابوعبيده(رض) و زيردستانش: «أمت، أمت»(34) ؛ شعار خالد بن وليد(رض) و همراهانش: «يا حزب‌الله»؛ شعار قبيله‌ي عبس: «يا لعبس»(35) ؛ شعار حمير: «الفتح»؛ نشانِ طوايف دارم و سكاسك: «الصبر، الصبر» و شعار بني‌مراد: «يا نصرالله انزل».(36) 
د) وارسي سربازان و دقت نظر در به‌خدمت گرفتن سربازان جديد
يكي از سفارش‌هاي ابوبكر صديق(رض) به فرماندهان لشكري در جريان جنگ‌ با مرتدها، اين بود كه ياران و همرزمانشان را از شتاب‌زدگي و تبه‌كاري باز دارند و افراد ناشناس را بدون شناخت قبلي، درميان سپاهيان وارد نكنند كه مبادا جاسوس باشند و خطري از سوي آن‌ها متوجه مسلمانان شود.(37)  ابوبكر صديق(رض) هم‌چنين فرماندهان را از به خدمت گرفتن كساني كه سوء پيشينه‌ي ارتداد داشتند، منع كرد تا هيچ خطري از سوي آن‌ها متوجه سپاهيان اسلام نشود.(38)  ابوبكر صديق(رض) در جريان فتح شام به فرماندهان لشكري سفارش كرد كه هنگام مذاكره با قاصدان و نمايندگان دشمن، محتاط و هشيارانه عمل كنند؛ چنان‌چه به يزيد بن ابوسفيان(رض) فرمود: «اگر پيك‌هاي دشمن، پيشت آمدند، آنان را گرامي بدار و البته آن‌ها را زياد، نزد خود نگه ندار تا در حالي اردوگاهت را ترك كنند كه چيزي (از اطلاعات جنگي و اسرار نظامي شما) كسب نكرده باشند. قاصدان دشمن را از اهداف و كارهاي خود باخبر نكن كه به نقاط ضعفتان پي مي‌برند و از برنامه‌هايتان مطلع مي‌شوند. با آن‌ها در بخش انبوه لشكرت ملاقات كن (تا از قدرت لشكرت بترسند). كس ديگري را سخن‌گو نكن و خودت عهده‌دار مذاكره با قاصدان دشمن باش. راز خودت را برملا نكن كه با مشكل مواجه مي‌شوي و هرگاه از سپاهيانت مشورت خواستي، سخن راست بگو تا مشورت درستي دريافت كني و مسايل را از مشاوران پنهان نكن كه در اين صورت، كارت، به خرابي و آشفتگي مي‌كشد.»(39) 
هـ) احتياط و آمادگي كامل در برابر فريب و شبيخون احتمالي دشمن
ابوبكر صديق(رض) عده‌اي را به گشت‌زني و پاس‌باني در راه‌هاي ورودي مدينه گماشت تا با هر حمله‌ي احتمالي مقابله كنند. ايشان به هنگام اعزام خالد بن وليد(رض) به جنگ با مرتدها، به او درباره‌ي فريب و شبيخون عرب‌ها هشدار دادند و فرمودند: «نسبت به شبيخون عرب‌ها هشيار و آماده باش.»(40)  ابوبكر صديق(رض) به فرماندهان لشكرها سفارش كرد كه عده‌اي را به نگهباني و پاسباني در اطراف لشكرشان بگمارند و برخي را هم به گشت‌زني بفرستند تا با حملات احتمالي و نابهنگام دشمن، مقابله كنند و بدين ترتيب در كمال آمادگي باشند. ابوبكر صديق(رض) به فرماندهانش دستور داد كه گاهي به نگهبانان، سر بزنند و ببينند كه در انجام مسؤوليتشان، كوتاهي نمي‌كنند. چنانچه به يزيد بن ابوسفيان(رض) فرمود: «نگهبانان زيادي را در اطراف اردوگاه پراكنده كن و شب و روز، به طور ناگهاني و بدون خبر قبلي از آنان سر بزن.»(41)  و به عمرو بن عاص(رض) چنين فرمود: «يارانت را به نگهباني و پاسباني، دستور بده و خودت، به آنان سر بزن….»(42) فرماندهان لشكرها، مطابق دستور ابوبكر صديق(رض) عده‌اي را در مسير حركت و در اردوگاه‌ها، به نگهباني و پاسباني مي‌گماشتند.(43) 
و) تأمين نيازمندي‌هاي لشكر
ابوبكر صديق(رض) شتر، اسب و سلاح و جنگ‌افزار مي‌خريد و در عرصه‌ي جهاد به‌كار مي‌گرفت(44)  و غنايمي را كه در جنگ، به‌دست مسلمانان مي‌افتاد، در اختيارشان قرار مي‌داد تا در ميدان نبرد بر ضد دشمن، استفاده شود.(45)  يكي از دستورات ابوبكر صديق(رض) به خالد(رض) در جريان جهاد با مرتدها، اين بود كه با زاد و توشه‌ي كافي به سوي دشمن برود.(46)  هرگاه كه فرماندهان لشكر اسلام، با دشمن، صلح مي‌كردند، يكي از شرايط سازش را اين ماده قرار مي‌دادند كه آن‌ها، با خوراكي‌هاي حلالي كه دارند، از مسلمانان پذيرايي نمايند.(47)  ابوبكر صديق(رض) فرماندهان و سپاهيان اسلام را از كشتن گوسفند‌ها و شترهاي دشمن، منع كرد مگر آن‌كه قصد خوردنش را داشته باشند.(48) 
ز) آرايش نظامي و صف‌بندي سپاهيان
ابوبكر صديق(رض) در جنگ‌ها، شيوه‌ي دسته‌بندي سپاهيان را اجرا كرد كه دسته‌ها به مقتضاي موقعيت جنگ يا به صلاح‌ديد فرمانده، كم و زياد مي‌شدند.(49)  خالد بن وليد(رض) نيز در جنگ يرموك، لشكر اسلام را به چندين دسته و گردان تقسيم كرد و لشكر اسلام را به ترتيبي آرايش داد كه چند مجاهد، در صفوفِ جداگانه و البته‌ به‌هم‌پيوسته به طرزي قرار مي‌گرفتند كه گنجايش حركت و انتشار داشته باشند. خالد(رض) در جنگ يرموك خطاب به سپاهيان اسلام چنين فرمود: «دشمنان شما، انبوه و بيدادگرند و از اين‌رو آرايش سپاه به چند دسته، آن را 