ه برخلاف قرآن کريم و سنت نبویمحمد صلى الله عليه وسلم   است. زيرا اين دو مسلمين را به برادری و نزديکی دعوت ميکنند و ميگويند با هم غذا بخوريد، با هم همسفر شويد، با هم نماز بخوانيد و از حال هم غافل نباشيد. و تمام کسانی که به مسجد می آيند، دارای اعتقاد کاملی نيستند، ولی از آمدن به مسجد منع نمی شوند و کسی نمی گويد چون فرد بظاهر مسلمان شده ای، قدم به صحن مسجد نهاده پس مسجد نحس شده است.اخشبيه گويند عمل انسان بمانند قلمی است که با آن می نويسد و چون مرگ فرا رسد، قلم بخشکد و نه نوشته ای بدان اضافه شود و نه از آن کم شود. اگر نيکی کرده باشد همان است و اگر بدی کرده باشد همان. نه نيکی زياده می گردد نه بدی. اهل سنت و جماعت گويند هرکس سنتی حسنه بر جای گذارد تا آن سنت برپا باشد بر او ثواب نويسند و هرکس سنت بدی برجای گذارد تا آن سنت بر جای باشد بر او بدی می نويسند. دعای فرزند صالح نيز که به تربيت پدر و مادر، صالح شده است بر ثواب پدر و مادر مرده می افزايد. کسيکه به ديگری چيزی بياموزد تا وقت که از آن علم بهره برند، بر آموزگار ثواب می نويسند. و کسيکه از صدقه خود مسجدی يا خانه ای برای مستمندان و بيماران و ....، از آسايش و امنيت آنها ثواب می برد و ثواب بعد از مرگ بسته نخواهد بود.تغلبيه گويند تقدير آدمی از پيش نوشته نشده، بلکه خداوند بلند مرتبه آرا نو به نو می نويسد و هر وقت کاری آدمی انجام دهد اين عمل در همان وقت نوشته شده و جزء سرنوشت او تلقی می شود و کتاب زندگی کسی از پيش نوشته نشده است. اهل سنت و جماعت گويند تمامی اعمال انسان از پيش نوشته شده است و آدمی در روز ازل بلی را، برای اينگونه بودن و حيات کردن گفته است و خداوند  از سرنوشت هر انسانی آگاه است. «ايشان را برخود نشان گواه گرفته است که آيا من پروردگار شما نيستم؟ آنان گفتند: آری گواهی می دهيم». اعراف ــ 172 فصل اول عتقادات 
معنی اهل سنت:
اهل سنت واژه ايست که در برابر اهل بدعت بکار می رود. و اين بدين معناست، که اهل سنت بعد از قران کريم در هر موردی به قول رسول خدا r و سنت او بسنده می کنند و سنتی را می پذيرند که به نوعی به رسول خدا منسوب باشد. و اين شيوه را چه در اعتقادات و چه در احکام شرعی بکار می بردند. در برابر سايرگروهها که به بدعت و نوآوری متوسل شدند، اهل سنت، کتاب و سنت نبوی r را برای امور مذهبی خود کافی دانسته و بدين ترتيب به اين معنا معروف گشتند. 
اعتقادات اهل سنت و جماعت:

اعتقادات اهل سنت و جماعت عبارند از:
 1ـ ايمان به الله ـ ايمان به موجوديت او، پروردگاريش، معبود به حق بودنش، اسمائش و صفاتش. 2 ــ ايمان به ملائکه ـ ايمان به وجود آنان، به صفتشان، به اسمشان و ايمان به وظائفشان، مثل جبرئيل و ... 3 ــ ايمان به کتابهای آسمانی ــ ايمان به اينکه اين کتابها از جانب خدا نازل گشته اند مثل تورات و انجيل و ... 4 ــ ايمان به پيامبران ــ ايمان به اينکه تمامی پيامبران در رسالت خود صادق بوده اند و حقانيت شريعت آنها را قبول کنيم و اينکه شريعت حضرت خاتم الانبياء، پايان بخش و مکمل شريعت آنهاست. 5 ــ ايمان به روز آخرت ــ ايمان به تمام چيزهايي که قرآن و رسول صلى الله عليه وسلم در مورد جهان آخرت گفته اند. 6 ــ ايمان به قدر ــ ايمان به اينکه خداوند سر منشاء تمامی امور است و وقوع هر چيزی به قضا و قدر الهی بستگی دارد.

نظر اهل سنت در مورد اسماء خداوند و صفات او:
شيوه اهل سنت بر اين است که هر آن چيزی را که خدا بوسيله کتابش يا توسط رسولش صلى الله عليه وسلم ابلاغ شده، ثبت نموده، قبول کرده و به اثبات می رسانند و اين اثبات بدون هر گونه تعطيل، تکليف (چگونگی) و تمثيل (مشابهت) صورت می پذيرد.

اسماء خداوند و صفات وی توفيقی هستند:
اسماء خداوند در معنا محکم (آيات مشخص و ظاهری ) و معلوم بوده و در حقيقت متشابه ( آياتی که جز خداوند کسی معنای دقيق آنرا نمی داند ) هستند، چون حقيقت آنها جز خداوند کس ديگری نمی داند. اسماء و صفات خداوند توقيفی هستند، يعنی نمی توان آنها را نفی يا اثبات نمود جزء با توسل به کتاب و سنت، و عقل از اظهار نظر در آنان ناتوان است. 

اقسام صفات از لحاظ ثبوت و عدم:
1 ـ صفات ثبوتی ـ صفاتی هستند که خداوند آنها را بر خود واجب کرده است مثل علم و حيات. 2ـ صفات سلبی ـ صفاتی که خداوند آنها را از خود نفی کرده است مثل ظلم و خستگی. پس ايمان به صفات ثبوتی و نفی صفات سلبی، برای هر مسلمان واجب است.
 
اقسام صفات از نظر دوام و حدوث:
1ـ صفات دائمی ـ که همواره خداوند آنها را دارا می باشد مثل علم و قدرت . 2ـ صفات متعلق به مشيت و اراده ـ که هر گاه بخواهد آنها را انجام می دهد و هر گاه بخواهد آنها را انجام نمی دهد.

الحاد:
الحاد به معنای دوری جستن از اعتقاد يا امر واجبی می باشد. 1ـ الحاد در اسماء خداوند ـ «کسانيکه در اسماءخداوند الحاد می ورزند را رها کنيد». (اعراف ـ 180 ) . 2ـ الحاد در آيات خداوند ــ «کسانيکه بر آيات ما الحاد می ورزند بر ما پنهان نيستند».  (فصلت ــ 40 )

انواع الحاد در اسماء خداوند:
1ــ اينکه جزئي يا تمام صفاتی که بر اين اسماء قرار دارند را انکار کنند. 2ـ اينکه خداوند را بنامی بخوانند که او خود را به اين نام نخوانده است. مثل مسيحيان که خداوند را پدر می خوانند. 3 ــ اينکه از اسم خداوند اسمی را برای اشياء و بتها انتخاب کنند. مانند بت «عزی» که از واژه «عزيز» گرفته شده بود.
انواع الحاد در آيات:

الحاد در آيات کونيه ــ اعتقاد به عدم اينکه خداوند به تنهايي در آفرينش دست داشته است و شخص ديگری جزء خداوند در آفرينش يا قسمتی از آن شريک بوده است. 2 ــ الحاد در آيات شرعيه ــ که عبارت است از تکذيب يا تحريف وحی بر پيامبران .

سوره اخلاص:
« بگو او خدا يگانه است. خدايي که بی نياز است. هـرگز نزائيده و زائيده نشده است. و هيچکس مثل و همتای او نيست» . اخلاص 1 ــ 4 دليل اينکه آيه را اخلاص می خوانند، اينست که خداوند آنرا به خود اختصاص داده و آنرا خالص گردانيده و در آن ، جزء در مورد خود و اسماء و صفاتش چيز ديگری بيان ننموده است. و خواننده و قاری را از هر نوع شرک خلاص می کند. و سبب نزول اين سوره اين بود که مشرکين از پيامبر صلى الله عليه وسلم خواستند تا نسب پروردگارش را بگويد و عنوان کند که از چه ساخته شده است، و خداوند اين سوره را در جواب آنها نازل نمود. اين سوره يک سوم مفاهيم قرآن را در بر می گيرد. زيرا قرآن از سه بخش تشکيل شده است : 1 ــ خبرهايي در مورد خداوند 2ـ خبرهايي در مورد مخلوقات 3ـ احکام . که اين سوره بخش اول را شامل می شود. اسماء خداوند در اين سوره عبارتند از : 1ـ الله، که همان معبود است و تعظيم و ستايش مخصوص اوست. 2ـ الصمد، که بدين معناست خداوند در صفاتش کامل بوده و مخلوقاتش نيازمند او هستند. و صفات خداوند در اين سوره عبارتند از:1ـ حی ، دارای حيات کامل است و از عدم پيشی گرفته و زوال ندارد. قيوم، قائم به نفس و قائم بر ديگران است و به ديگران احتياجی ندارد. 3ـ العلی، يعنی ذاتش والا و عالی بوده و بالاتر از همه چيز است. دار