نواده‏اش باش، البته به بهترين صورتى كه جانشينى بندگان صالحت را مي‏نمايى». اين چنين در المنتخب (155/5) آمده، و ابن سعد (39/4) از شعبى مانند اين را روايت نموده است.
و ابن سعد (46/3) از ابو ميسره روايت نموده، كه گفت: هنگامى كه خبر كشته شدن زيدبن حارثه، جعفر و ابن رواحه (رضى‏ اللَّه  عنهم) به رسول خدا ص رسيد، رسول خدا ص برخاست و حال و شأن آنان را ذكر نمود، و از زيد شروع نموده گفت: (اللهم اغفر لزيد، اللهم اغفر لزيد، اللهم اغفر لزيد، اللهم اغفر لزيد لجعفر و لعبداللَّه بن رواحة)، ترجمه: «بار خدايا، براى زيد بيامرز، بار خدايا، براى زيد بيامرز، بار خدايا براى زيد بيامرز، بار خدايا، براى جعفر و عبداللَّه بن رواحه بيامرز».
 
دعاهاى پيامبر ص براى آل ياسر و  ابوسلمه و اسامه بن زيد
احمد و ابن سعد از عثمان بن عفان (رض) به شكل مرفوع روايت نموده ‏اند: (اللهم اغفر لال ياسر و قد فعلت)، ترجمه: «بار خدايا، براى آل ياسر ببخشاى، و اينطور نموده‏اى». و نزد ابن عساكر از عايشه (رضى‏ اللَّه  عنها) به شكل مرفوع روايت است: (اللهم بارك فى عمار)، ترجمه: «بار خدايا، براى عمار بركت بده»، و حديث را متذكر شده، چنانكه در المنتخب (245/5) آمده است.
احمد، مسلم و ابوداود از ام سلمه (رضى‏ اللَّه  عنها) به شكل مرفوع روايت نموده ‏اند: (اللهم اغفر لابى سلمة، و ارفع درجته فى المقربين، واخلفه فى عقبه فى الغابرين، و اغفرلنا و له يارب العال مين، وافسح له فى قبره و نور له فيه)، ترجمه: «بار خدايا، براى ابوسلمة ببخشاى، و درجه‏اش را در مقربين بلند گردان، و درعقبش جانشين وى در بازماندگان باش، و براى ما و او اى پروردگار عال ميان ببخشاى، و قبرش را براى وى وسيع گردان و در آن برايش نور و روشنى عنايت فرما». اين چنين در المنتخب (219/5) آمده است.
احمد، ابويعلى، نسائى و ابن حبان از اسامه بن زيد (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده ‏اند كه گفت: پيامبر ص مرا مي‏گرفت و بر رانش مي‏نشانيد و حسن بن على (رضى‏ اللَّه  عنهما) را بر ران چپش مي‏نشانيد، باز ما را به خودمى چسباند و مي‏گفت: (اللهم انى ارحمهما فارحمهما)، ترجمه: «بار خدايا، من بر اين دو رحم و مهربانى مي‏كنم، تو نيز بر آنان رحم فرما». ابن سعد (62/4) از اسامه مثل اين را روايت نموده است. و در روايت ديگرى نزد وى از او به اين لفظ آمده: «بار خدايا، من اينان را دوست مي‏دارم، تو هم دوست شان بدار».
و نزد احمد، ترمذى - كه آن را حسن دانسته - ، طبرانى و غير ايشان از وى روايت است كه گفت: هنگامى كه مريضى رسول خدا ص سنگين شد، به مدينه آمدم  و مردم هم آمدند، من نزد رسول خدا ص رسيدم در حالى كه از حرف زدن بازمانده بود، بنابراين صحبت نكرد، آن گاه رسول خدا ص دست‏هايش را بر من مي‏گذاشت و بلندشان مي‏نمود، و من مي‏دانستم كه وى برايم دعا مي‏نمايد. اين چنين در الكنز (5/7) و المنتخب (136/5) آمده است.
 
دعاهاى پيامبر ص براى عمرو بن عاص، حكيم بن حزام، جرير و آل بسر (رضى‏ اللَّه  عنهم)
ابن عدى از جابر (رض) به شكل مرفوع روايت نموده: «بار خدايا، براى عمروبن عاص بيامرز، سه بار، وقتى او را براى صدقه صدا مي‏نمودم آن را برايم مي‏آورد». اين چنين در المنتخب (250/5) آمده است. و طبرانى از حكيم به شكل مرفوع روايت نموده: «بار خدايا، برايش در خريد و فروشش بركت بده»، اين را براى حكيم بن حزام گفته است و نزد عبدالرزاق و ابن ابى شيبه از وى روايت است كه: پيامبر ص وى را فرستاد، تا به يك دينار برايش قربانى بخرد، وى آن را خريد و باز به دو دينار فروختش، بعد به يك دينار گوسفندى را خريدارى نمود، و دينار ديگر را آورد، آن گاه نبى خدا ص برايش به بركت دعا نمود، و دستورش داد كه يك دينار را صدقه كند: اين چنين در المنتخب (169/5) آمده است.
و طبرانى از جرير (رض) روايت نموده، كه گفت: من بر اسب استوار و ثابت نمى‏ماندم، اين را براى رسول خدا ص ياد نمودم، وى دستش را بر سينه‏ام زد، حتى كه اثر دستش را بر سينه‏ام احساس نمودم، فرمود: «بار خدايا، ثابتش دار، و هدايت كننده و هدايت شده‏اش بگردان»، بعد از آن ديگر از اسبم نيافتادم. ابن ابى شيبه هم اين را از وى روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص به من گفت: «آيا مرا از ذى الخلصة راحت نمى‏سازى» - خانه‏اى بود متعلق قبيله خثعم در جاهليت كه كعبه يمانى نا ميده ذكر نموده، چنانكه در المنتخب (152/5) آمده است.
ابن عساكر از عبداللَّه بن بسر (رض) روايت نموده، كه گفت: من و پدرم بر دروازه خانه مان نشسته بوديم، كه ناگهان رسول خدا ص بر قاطرش پديدار گرديد، پدرم به او گفت: اى رسول خدا، آيا پايين نمى‏آيى، تا طعام صرف كنى و به بركت دعا نمايى؟ بنابراين وى پايين آمد ،نان صرف نمود و بعد از آن گفت: (اللهم ارحمهم و اغفرلهم و بارك لهم فى رزقهم)، ترجمه: «بار خدايا، رحم شان نما، براى شان بيامرز و براى شان در رزق شان بركت عنايت فرما». طبرانى اين را به شكل طولانى روايت نموده: و افزوده: ما براى ه ميشه وسعت در رزق را از خداوند عزوجل احساس مي‏نماييم. اين چنين در المنتخب (220/5) آمده است.
 
بيعت جريربن عبداللَّه بر شنيدن و اطاعت و نصيحت براى مسلمانان
ابن جرير از جرير (رضي‏ الله  عنهما) روايت نموده، كه گفت: با پيامبر خدا ص بر شنيدن و طاعت و نصيحت براى مسلمين بيعت نمودم. و همچنين از حديث وى روايت نموده كه فرمود: نزد رسول خدا ص آمده گفتم: با تو بر شنيدن و طاعت در آنچه دوست دارم و بد مي‏برم، بيعت مي‏كنم. پيامبر خدا ص گفت: «آيا اين را مي‏توانى و آيا توانايى آن رادارى؟ اجتناب كن، بگو در آنچه توانستم». بعد گفتم: در آنچه توانستم، آن گاه با من (بر آن)، نصيحت براى همه مسلمانان بيعت نمود. اين چنين در كنزالعمال (82/1) آمده. و نزد ابوداود و نسائى از وى روايت است كه گفت: آن گاه با رسول خدا ص بر شنيدن و اطاعت،  اين كه هر مسلمان را نصيحت نمايم، بيعت نمودم، وى چون چيزى را مي‏فروخت يا مي‏خريد، مي‏گفت: آنچه را از تو گرفتيم نسبت به آنچه به تو داديم، براى ما محبوب‏تر است، حالا خودت انتخاب نما. اين چنين در الترغيب (237/3) آمده.
    
دعاهاى پيامبر ص براى براء بن معرور، سعدبن عباده و ابوقتاده (رضى‏ اللَّه  عنهم)
ابن منده و ابن عساكر از نضله بن عمرو غفارى (رض) روايت نموده ‏اند كه: مردى از غفار نزد پيامبر ص آمد، رسول خدا ص پرسيد: «نامت چيست؟» گفت: نبهان، فرمود : «تو مكرم هستى»،، و پيامبر ص بر براء بن معرور بعد از اينكه به مدينه آمد نماز گزارد: (اللهم صل على براء بن معرور و لا تحجبه عنك يوم القيامة و ادخله الجنة، و قد فعلت)، ترجمه: «بار خدايا، بر براء بن معرور درود بفرست، و او را روز قيامت از خود باز مدار و داخل جنتش نما و اين كار رانموده‏اى». اين چنين در المنتخب (144/5) آمده است. و نزد ابن سعد (620/3) از عبداللَّه بن ابى قتاده روايت است كه گفت: نخستين كسى كه پيامبر ص بعد از ورودش به مدينه بر وى نماز گزارد، براء بن معرور بود، با اصحابش رفت و بر وى صف بسته گفت: (اللهم اغفر له و ارحمه و ارض عنه، و قد فعلت)، ترجمه: 