ر و مدفوع، دو چیز نجسی هستند که از انسان خارج می شوند و به خاطر آن، پاک کردن اعضای وضو، بدون محل خروج ادرار و مدفوع فقط، و بدون تمام اعضای بدن، واجب است.
اما هرگاه منی یا خون حیض از بدن خارج شود، شستن تمام بدن واجب است و شستن محل خروج منی و خون حیض، و شستن تنها اعضای وضو کافی نیست.
سپس آن پاک کردن همراه نظافت اعضای بدن واجب است و در صورتی که کثافت ها و چرک ها به بدن برخورد کند و حدث اکبر و حدث اصغر بر فرد عارض نشد، پاک کردن آنها واجب نیست.
سپس خاک-  که می تواند بدن را آلوده کند- به جای آبی قرار می گیرد که بدن را تمیز و پاکیزه می کند. 
همچنین اگر به اوقات نمازها نظری بیفکنیم، مناسبتی در این اوقات نمی بینیم که نمازها در آن برپا شوند،  چون اوقات در آن یکسان اند.
برای اعلام نمازها، اذکار و اوراد مخصوص مشروع شده که نباید کم و زیاد شوند. اگر اذان گفته شد، باز اقامه‏ی نماز با اذکار و اوراد مخصوص شروع می شود.سپس رکعات مختلف نماز در اوقات مختلفی مشروع شده، و هر رکعت یک رکوع و دو سجده دارد بجز نماز کسوف و خسوف (خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی) چون این نماز به گونه ای دیگر است. سپس تنها پنج وعده نماز در شبانه روز وجود دارد نه چهار وعده یا شش وعده یا اعداد دیگری.
هرگاه فرد پاکیزه و دارای وضو داخل مسجد شود، به دو رکعت نماز تحیة المسجد امر شده نه به یک رکعت مثل نماز وتر و یا چهار رکعت مثل نماز ظهر.
سپس فرد مکلف به نمازهای نفل امر شده و از نماز خواندن در اوقاتی مخصوص نهی شده، و علت نهی، چیز قابل درکی نیست.
جماعت در برخی از نمازهای سنت همچون نماز عیدین و نماز کسوف و خسوف و نماز استسقاء(طلب باران) مشروع شده و برای نماز شب و نمازهای راتبه، جماعت مشروع نشده است.
وقتی به غسل میت نگاه می کنیم، علت و حکمت آن قابل درک نیست؛ چون میت غیرمکلف است. سپس به نماز خواندن بر او با تکبیر بدون رکوع یا سجده یا تشهد امر شده ایم. و تکبیر بر میت، چهار تکبیر است نه دو تکبیر یا شش یا هفت تکبیر یا اعدادی دیگری.
وقتی به روزه نظری می افکنیم، می بینیم که از امور تعبدی است که علت و حکمت اش قابل درک نیست. مثلاً چرا باید در روز از مفطرات خودداری کرد و در شب این کار را نکرد؟ چرا باید فقط از خوردنی ها و نوشیدنی ها خودداری کرد و از پوشیدنی ها و سواری ها و نگاه کردن و راه رفتن و صحبت کردن و مانند آنها خودداری نکرد؟ جماع هم به خارج کردن منی از بدن بر می گردد مثل خوردن – که به داخل کردن غذا در بدن بر می‏گردد- است. و چرا روزه فقط در ماه رمضان است – هر چند قرآن در این ماه نازل شده- و در روزهای جمعه نیست، در حالی  که روزهای جمعه بهترین روزهایی است که خورشید بر آنها طلوع کرده است. یا چرا روزه، بیشتر یا کمتر از یک ماه نیست. 
سپس حج که از همه‏ی عبادات، مسائل تعبدی بیشتری دارد.
همچنین می بینیم که اکثر امور تعبدی در هر بابی از ابواب فقه چنین هستند.
پس بدانید که در این استقراء، نکته ای هست که از مقاصد شریعت دانسته شده که این نکته مد نظر قرار گرفته و جهت آن معتبر دانسته شده است. آن نکته، این است که تکالیفی که از این قبیل هستند، قصد شارع در آن، این است که انسان در همان حد بماند و از اجتهاد و اظهار نظر درباره‏ی آنها دست نگه دارد و آن را به شارع واگذار کند و در این مسائل، بی چون و چرا تسلیم شارع باشد؛ خواه بگوییم: تکالیف دینی به مصلحت های بندگان مربوط است و خواه این را نگوییم. بجز مسائل کمی از آن، که حکمت و فلسفه‏ی آنها را از شریعت فهم کردیم که در این صورت آن را معتبر می دانیم و در برخی از مسائل شرعی دیدیم که میان مسأله ای که حکم آن، منصوص است و میان مسأله ای که شارع از حکم آن، سکوت اختیار کرده، فرقی وجود ندارد؛ در این صورت اشکالی نیست که حکمت و فلسفه‏ی آنها را در نظر بگیریم. در این مسائل هم، اگر ابهام و اشکالی پیش آمد، حتماً باید به آن اصل مراجعه کرد. این همان ریسمان محکم و پناهگاه محکم برای کسی است که می خواهد دین را درک کند و در شریعت اسلام، صاحب نظر باشد.
به خاطر همین حذیفه (رض) می گوید: هر عبادتی که یاران رسول خدا(ص) انجام نداده اند، شما نیز آن را انجام ندهید، چون صحابه هیچ عبادتی را برای دیگران رها نکرده اند که جای بحث باشد. پس ای جماعت خوانندگان! تقوا پیشه کنید و به روش و منهج پیشینیان تان عمل کنید.
مانند این گفته از ابن مسعود نیز نقل شده است.
سخنان زیادی از این قبیل آورده شد.
    به همین خاطر، مالک در عبادات به حکمت و علت شان- هر چند برای انسان روشن باشد- توجه نکرده و تنها به تسلیم بی چون و چرا به آن، آن گونه که از مقصود شارع در این عبادات فهم کرده، بسنده کرده است. از این رو در قضیه‏ی از بین بردن پلیدی ها و رفع حدث اصغر و حدث اکبر به ذات پاکیزگی و نظافتی که دیگران معتبر دانسته اند، توجه نکرده تا جایی که برای رفع حدث، نیت را شرط دانسته است.
و غير آب را به جای آب قرار نداده- هر چند با آن نظافت و پاکیزگی حاصل شود- و برای نظافت و پاکیزگی فقط آب مطلق را شرط دانسته است. و از بر پای داشتن غیر تکبیر و سلام دادن و خواندن نماز به زبان عربی، به جای تکبیر و سلام دادن و خواندن قسمت های نماز با زبان عربی در مشروع کردن به نماز و پایان دادن به نماز  و به جای آوردن دیگر قسمت های نماز امتناع کرده است.
همچنین مالک از خارج کردن قیمت های اموال زکوی در زکات منع کرده، و در کفاره ها بر مراعات عدد بسنده کرده است... و مانند آنها.این چنین در تمامی امور عبادی باید در آن حدی که شارع تعیین کرده، توقف کرد و به حکمت و فلسفه و علت توجه نکرد، چون این امر در امور عبادی کم و نادر است. اما امور عادی چنین نیستند؛ اموری که بر اساس حکمت و فلسفه و علت مناسب و ظاهری که قابل درک است، جاری هستند. در این امور، انسان مجتهد و صاحب نظر به دنبال فهم حکمت و علتی است که مصلحت مردم را در پی دارد، البته همراه با مراعات مقاصد شریعت، که از آن خارج نشود و اصلی از اصول شریعت را نقض نکند. تا جایی که علماء، بسیاری از صورت های مصالح مرسله‏ی امام مالک را ناپسند و زشت دانسته اند، با این گمان که این کار، پاره کردن ریسمان اسلام و گشودن دروازه‏ی تشریع می باشد.
اصلاً این گونه نیست! امام مالک خیلی از این دو چیز دور و مبراست! بلکه امام مالک کسی است که در فقه و دانش خود، به پیروی از سنت راضی است به گونه ای که برای برخی از مردم این خیال ایجاد می کند که او مقلد علمای پیش از خود است. بلکه امام مالک در دین خدا صاحب بصیرت بود آن گونه که یارانش، این مطلب را در کتاب های سیره اش بیان کرده اند.
بلکه از احمد بن حنبل نقل است که گوید: «هرگاه کسی را دیدی که از مالک بدش می آید، بدان که او بدعت گذار است». و این نهایت گواهی در اتباع و پیروی او از سنت می باشد.
ابوداود می گوید:  بر کسی که از مالک بدش می آید، ترس بدعت را دارم.
ابن مهدی گوید: هرگاه فرد اهل حجاز را دیدی که مالک بن انس را دوست می دارد، بدان که او اهل سنت و دوستدار سنت است، و ه