 غير ابراهيم بن عبداللَّه بن عبدالقارى، و ابن حبان وى را ثقه دانسته است. و اين را هم چنان نسائى و يوسف القاضى در سننش از على به مثل آن، چنانكه در الكنز (304/1) آمده، روايت نموده ‏اند.
 
قول براء درباره دعاى پيامبر ص در وقت خواب
ابن جرير - و آن را صحيح دانسته - و ابن ابى شيبه از براء (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: پيامبر ص وقتى به بستر خوابش مي‏رفت مي‏گفت: (اللهم اليك اسلمت نفسى، و وجهت وجهى، واليك فوضت امرى، و اليك الجأت ظهرى، رغبة و رهبة اليك، لاملجا و لا منجا منك الا اليك، آمنت بكتابك الذى انزلت و نبيك الذى ارسلت)، ترجمه: «بار خدايا، نفسم را به تو تسليم نمودم، و رويم را متوجه تو ساختم، و امرم را به تو سپردم، و پشتم را به سوى تو جاى دادم، اين همه به خاطر ترس و رغبت به سوى تو بوده است، پناهگاه نجاتى از تو جز به سوى تو نيست، به كتابت كه نازل نموده‏اى و نبى‏ات كه ارسال كرده‏اى ايمان آوردم». اين چنين در الكنز (67/8) آمده است.
 
قول حذيفه در اين باره
بخارى، ابوداود و ترمذى از حذيفه (رض) روايت نموده ‏اند كه: رسول ص وقتى بر بسترش مي‏گرفت مي‏گفت: (باسمك اللهم احيا و اموت)، ترجمه: «به نامت بار خدايا زنده مي‏شوم و مي‏ ميرم»، و وقتى صبح مي‏نمود مي‏گفت: (الحمدلله الذى احيانا بعد ما اماتنا و اليه النشور)، ترجمه: «ستايش خداوندى راست، كه ما را بعد از اينكه كشت زنده نمود، و بازگشت به سوى اوست». اين چنين در جمع الفوائد (259/2) آمده است. و ابن جرير كه اين را صحيح دانسته از ابوذر به مثل آن روايت نموده، مگر اين كه وى گفته: )اللهم باسمك نموت و نحيا(، ترجمه: «بار خدايا، به نام تو مي‏ ميريم و زنده مي‏شويم»، چنانكه در الكنز (67/8) آمده است.
 
قول عايشه (رضى‏ اللَّه  عنها) در اين مورد
ابوداود ازعايشه (رضى‏ اللَّه  عنها) روايت نموده كه: وقتى نبى خدا ص از طرف شب از خواب بر مي‏خاست مي‏گفت: (لا اله الا انت، سبحانك اللهم و بحمدك، استغفرك لذنبى و اسالك رحمتك، اللهم زدنى علما، و لا تزغ قلبى بعد اذهديتنى، و هب لى من لدنك رحمة انك انت الوهاب)، ترجمه: «معبود بر حقى جز تو نيست، نسبت پاكى است تو را خداوندا و ستايش هم از آن توست، ازتو براى گناهم مغفرت مي‏طلبم، و رحمتت را سئوال مي‏كنم، بار خدايا علمم را بيفزاى، و قلبم را بعد از اينكه هدايتم نمودى، بيراه و كج مكن، و از سوى خودت برايم رحمت بخش، چون تو بخشنده هستى». اين چنين در الجمع (260/2) آمده است.
 
دعاهايش ص در مجالس، وقت داخل شدن مسجد، خانه و بيرون شدن از آن ها  
دعاى پيامبر ص وقتى از مجلس بر مي‏خاست
ترمذى از ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: به ندرت رسول خدا ص از مجلس قبل از دعا نمودن به اين دعاها براى يارانش بر مي‏خاست: (اللهم اقسم لنا من خشيتك ما تحول به بيننا و بين معصيتك، و من طاعتك ما تبلغنا به جنتك، و من اليقين ماتهون به علينا مصيبات الدنيا، متعنا باسماعنا و ابصارنا و قوتنا ما احييتنا، واجعله الوارث منا، و اجعل ثارنا على من ظلمنا، و انصرنا على من عادانا، و لا تجعل مصيبتنا فى ديننا، و لا تجعل الدنيا اكبر همنا و لا مبلغ علمنا، ولا تسلط علينا من لا يرحمنا)، ترجمه: «بار خدايا، براى ما از ترس و خوف از خودت آنقدر تقسيم نما، كه در  ميان ما و معصيت و نافرمانيت حايل واقع گردد، و از طاعتت آنقدر براى مان نصيب فرما كه ما را به آن به جنتت برسانى، و از يقين آنقدر عطاء نما، كه به سبب آن مصيبت‏هاى دنيا را براى ما آسان گردانى، و تا وقتى كه ما زنده نگه مي‏دارى، از گوش‏هاى مان، چشم‏هاى مان و قوت مان براى مان لذت و بهره نصيب گردان، و آن را تا آخر زندگى براى مان محفوظ دار، انتقام مان را بر كسى بگردان كه بر ما ظلم نموده است، بر كسى نصرت مان بده كه با ما دشمنى نموده، مصيبت مان را در دين مان مگردان، دنيا را بزرگترين مقصودمان مگردان، و نه آخرين جاى رسيدن علم مان، و بر ما كسى را مسلط مگردان كه رحم مان نمى‏نمايد». اين چنين در جمع الفوائد (261/2) آمده است. و در بخش كفاره مجلس بعضى آنچه به اين باب تعلق مي‏گيرد گذشت.
 
دعاى پيامبر ص در وقت داخل  شدنش به خانه و مسجد و بيرون شدن از آن ها
ابوداود، ترمذى و نسائى از ام سلمه (رضى‏ اللَّه  عنها) روايت نموده ‏اند كه: نبى خدا ص وقتى از خانه‏اش بيرون مي‏شد مي‏گفت: (بسم‏ اللَّه ، توكلت على‏ اللَّه ، اللهم انا نعوذبك آن نزل او نضل، او نَظلم او نُظلم، او نجهل او يجهل علينا)، ترجمه: «به نام خدا، بر خداوند توكل نمودم، بار خدايا، ما از اينكه لغزش نماييم يا گمراه شويم، يا ظلم روا داريم يا بر ما ظلم شود، يا جهل پيشه نماييم يا بر ما جهل صورت بگيرد، به تو پناه مي‏بريم». اين چنين در الجمع (261/2) آمده است.
و ابوداود از ابن عمروبن عاص (رضى‏ اللَّه  عنهما) از پيامبر ص روايت نموده كه: وى وقتى داخل مسجد مي‏شد مي‏گفت: «اعوذ بالله العظيم، و بوجهه الكريم، و سلطانه القديم، من الشيطان الرجيم، به خداوند بزرگ و به وجه كريمش و پادشاهى قديمش از شيطان رانده شده پناه مي‏برم" و گفت: وقتى اين را بگويد، شيطان مي‏گويد: ساير روز از من حفاظت شد». 
و ترمذى از فاطمه دختر حسين از جده‏اش فاطمه كبرى (رضى‏ اللَّه  عنهم) روايت نموده، كه گفت: پيامبر ص وقتى داخل مسجد مي‏گرديد، بر محمد ص درود و سلام مي‏فرستاد، و مي‏گفت: (رب اغفرلى ذنوبى، وافتح لى ابواب رحمتك)، ترجمه: «پروردگارا، گناهانم را برايم بيامرز، و دروازه‏هاى رحمتت را برايم بگشاى»، و وقتى بيرون مي‏شد بر محمد ص درود و سلام مي‏فرستاد و مي‏گفت : (رب اغفرلى ذنوبى، وافتح لى ابواب فضلك)، ترجمه: «پروردگارا، گناهانم را ببخش و دروازه‏هاى فضلت را برايم بگشاى». اين را احمد و ابن ماجه، چنانكه در مشكوة (ص62) آمده، روايت كرده‏ اند، و در روايت آن دو آمده: گفت: وقتى داخل مسجد مي‏شد و بيرون مي‏شد چنين مي‏گفت: (بسم‏ اللَّه  والسلام على رسول‏ اللَّه )، ترجمه: «به نام خدا، و سلام بر رسول خدا»، در بدل: بر محمد ص درود و سلام مي‏فرستاد. و ترمذى مي‏گويد: اسناد آن متصل نيست، و فاطمه دختر حسين فاطمه كبرى را درك نكرده است.
 
بيعت اميمه بنت رقيقه بر اسلام
طبرانى - كه رجال وى ثقه‏اند - از عبداللَّه بن عمرو (رض) روايت نموده، كه گفت: اميمه بنت رقيقه (رضي‏ الله  عنها) نزد پيامبر خدا ص به خاطر بيعت نمودنش بر اسلام آمد. رسول خدا ص فرمود: «باتو بيعت مي‏كنم تا به خداوند چيزى را شريك نياورى، سرقت ننمايى، زنا نكنى، فرزندت را به قتل نرسانى، و بهتانى را كه از پيش دست‏ها و پاهايت ساخته باشى نياورى، نوحه‏سرايى ننمايى، زينت خود را همچون ظاهر ساختن زينت در جاهليت پيشين ظاهر نسازى». اين چنين در المجمع (37/6) آمده. و اين را همچنين نسائى، ابن ماجه، امام احمد و ترمذى كه آن را صحيح دانسته، چنان كه در تفسير ابن كثير (352/4) آمده، روايت كرده‏اند.
    
دعاهاى پيامبر ص در سفر  
حديث على (رض) درباره دعاى پيامبر صلى‏ اللَّه  عليه وسلم در سفر
احد و بزار از عل