يه و سلم  را حجت ميدانست و از خود سنت نداشت، ولي شما سنت رسول و دوازده نفر ديگر را نيز حجت ميدانيد، و اصلا اطلاع صحيحي از سنت رسول صلى الله عليه و سلم  نداريد علي رضى الله عنه  به خلفاء و اصحاب رسول صلى الله عليه و سلم  و زوجات او سب و لعن نمي كرد، ولي شما اين عمل زشت را انجام ميدهيد. علي رضى الله عنه  فضل خلفاء و اصحاب رسول را قبول داشت و پشت سر خلفاء نماز ميخواند و براي آنان خير خواهي ميكرد و در مشورتها آنان را رهنمائي و خير خواهي مينمود، ولي  شما آنان را مرتد و كافر ميدانيد. علي رضى الله عنه  دختر خود ام كلثوم را طبق تمام تواريخ براي عمر رضى الله عنه  عقد نمود، ولي شما او را قاتل فاطمه مادر ام كلثوم ميدانيد و هزاران نسبت و افتراء ميزنيد و فضائلي كه براي علي رضى الله عنه  و اولادش مي شمريد بيشتر ضد عقل و قرآن است و سند متصلي ندارد كه در اسانيد آن نظر كنيم. حضرت زين العابدين علي بن الحسين چنانكه در صحيفه ي سجاديه آمده به خدا عرض ميكند: الحمد لله الذى أدعوه ولا أدعو غيره ولو دعوت غيره لخيب دعائى و نيز مي فرمايد: الحمد لله الذى أغلق عنا باب الحاجة إِلا إليه. و حضرت علي رضى الله عنه  در نهج البلاغه ي منسوب به او خطبه 193 ميفرمايد: ولا أغلق عنكم دونه باب. و در صحيفه ي علويه در دعاي روز چهاردهم به خدا عرض ميكند: والشافع لهم ليس أحد فوقك يحول دونهم. و در دعاي ديگر (چنانكه در مستدرك الوسائل جلد اول ص 251 آمده) به خدا عرض ميكند: يا من ليس له بواب. و از قبيل اين كلمات در سخنان علي و اولاد او بسيار است. )
شما اگر مدعي تواتر نصوصتان باشيد مخالفين شما تواتر بيشتري دارند و ساير قائلين به نص اگر بخواهند چنين ادعا كرده ميتوانند و در آن صورت فرقي بين هر دو ادعا باقي نخواهد ماند، سپس آنها در ثبوت مذهب خويش بدو مقدمه نياز دارند، يكي اينكه آنها اولا دعوي عصمت براي امامان شان ميكنند و بعداً مذهب خويش را منسوب آنان مي نمايند. و ديگر اينكه آنها نياز به ثبوت آن نقل از آن امامان دارند، و براي ثبوت دو مقدمه دليلي ندارند. (شما مدعي عصمت آنانيد با اينكه مدرك نقلي نداريد شما خرافات مذهب خود را به آنان نسبت ميدهيد ولي آنان از شما بيزارند با اينكه علي رضى الله عنه   در تمام خلافتش يك درهم خمس و سهم امام از كسي نگرفت و مدعي آن هم نشد شما چنين وجوهاتي را گرفته و از راه دين نان مي خوريد و مذهبي براي دكان خود ايجاد كرده ايد ولي علي رضى الله عنه  دين را دكان نكرد. شما مي گوييد علي رضى الله عنه  در شب و روز هزار ركعت نماز مي خواند، ولي خود علي رضى الله عنه  اين ادعا را نكرد و گرنه رياكار مي شد به اضافه علي بايد به زن و اطفال خود برسد و خانه ي خود و مملكت خود و رعيت خود را اداره كند و به كار مردم رسيدگي كند نه اينكه شب و روز نماز بخواند، به اضافه يك شب تابستان كه پنج ساعت است چگونه خواندن و هزار ركعت نماز امكان دارد، علي رضى الله عنه  مي فرمايد مردم بدون اينكه 70 سال درس بخوانند قرآن را مي فهمند ولي شما پس از 70 سال درس باز در شكيد كه آيا قابل فهم است يا خير؟. بهر حال فضائل علي رضى الله عنه  بسيار است و براي علي مناقب و فضائل صحيحي است كه احتياج به جعليات و دروغ شما ندارد.  اصول دين علي رضى الله عنه  ايمان به خدا و رسول بود ولي اصول دين رافضيان بيشتر از دوست به اضافه علي رضى الله عنه  در زمان خلافت خود يك مرتبه براي وفات رسول خدا صلى الله عليه و سلم  عزا و براي تولد او جشن نگرفت ولي شيعيان براي هر امامي از امامان خود نصف سال را در جشن و عزا بسر مي برند و بدعتهايي ساخته اند بنام شعائر مذهبي از قبيل روضه خواني و سينه زني و زنجير كوبي و فرياد و واويلا كشيدن و مداحي و علم و كتل و دسته و داد و فرياد و رقص دسته جمعي و همه را بنام دين اضافه كرده اند و در حالي كه تمام اين اعمال بدعت و مورد نهي خدا و رسول صلى الله عليه و سلم  است حتي اينكه در كتب خود علماي شيعه از پيامبر و اهل بيت او آثاري نقل شده است كه بر نهي اين اعمال دلالت دارد ولي هيچ يك از علماي اماميه ايشان را نه تنها از اين كارهاي حرام باز نمي دارند بلكه خود مراسم روضه خواني برپا و ايشان را نيز به اعمالي كه ذكر شده تشويق و ترغيب مي نمايند ما در اينجا به همين مناسبت جمله اي از آثار منقول در نهي از اين اعمال ذكر مي كنيم.علي رضى الله عنه  كه تابع قرآن و سنت رسول رضى الله عنه  بود و از خود سنتي نداشت در نهج البلاغه منسوب به او در كلمات قصار شماره 136 ميفرمايد: ينزل الصبر على قدر المصيبة ومن ضرب على فخذه عند المصيبة حبط أجره. يعني: صبر به اندازه مصيبت به انسان ميرسد و كسي كه در مصيبت بر ران خود بكوبد اجرش تباه مي شود. شيخ مفيد در كتاب: ارشاد 2/ 97 از حضرت امام حسين رضى الله عنه  روايت نموده كه به خواهرش زينب رضى الله عنه  فرمود: يا أخية إنى أقسمت عليك فأبرى قسمى لا تشقى على جيبا ولا تخمشى على وجها ولا تدعى على بالويل والثبور إذا أنا هلكت. يعني: خواهر جان من تو را قسم دادم و تو به قسم و سوگند من وفادار باش كه چون من كشته شدم گريبان بر من چاك مكن و چهره نخراش و در مرگ من واويلا و واثبورا (واي بر من! خدايم مرگ دهد) مگو. كليني در فروع كافي 1/ 222 از حضرت باقر رحمه الله روايت نموده كه فرمود: وأشد الجزع الصراخ بالويل والعويل ولطم الوجه والصدور وجز الشعر عن النواصى ومن أقام النواحة فقد ترك الصبر وأخذ فى غير طريقه. يعني: شديدترين شكل بيتابي نشان دادن (در وقت مصيبت) آن است كه فرياد واويلا بلند كنند و به صورت و سينه بزنند و موي جلوي سر خود را بتراشند و كسي كه نوحه خواني بر پا دارد شكيبايي را ترك كرده و راهي جز راه صبر در پيش گرفته است. و البته روايات در اين مورد بيش از آن است كه ذكر شد هر كس بخواهد و طالب باشد رجوع كند به كتاب جامع المنقول في سنن الرسول و يا كتب معتبر ديگر.  به اضافه شيعه صد مذهب است از زيديه و اسماعيليه و فطحيه و جعفريه و ناووسيه و صوفيه و شيخيه و امثال آنها و همه مدعيند كه مذهب خود را از معصوم گرفته اند در حاليكه گفتار هريك ضد ديگري است پس صرف ادعاي اخذ از معصوم كافي نيست بايد آنچه هر مذهبي دارد با كتاب خدا و سنت رسول الله صلى الله عليه و سلم  موافق باشد چنانكه اهل سنت مي گويند ما بايد آنچه با اين دو موافق است بگيريم و مخالف با كتاب و سنت را رها كنيم و لذا آنان را اهل سنت مي نامند.) براي علي رضى الله عنه  و پسرانش مناقب بسياري ثابت شده كه اين مصنف آنرا ذكر نكرده و برخلاف براي علي رضى الله عنه  مناقب و چيزهايي به دروغ نقل كرده مانند اينكه مي گويند سوره ي انسان در حق علي و اهل بيت او نازل شده در حاليكه اين سوره مكي است، و در مكه علي با فاطمه ازدواج نكرده بود و اهل بيتي نداشت بلكه در مدينه با فاطمه ازدواج نمود و حضرت حسن در سال دوم هجرت متولد شد، و حسين در سال چهارم، و بر كساني كه علم به نزول سور قرآن و احوال اهل بيت دارند كذب ايشان مخفي نيست. و اما آيه ي تطهير پس اراده در جمله (يُرِيدُ ال