 ماجراي‌ «افك‌» نازل‌ فرموده‌، مي‌خواهد دل‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ، خاندان‌ ابوبكر صدّيق‌ ـ (رض) ـ و عايشه ي‌ مظلوم‌ ـ رضي‌الله عنهاـ را تسلّي‌ دهد و به‌ آنان‌ گوشزد مي‌كند كه‌ اين‌ واقعه‌ را اصلاً شرّ و ناگوار تصوّر نكنيد، چه‌ بسا كارهاي‌ شرّي‌ كه‌ پيش‌ شما ناگوار و ناپسند است‌، سراسر آن‌ خير و نيكي‌ باشد. پس‌ پروردگار، بهتر حال‌ بندگان‌ و اوضاع‌ آنان‌ را مي‌داند.
1) پروردگار با كلماتي‌ زيبا، مصيبت‌زدگان‌ را دلجويي‌ و تسلّي‌ مي‌دهد. پس‌ فرد مؤمن‌ نيز در وقت‌ پيش‌آمدن‌ مشكلي‌ براي‌ مسلمانان‌، بايد از كلمات‌ و جملات‌ زيبا براي‌ دلجويي‌ آنان‌ كار بگيرد و با سخنان‌ خويش‌ موجبات‌ آرامش‌ آنان‌ را فراهم‌ نمايد.
2) ممكن‌ است‌ بسياري‌ اوقات‌ انسان‌ مسلمان‌ از سوي‌ اطرافيان‌ خويش‌ مورد تهمت‌ قرار گيرد. نبايد اين‌ را دور از ذهن‌ تصوّر كرد، چه‌ بسا بدترين‌ تهمت‌ها از سوي‌ نزديكان‌ باشد. پس‌ اين‌ كار نبايد موجب‌ شود انسان‌ مسلمان‌ خود را از تهمت‌ و شرّ نزديكان‌ امين‌ بداند و به‌ هر كسي‌ اعتماد كند.
3) هر نوع‌ پيش‌آمد بدي‌ را شرّ و ناگوار تصوّر نكنيد، بلكه‌ شايد در آن‌ خيرهاي‌ فراواني‌ براي‌ خود و اطرافيان‌ نهفته‌ باشد. پس‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ ارتباط‌ با پروردگار را از دست‌ ندهيد و در تمامي‌ اوقات‌ و احوال‌ به‌ او مراجعه‌ نماييد و از او كمك‌ و استعانت‌ طلب‌ كنيد.
4) اين‌ واقعه‌ نه‌ تنها براي‌ حضرت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ مايه‌ي‌ سرشكستگي‌ و بدنامي‌ نيست‌، بلكه‌ عزّت‌ و منزلت‌ ايشان‌ را بيشتر كرد. پس‌ مي‌بينيم‌ براي‌ خاندان‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ و بيت‌ ابوبكر ـ (رض) ـ و بسياري‌ از مسلمانان‌، سراسر خير بوده‌ است‌، هر چند روزگاراني‌ حُزن‌ و اندوه‌ و درد و رنج‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ است‌.
5) هر كسي‌ به‌ اندازه‌ي‌ گناهش‌ سزا مي‌بيند. افرادي‌ كه‌ طراحي‌ و رهبري‌ و اجراي‌ نقشه‌هاي‌ شوم‌ را به‌ عهده‌ دارند، بيشتر از ديگران‌ سزايشان‌ خواهند داد. پس‌ بايد جايگاه‌ هر مجرمي‌ را به‌ خوبي‌ دانست‌ و همگي‌ را با يك‌ ديد نگاه‌ نكرد.﴿لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُّبِينٌ)  (نور / 12) 
«چرا وقتى آن را شنيديد، مردان و زنان مؤمن در حقّ خويش گمان نيك نبردند و نگفتند: اين دروغى آشكار است».
1) بدون‌ تحقيق‌ نبايد هر سخني‌ را پذيرفت‌ و تا زماني‌ كه‌ دلايل‌ قاطعي‌ در مورد آن‌ به‌ دست‌ نيامده‌، بايد با حُسن‌ ظن‌ و گمان‌ نيك‌ قضيه‌ را نگريست‌. پس‌ دامن‌ زدن‌ به‌ شايعه‌ و پخش‌ آن‌، ممنوع‌ است‌.
2) ارتباط‌ مسلمان‌ و محبّت‌ و مودّت‌ آنان‌ با يكديگر بايد به‌ قدري‌ باشد كه‌ مشكل‌ و مصيبت‌ برادر و خواهر مسلمانش‌ را مانند مصيبت‌ و مشكل‌ خويش‌ بداند. پس‌ همان‌طور كه‌ به‌ خويشتن‌ گمان‌ نيك‌ مي‌برد، بايد در مورد مسلمانان‌ ديگر نيز اين‌ چنين‌ بينديشد. اين‌ مسئله‌ آن‌ قدر مهم‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ جاي‌ اينكه‌ بفرمايد: نسبت‌ به‌ ديگران‌ حسن‌ ظن‌ و گمان‌ نيك‌ داشته‌ باشيد. مي‌فرمايد: به‌ خودتان‌ حُسن‌ ظن‌ داشته‌ باشيد. يعني‌ همان‌گونه‌ كه‌ انجام‌ اين‌ كارها از خودتان‌ را بعيد مي‌دانيد، از برادر و خواهر مسلمانتان‌ نيز آن‌ را بعيد بپنداريد.
3) اگر در مورد مسلماني‌ كلمات‌ زشت‌ و ناروايي‌ را شنيديد، زود آن‌ را باور نداريد و بر آن‌ هم‌ نيفزاييد، بلكه‌ وظيفه‌ي‌ مؤمن‌ اين‌ است‌ كه‌ آن‌ تهمت‌ها را از مؤمنان‌ دور كند و در همان‌ وهله‌ي‌ اول‌ بگويد: نه‌! اين‌ سخن‌ كاملاً اشتباه‌ و دروغ‌ بزرگي‌ است‌. پس‌ حفظ‌ آبرو و جايگاه‌ افراد ديگر، اهميّت‌ زيادي‌ در اسلام‌ دارد. و در برابر شايعات‌ بي‌اساس‌ و ناروا در مورد مؤمنان‌، سكوت‌ كردن‌ جايز نيست‌.﴿لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُوْلَئِکَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْکَاذِبُونَ﴾ (النور / 13)
«چرا بر آن چهار گواه نياوردند؟ پس چون گواهان را نياوردند آنان در نزد خداوند دروغگو هستند».
1) سخن‌ كسي‌ را كه‌ به‌ ديگران‌ تهمت‌ مي‌زند نبايد باور كرد و در مقابل‌ نيز بايد از او دليل‌ و مدرك‌ و شاهد خواست‌؛ چراكه‌ در جامعه‌ي‌ اسلامي‌ نبايد ساده‌لوحي‌ و زودباوري‌ رواج‌ داشته‌ باشد وگرنه‌ هر فرد مغرضي‌ آبروي‌ مسلمانان‌ را لكه‌دار مي‌كند. پس‌ براي‌ اثبات‌ مدعاي‌ خويش‌ بايد شاهد و گواه‌ بياورد.
2) اگر فرد تهمت‌زننده‌ نتوانست‌ شاهد و مدرك‌ قانع‌ كننده‌اي‌ براي‌ ادعايش‌ بياورد، بايد ديگر به‌ سخنان‌ او توجه‌ ننمود، و حتی‌ او را خوار و ذليل‌ و تنبيه‌ بدني‌ كرد تا ديگر جرأت‌ نكند به‌ كسي‌ تهمت‌ بزند.﴿وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ) (نور / 14)
«اگر تفضل‌ و مرحمت‌ خدا در دنيا (با عدم‌ تعجيل‌ عقوبت‌) و در آخرت‌ (با مغفرت‌) شامل‌ حال‌ شما نمي‌شد، هر آينه‌ به‌ سبب‌ خوض‌ و فرو رفتنتان‌ در كار تهمت‌، عذاب‌ سخت‌ و بزرگي‌ گريبان‌گيرتان‌ مي‌گرديد».
1) انسان‌ مؤمن‌ بايد بداند كه‌ اگر لطف‌ و رحمت‌ خداوندي‌ شامل‌ حالش‌ نشود، خيلي‌ زود به‌ هلاكت‌ و نابودي‌ مي‌رود، آن‌ هم‌ به‌ سبب‌ اعمال‌ ناشايست‌ خودش‌، اما پروردگار مهربان‌ در تمام‌ احوال‌ با لطف‌ و كَرَم‌ خويش‌ دست‌ او را مي‌گيرد و از پرتگاه‌هاي‌ گمراهي‌ و بدبختي‌ او را نجات‌ مي‌دهد.
2) انسان‌ مؤمن‌ بايد مواظب‌ باشد آنچه‌ به‌ ذهنش‌ خطور مي‌كند بر زبان‌ نياورد؛ چراكه‌ ممكن‌ است‌ اين‌ سخنان‌ بي‌اساس‌، سَرَش‌ را به‌ باد دهد و عذاب‌ الهي‌ را در دنيا و آخرت‌ شامل‌ حالش‌ كند. پس‌ در اين‌ مورد هم‌ لطف‌ و رحمت‌ الهي‌ است‌ كه‌ انسان‌ را به‌ خاطر تمامي‌ گفته‌هايش‌ عذاب‌ نمي‌دهد، وگرنه‌ در مقابل‌ آن‌ تهمت‌هاي‌ ناروا و آن‌ سخنان‌ بي‌اساس‌ كه‌ آدمي‌ بر زبان‌ جاري‌ مي‌گرداند چه‌ بسا دچار عذاب‌هاي‌ دردناكي‌ شود.تقديم‌ 
ـ به‌ معلّم‌ بزرگ‌ بشريّت‌، پيامبر عطوفت‌ و مهرباني‌ و نبي‌َّ رحمت‌، حضرت‌ محمد مصطفي‌ ص.
ـ به‌ همسران‌ پاك‌ پيامبر، مادران‌ مؤمنان‌، آن‌ شير زناني‌ كه‌ با اختيار زندگي‌ ساده‌ و بي‌آلايش‌، به‌ جامعه‌ي‌ زنان‌ درس‌ سادگي‌ و ايثار را آموختند.
ـ به‌ عايشه‌ي‌ صدّيقه‌ - رضي الله عنها-، آن‌ زن‌ مظلوم‌ تاريخ‌ اسلام‌، كه‌ مسلمانان‌ از علم‌ و حلمش‌، از صبر و استقامتش‌ و از عشق‌ و ايثارش‌ درس‌ مي‌گيرند.
ـ به‌ مادر مهربانم‌ كه‌ سختي‌هاي‌ بارداري‌ و گريه‌هاي‌ نيمه‌شبانه‌ي‌ كودكيم‌ را تحمل‌ نمود و 