ين كار مشروع است و اصلاً به بدعت نسبت داده نمي شود؟! 
جواب اين است كه اين سؤال، صحيح است اما راجع به وضع آن در ابتدا از دو جهت به آن نگاه مي شود: 
اوّل- از آن جهت كه مشروع است. در اين مورد سخني نيست.
دوّم- از آن جهت كه همانند سببي براي اعتقاد بدعت يا عمل به آن همچون سنت شده، كه از اين جهت مشروع نميست؛ چون قرار دادن اسباب، حق شارع است نه مكلف، و شارع نماز خواندن در مسجد قباء يا بيت المقدس- به عنوان مثال- سببي قرار نداده تا سنت قلمداد شود. پس اگر مكلف آن را چنين قرار دهد، اين كار اظهار نظر شخصي است و هيچ ربطي به شريعت ندارد در نتيجه بدعت مي باشد.
اين معناي بدعت اضافي اين اعمال است. اما وقتي اين سبب خوب استقرار پيدا كند و مسبب آن كه همان اعتقاد سنت بودنِ عمل و عمل مطابق آن است از آن ظاهر شود، در اين صورت بدعت حقيقي است نه اضافي.
اين اصل، مثال هاي زيادي دارد كه در اثناي سخن بدان ها اشاره شده و اينجا تكرار آن بي معناست. 
وقتي در امور شرعي ثابت گرديد كه گاهي به خاطر چيزهاي ديگري بدعت محسوب مي شود پس تصور درباره ي بدعت هاي حقيقي چيست؟ چون گاهي بدعت حقيقي و اضافي با هم جمع مي شوند اما از دو جهت اين امر صورت مي گيرد.
همانا بدعت عبارت: «أصبح و لله الحمد» در اذان صبح روشن است. سپس آنچه كه در مساجد و نمازهاي جماعت به آن عمل شده و بر آن مواظبت و مداومت صورت گرفته و همانند واجبات و مانند آنها ترك نمي شود، تشريع آن در وهله ي اول، مستلزم آن است كه به وجوب يا سنت بودن آن معتقد بود، و اين بدعت اضافي دوم است. سپس اگر براي بار دوم معتقد به وجوب يا سنت بودن آن باشد، از سه جهت بدعت مي گردد.
مانند آن در هر كار تازه اي كه آشكار شود و به آن پايبند شود، صورت مي گيرد اما اگر پنهان شود و تنها صاحبش آن را انجام دهد، گناه آن كمتر است. اي خدا چه قدر كارهاي بدعت صورت مي گيرند كه بي حساب است. خداوند ما را از بدي هاي نفس هايمان محفوظ نگاه دارد!
---------------------------------------------------------------------------------
1) متفق عليه. بخاري به شماره ي: 698 و مسلم به شماره ي: 781 آن را روايت كرده اند.
2) متفق عليه. بخاري به شماره ي: 373و 694؛ و مسلم به شماره ي: 658 آن را روايت كرده اند.
3) او معرور بن سويد اسدي، ابواميه كوفي، يكي از كبار تابعين و انساني ثقه و محل اعتماد است.
4) ابن وضّاح در كتاب«البدع» ص 48آن را آورده است.
5) ابن وضّاح در كتاب«البدع»، ص 49 آن را آورده است.تكمله ي مطالب قبلي
براي امام مسجدي در اندلس اتفاقي پيش آمد و پس از نمازهاي فرض كه مردم معمولاً به صورت دسته جمعي و به طور مداوم دعا مي كردند، او اين كار را نكرد. لازم به ذكر است كه اين كار در اكثر مناطق عرف است، چون امام وقتي سلام نماز مي دهد براي مردم دعا مي كند و حاضرين آمين مي گويند. اين امام كه اين كار را نكرد معتقد بود كه ترك دعا پس از نمازهاي فرض به طور دسته جمعي براين اساس بود كه رسول خدا (ص) آن را انجام نداده بود و صحابه و پيشوايان ديني پس از او نيز اين كار را نمي كردند آن گونه كه دانشمندان اسلامي از سلف و فقها نقل كرده اند.
اما اينكه رسول خدا (ص) آن را انجام نداده، روشن است: 
 - چون موضع گيري پيامبر (ص) پس از نمازهاي فرض يا سنت، به دو صورت بود: 
1- يا ذكر خدا را آن گونه كه در عرف است به جاي مي آورد و ديگر دعا نمي كرد. پس جماعت نمي توانند چيز ديگري بگويند و فقط فرموده ي پيامبر (ص) را تكرار مي كنند يا چيزي مانند آن مي گويند، همان طور كه در مواردي ديگر غير از پايان نمازها گفته مي شود.
همان طور كه روايت شده كه آن حضرت پس از هر نمازي مي فرمود: 
«لا إله إلا الله وحده، لا شريك له، له الملك، و له الحمد، و هو علي كلّ شيء قدير، اللّهم لا مانع لما أعطيت، و لا معطي لما منعت، و لا ينفع ذاالجدّ منك الجدَّ»(1) 
«هيچ معبود برحقي جز الله نيست. يكتا و بي شريك است. فرمانروايي و ستايش مخصوص اوست و او بر هر چيزي تواناست. بار خدايا، كسي نمي تواند آنچه را كه داده اي، منع كند و كسي نمي تواند آنچه را كه منع كرده اي، بدهد و هيچ صاحب بزرگي از بزرگي تو نفعي نمي رساند».
همچنين اين عبارت را پس از هر نماز مي گفتند: 
«اللّهم أنت السلام، و منك السلام، تباركت ذالجلال و الإكرام»(2) 
«خدايا، تو سلام هستي[و به همه ي موجودات سلام مي رساني] و سلامت فقط از جانب توست. اي صاحب جلال و عظمت و شكوه! تو پر بركت هستي».
يا اين آيات را تلاوت مي كردند: 
(سُبْحَانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ(180) وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ(181) وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ(182)) الصافات: ١٨٠ – ١٨٢
«‏ پاك و منزّه است خداوندگار تو از توصيف هائي كه (مشركان درباره خدا به هم مي‌بافند و سر هم) مي‌كنند،  خداوندگار عزّت و قدرت . ‏‏ درود بر پيغمبران ! ‏‏ ستايش،  يزدان را سزا است كه خداوندگار جهانيان است . ‏»
پيامبر (ص) اين دعاها را در دل خود همچون ساير اذكار مي گفت. پس هر كس مانند فرموده ي او را بگويد، خوب است و همه ي اينها نمي توان به طور دسته جمعي گفت.
2- و اگر دعا بوده، كليه ي دعاهايي كه از آن حضرت روايت شده كه پس از نماز گفته اند، فقط مربوط به خودش بوده و در دل خودش آنها را گفته است و ربطي به حاضرين نداشته است.
همان طور كه در سنن ترمذي از علي بن ابي طالب(رض) از رسول خدا (ص) روايت شده كه ايشان هر گاه براي نماز فرض بر مي خاست، دستانش را بلند مي كرد.. تا آنجا كه مي گويد: « و پس از اتمام نماز مي فرمود: 
«اللّهم اغفر لي ما قدّمت و ما أخرّت، و ما أسررت و ما أعلنت، و أنت إلهي لا إله إلاّ أنت»(3) 
«خدايا، گناهانم را كه قبلاً مرتكب شده ام و گناهاني كه از اين پس مرتكب مي شوم و گناهاني كه پنهان انجام داده و گناهاني كه آشكارا انجام داده ام، ببخشاي. تو معبود مني و معبود برحقي جز تو نيست». اين حديث، حسن صحيح است.
در روايت ابوداود آمده است: «رسول خدا(ص) هر وقت سلام نماز مي داد، مي فرمود: 
«اللّهم اغفرلي ما قدّمت و ما أخرّت، و ما أسررت و ما أعلنت، و ما أسرفتُ، و ما أنت أعلم به منّي، أنت المقدّم و أنت المؤخّر، لا إله إلاّ أنت »(4) 
«پروردگارا، گناهانم را كه در گذشته مرتكب شده ام و گناهاني كه از اين پس مرتكب مي شوم، گناهاني كه پنهان انجام داده  و گناهاني كه آشكارا انجام داده ام، و گناهاني كه در آن زياده روي نموده ام و گناهاني كه تو بيشتر از من آن را مي داني، ببخشاي. تو مقدم و موخر هستي، معبود برحقي جز تو نيست».
ابوداود روايت كرده كه رسول خدا(ص) پس از نمازش مي فرمود: 
« اللّهم ربنا و ربّ كل شيء أنا شهيدُ أنّ محمداً عبدك و رسولك، اللّهم ربنا و ربّ كل شيء! أنا شهيدُ أن العبادَ كلّهم إخوهُ، اللّهم ربّنا و ربّ كلّ شيء! اجعلني مُخلصاً لك و أهلي في كلّ ساعة في الدنيا و الأخرة، يا ذي الجلال و الإكرام! اسمع و استجب، الله أكبر الله الأكبر، الله نور السماوات و الأرض، الله أكبر الأكبر، حسبي الله و نعم الوكيل»(5) 
«بار خدايا، اي پروردگار ما و پروردگار هر چيزي! گواهي مي دهم كه محمد، بنده و فرست