ه انجام مي‌دهيد ماية حسرت و شرمندگي فردايتان نشود! 

آنان از ليلي بنت عميس خواهر خود خشمگين شدند و گفتند: کاري را که عثمان بر سر ما آورده هيچگاه فراموش نمي‌کنيم! 

ليلي گفت: عثمان با شما چکارکرده بود؟ مگر به جز اين بوده که شما را به التزام به احکام شريعت فراخوانده و به خاطر مخالفت با اوامر الهي شما را ادب نموده بود؟[8] 

بيش از يک ماه از محاصره منزل حضرت عثمان مي‌گذشت. زيرا اين محاصره از روز هشتم ماه ذي‌القعده آغاز شده بود. 

از طرف ديگر سپاهياني از مصر و شام و بصره و کوفه براي حمايت از حضرت عثمان در برابر شورشيان پيرو عبدالله بن سباي يهودي راهي مدينه شده بودند. همچنان که گفته شد: شورشيان از حرکت سپاهيان مسلمان به سوي مدينه اطلاع داشتند و مي‌خواستند، قبل از رسيدن آنان با کشتن عثمان او را از ميان بردارند، و زمينه را براي ايجاد تفرقه ميان مسلمانان و عدم اتفاق آنان عليه ايشان فراهم سازند. 

از طرف ديگر خوارج شورشي مي‌دانستند که مراسم حج به پايان رسيده و حجاج خانه خدا براي حمايت از حضرت عثمان و سرکوب آنان راه مدينه را در پيش گرفته‌اند! 

عبدالله بن عباس -رضي الله عنهما- نامة حضرت عثمان را خطاب به حجاج در جمع آنان خواند و به شدت تحت تأثير آن قرار گرفتند و گفتند: پس از پايان مناسک حج براي جنگ با شورشيان مصري و همدستان آنان که مدينه و خانه حضرت عثمان را محاصره کرده‌اند راهي مدينه مي‌شويم و آن را عبادتي به شمار مي‌آوريم و بر عبادت حج مي‌افزاييم! 

عملاً پيشقراولان حجاج به مدينه نزديک شده و اولين کسي که وارد مدينه شد و بلافاصله به رويارويي با محاصره‌کنندگان منزل حضرت عثمان رفت مغيره‌بن اخنس بود. 

ميان شورشيان و ساکنين منزل – که مجموعه‌اي از فرزندان اصحاب مانند: حضرت حسن و حسين و محمدبن طلحه و عبدالله بن زبير و عبدالله بن عمر وابن الحکم براي محافظت از او در منزل بودند، درگيري و کشمکشي مختصر روي داد. شورشيان براي وارد شدن به داخل منزل و برخورد نهايي دنبال بهانه بودند! 

چند روز قبل از به شهادت رسيدن حضرت عثمان، عبدالله بن سلام صحابي بزرگوار رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- - که قبل از مسلمان شدن رئيس و بزرگ همة علما و دانشمندان يهود بود- جلو منزل حضرت عثمان رفت و خطاب به شورشيان فريب‌خورده گفت: 

«شما اي شورشيان امام و خليفه مسلمين را به قتل نرسانيد! و با اين کار خود زمينه را براي آنکه خداوند بر رويتان شمشير بکشد فراهم نکنيد! سوگند به خداوند اگر کاري کنيد که شمشير الهي بر روي شما از نيام کشيده شود، هيچگاه در نيام نخواهد رفت. واي بر شما! امروزه سلطة شما از طريق چماق و تازيانه است، اما اگر او را به قتل برسانيد، تنها از طريق نيزه و شمشير مي‌توانيد سلطه خويش برپا داريد! 

واي بر شما! امروزه شهر مدينه مملو از فرشتگان الهي است و از طرف آنها محافظت مي‌شود، سوگند به خداوند اگر او را بکشيد، آن ملايک شهر مدينه را ترک خواهند کرد!» 

شورشيان باند برانداز از سخنان عبدالله بن سلام برآشفتند و همراه با ملامت و سرزنش به او گفتند: اي يهودي‌زاده، تو و اين حرف‌ها! تو کجا و اين حرفها کجا؟[9]» 

سخنان عبدالله بن سلام -صلى الله عليه وسلم- در اوج خردمندي و دورانديشي و زيبايي قرار داشت و با سخنان ابن حنظله که پيش از او با شورشيان در ميان نهاده بود بسيار شباهت داشت. 

در واقع عملاً آنچه که عبدالله بن سلام، شورشيان فريب‌خورده را از آن برحذر داشته بود، پس از آنکه خون حضرت عثمان را بر زمين ريختند، به وقوع پيوست! 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- تاريخ طبري: ج 4 ص 354

[2]- العواصم من القواصم ابن‌العربي ص 132 - 142

[3]- البداية والنهاية: ابن کثير ج 7 ص 184

[4]- البداية والنهاية: ج 4 ص 198

[5]- العواصم من القواصم ص 130

[6]- تاريخ طبري: ج 4 ص 384 - 385

[7]- تاريخ طبري: ج 4 ص 385 – 386 

[8]- تاريخ طبري: ج 4 ص 387

[9]- تاريخ طبري: ج 4 ص 338
همچنان که گفته شده: شورشيان سبأي مي‌دانستند که زمان زيادي تا رسيدن سپاهيان اسلام که از مناطق مختلف راه مدينه را در پيش گرفته باقي نمانده است! و در مورد خود دچار دلهره شدند و تنها راه حل را در کشتن هر چه زودتر حضرت عثمان مي‌دانستند! 

سرکرده‌هايشان بر اين باور بودند که تنها راه نجات آنان از آن مخمصه کشتن عثمان است، و اگر او را نکُشتند، آنان به دست مردم مسلمان کشته خواهند شد، اما اگر او را بکشند، کشته شدن او مردم را به خود مشغول خواهد داشت! 

به همين سبب سرکردگان شيطنت‌پيشة باند برانداز عبدالله بن سباي يهودي در آخرين روزهاي محاصره تصميم گرفتند حضرت عثمان را به قتل برسانند! 

همچنان که گفته شد: مغيره بن اخنس براي حمايت از حضرت عثمان بلافاصله پس از پايان مراسم حج و رسيدن به مدينه به هر طريق بود خود را به داخل منزل رسانيد و به ديگر اصحاب مدافع عثمان بن عفان پيوست! 

مغيره از درون منزل پشت در ايستاده و مراقب اوضاع بود، وي گفت: اگر اميرالمؤمنين عثمان را تنها بگذاريم، جواب خداوند را چگونه بدهيم؟ بايد تا پاي جان با آنان جنگيد![1]» 

در روزهاي پاياني محاصره حضرت عثمان بيشتر اوقات خود را به اقامه نماز و قرائت قرآن مي‌گذارند، تا مي‌توانست نماز مي‌خواند و وقتي خسته مي‌شد به قرائت قرآن مي‌پرداخت. 

شورشيان تصميم گرفتند: اولين حمله خود را به داخل منزل آغاز کنند، آنان اقدام به آتش زدن درب و قسمتي از سقف نمودند، مدافعين داخل براي خاموش کردن آن تلاشي کردند، اما درب و قسمتي از منزل به شدت آسيب ديدند و تعدادي از چوب‌هاي سقف منزل سوخته و شکستند!

مدافعين منزل که تعدادي از آنها عبارت بودند از مغيره‌بن اخنس، حسن بن‌علي، محمدبن طلحه، سعيدبن عاص، مروان بن حکم، عبدالله بن زبير، زيادبن نعيم فهري و نيازبن عبدالله اسلمي و ابوهريره با مهاجمان شورشي به رويارويي پرداختند! 

ابوهريره در حالي که با آنان مي‌جنگيد، خطاب به مدافعين مي‌گفت: در جنگ با اينان از من بياموزيد و مرا سرمشق خويش نماييد! اين روز روزي است که شمشير زدن در آن لذتبخش و جنگيدن در آن رواست! و در همان حال خطاب به خوارج سبأي مي‌گفت: 

)وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ( (غافر: 41).

«اي قوم من! چرا؟ من شما را به سوي نجات و رستگاري دعوت مي‌کنم، اما شما مرا به سوي آتش دوزخ فرا مي‌خوانيد.»

در حالي که مدافعين با شورشيان مي‌جنگيدند، حضرت عثمان همچنان به نماز مشغول بود، و داشت سوره «طه» را در نمازش قرائت مي‌کرد! و به درستي متوجه نبود که در بيرون منزل چه خبر است! او به هيچوجه در قرائتش دچار اضطراب و پريشاني نگرديد و نمازش را قطع ننمود و پس از پايان سوره «طه» به رکوع و سجود رفت و پس از پايان نماز شروع به قرائت سوره آل عمران نمود!

اولين کسي که در جلو منزل حضرت عثمان کشته شد مغيره بن اخنس بود که به دست يکي از مردان شورشي از قبيلة ليث به شهادت رسيد و قاتل لحظاتي بعد از کار خود نادم شد و گفت: إنّا لله 