ود نادم شده‌اند!

حضرت علي اين آيه از قرآن را قرائت نمود که: 

)كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ * فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ (     (الحشر: 16 - 17).

«همچون شيطان که به انسان مي‌گويد: کافر شو! اما هنگامي که کافر گردد، شيطان مي‌گويد: من از تو بيزار و گريزانم؛ زيرا که من از خداي پروردگار جهانيان مي‌هراسم. سرانجام کار هر دوي آنها اين است که هر دو در آتش دوزخ جاويدان مي‌مانند و اين سزاي ستمکاران است.»

پس از آنکه سعدبن ابي‌وقاص از شهادت حضرت عثمان باخبر گرديد، گفت: خداوند عثمان را رحمت کند! بعد اين فرموده خداوند را خواند که: 

)قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً * أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْناً ((الکهف: 103 - 105).

«بگو: آيا شما را از زيانکار‌ترين مردم باخبر کنم؟ آنان کساني هستند که تلاش و تکاپويشان در زندگي دنيا هدر مي‌رود و خود گمان مي‌برند که به بهترين وجه کار نيک مي‌کنند. آنان کساني هستند که به آيات پروردگارشان و ملاقات او باور ندارند، و در نتيجه اعمالشان به هدر مي‌رود.»

سعدبن ابي‌وقاص در ادامه گفت: خداوندا! آنان را از کار خويش نادم بفرما و خوارشان بگردان! و سپس به بدترين شکل آنان را نابود کن!

دعاي سعدبن ابي وقاص – از آنجا که مستجاب‌الدعوه بود – در پيشگاه خداوند پذيرفته شد، زيرا همه آنهايي که در کشتن حضرت عثمان مشارکت داشتند مانند: عبدالله بن سبا، غافقي، مالك بن اشتر، حکيم بن جبله و کنانه جبلي بعداً به قتل رسيدند![1] 

همه کساني که عليه عثمان دست به شورش زده و او را به شهادت رسانيدند، دير يا زود کشته شدند! 

مستنربن يزيد از برادرش قيس‌بن يزيد نقل مي‌نمايد که: سوگند به خداوند تا آنجا که من خبر دارم همة کساني که عليه حضرت عثمان توطئه چيدند و شورش کردند، به مجازات اعمال خود رسيده و کشته شدند! 

قيس سپس مي‌گويد: که چگونه همه کساني که از کوفه عليه حضرت عثمان دست به توطئه و شورش زدند، و در ميان آنها: مالك بن اشتر نخعي و کميل بن زياد و عميربن ضابي قرار داشتند، به غير از عُمير و کميل همه کشته شدند! 

چهل سال پس از به شهادت رسيدند حضرت عثمان بود که حجاج بن يوسف ثقفي زمام امور عراق را به دست گرفت، و آن دو نفر را نيز که عليه حضرت عثمان به شورش زده بودند، از دم تيغ گذرانيد!؟[2] 

همچنان که پيشتر نيز گفتيم: حضرت عثمان قبل از غروب روز جمعه دوازدهم ماه ذي‌الحجه سال سي و پنج هجري به شهادت رسيد! 

وقتي شب شد، نائله دختر فرافصه، نزد عبدالرحمن بن عديس بلوي – يکي از سرکردگان باند سبأيه رفت، و از او خواست که جنازه‌ها را از منزل خارج کنند، اما او را مورد ضرب و شتم و توهين قرار داد! 

حَکم مخفيانه وارد خانه حضرت عثمان شد و گفت: اگر جنازه او تا صبح باقي بماند، آنان او را مثله خواهد کرد. 

تعدادي از اصحاب همچون: علي، طلحه، زبير، کعب‌بن مالک، زيدبن ثابت، حکيم بن حزام، جبيربن مطعم و زبير بن عوام، به خانه حضرت عثمان رفته و پيکر او را بيرون آورده و غسل و کفن بر آن نماز ميت خواندند! 

پس از آن در بستان «حش کوکب» نزديک «بقيع الغرقد» که حضرت عثمان خود آن را براي قبرستان خريداري کرده و بر زمين‌هاي بقيع افزوده بود، او را دفن کردند، و او اولين کسي بود که در آنجا دفن گرديد! 

صبح روز شنبه پيکر دو پيشخدمت خانة حضرت عثمان به نام‌هاي «نجيح و صبيح» را از خانه او بيرون آورده و پس از غسل و کفن و خواندن نماز ميت آنان را نيز در کنار حضرت عثمان به خاک سپردند! 

اما پيکر چند نفر از شورشيان کشته شده که عبارت بودند از: سودان و قتيره و کلثوم را در باغ‌هاي اطراف مدينه انداختند که خوراک‌ سگ‌هاي ولگرد شدند! 

پس از شهادت حضرت عثمان و دفن او مروان بن حکم همراه با افرادي از بني‌اميه از ترس تعرض شورشيان سبأيه مدينه را ترک و راهي مکه شدند. آنان در راه به ام المؤمنين عايشه -رضي الله عنها- رسيدند که پس از اداي مناسک حج از مکه عازم مدينه بود، او را از کشته شدن حضرت عثمان باخبر کردند، او از خداوند براي حضرت عثمان طلب مغفرت نمود و بر قاتلين او لعن و نفرين خداوند را خواستار شد! و از آمدن به مدينه منصرف گرديد و به مکه بازگشت! 

تعدادي از بني‌اميه از مدينه خارج شده و به طرف شام حرکت کردند و در «وادي‌القري» به سپاهي که از شام به فرماندهي حبيب بن مسلمه براي حمايت از خلافت و حضرت عثمان راهي مدينه بودند، برخورد کردند، آنان سپاهيان را از شهيد شدن حضرت عثمان باخبر نمودند، حبيب همراه با سپاه خود از آمدن به مدينه منصرف شد و دوباره راه شام را در پيش گرفت, همچنان سپاهى كه از كوفه به فرماندهي قعقعاع بن عمرو تميمي براي حمايت از نظام خلافت راهي مدينه بودند، پس از آنكه از شهادت حضرت عثمان باخبر شدند, از ميانه ي راه به شهر كوفه بازگشتند.

در اينجا برخي از گفته‌هاي رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- و اصحاب را، در مورد کشته حضرت عثمان نقل مي‌نماييم: 

1-     نسايي از احنف بن قيس تميمي -رضي الله عنه- نقل مي‌نمايد که: به قصد حج به راه افتاديم و در جريان شورش سبأيان عليه عثمان بود که وارد مدينه شديم، ما در منازلي که براي استراحت در نظر گرفته بوديم وسايل خود را پايين مي‌آورديم که ناگهان کسي آمد و گفت: مردم در مسجد جمع شده‌اند، و آنان نگران به نظر مي‌رسيدند، ما هم به مسجد رقتيم ديديم که مردم در مسجد گرد هم آمده‌اند! علي‌بن ابيطالب، زبيربن عوام، طلحه‌بن عبيدالله و سعدبن ابي‌وقاص نيز در ميان ايشان بودند. ما هم به ايشان پيوستيم، چيزي نگذشت که عثمان در حالي که عمامة زردي را بر سر بسته بود، وارد مسجد شد! 

او بر روي منبر رفت و گفت: آيا علي و طلحه و زبير و سعد اينجا حضور دارند؟ 

گفتند: بله. 

عثمان گفت: من شما را به خداوندي که هيچ معبودي و مستعاني به غير از او مشروعيت ندارد سوگند مي‌دهم، آيا شما نشنيده‌ايد که رسول خدا فرمودند: «هر کسي محل اطراق چهارپايان بني فلان را خريداري کند و خداوند او را مي‌‌بخشايد.» من نيز آن را با بيست و پنج هزار دينار خريدم! و خدمت رسول خدا آمدم و او را از آن باخبر نمودم او فرمود: «آن را به مسجد اضافه کن و اجر آن به تو تعلق خواهد داشت.؟

گفتند: آري ما از اين موضوع خبر داريم و آن را شهادت مي‌دهيم! 

حضرت عثمان فرمود: شما را به خداوندي که هيچ معبود و مستعاني به غير از او مشروعيت ندارد، سوگند مي‌دهم، شما خبر نداريد که رسول خدا فرمود: «هر کس چاه رومه را خريداري کند، خداوند او را مورد مغفرت خويش قرار مي‌دهد!» 

