گويد</a><a class="text" href="w:text:2370.txt">پيامبر ص و آموزش ذكرى به على و فاطمه كه بعد از نماز و قبل از خواب آن را بگويند</a><a class="text" href="w:text:2371.txt">آن چه پيامبر ص بعد از نماز مي‏گفت</a><a class="text" href="w:text:2372.txt">اذكار صبح و شام</a><a class="text" href="w:text:2373.txt">ذكر در بازارها و مواقع غفلت</a></body></html>قول ابن مسعود درباره معناى: اليه يصعد الكلم الطيب
طبرانى از عبداللَّه بن مسعود (رض) روايت نموده، كه وى مي‏گفت: وقتى كه حديثى براى تان بيان نمودم، تصديق آن را از كتاب خداوند عزوجل براى تان مي‏آورم، بنده مسلمان وقتى كه بگويد: (سبحان‏ اللَّه  والحمدلله و لااله الااللَّه واللَّه اكبر و تبارك‏ اللَّه ) ملكى آن را قبض مي ‏كند، و زير بالش قرار مي‏دهد، بعد با آن بلند مي‏شود، و بر هر گروه ملائكى كه عبور نمايد، براى گوينده آن مغفرت مي‏خواهند، تا اينكه با آن در مقابل و پيش روى خداوند رحمن تبارك و تعالى مي‏آيد، بعد از آن عبداللَّه تلاوت نمود:
[البه يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه].(فاطر:10)
ترجمه: «كلام پاك به طرف خداوند بالا مي‏رود و عمل نيكو آن را بلند مي‏گرداند».
هيثمى (90/10) مي‏گويد: در اين مسعودى آمده، وى ثقه است ولى مختلط شده بود، اما بقيه رجال آن ثقه‏ اند. حاكم اين را روايت نموده، و گفته: صحيح الاسناد است، و در روايت وى آمده: تا اينكه با آن پيش روى رحمن مي‏شتابد. منذرى در ترغيبش (93/3) مي‏گويد: اين چنين در نسخه من آمده «يحياً»، «مى‏ شتابد» - به حاى مهمله و تشديد يا - ، طبرانى هم اين را روايت نموده، و گفته: «حتى يجى‏ء»، «تا اين كه مي‏آيد»، به جيم و ممكن اين درست باشد.
 
انتخاب اذكار جامع از  ميان ذكرهاى زياد ديگر  
پيامبر ص و آموختن ذكر جامع به جويريه
امامان ششگانه به استثناى بخارى از جويريه (رضى‏ اللَّه  عنها) روايت نموده ‏اند كه: پيامبر ص از نزد وى بيرون گرديد، باز در حالى عودت نمود كه چاشت را سپرى نموده بود، و او همين طور نشسته بود، گفت: «تا حال بر همان حالتى هستى كه من تركت نمودم؟» پاسخ داد: آرى، پيامبر ص فرمود: «بعد از تو چهار كلمه را سه بار گفتم، اگر آن‏ها با آنچه تو امروز گفته‏اى وزن كرده شوند، از آن‏ها سنگين مي‏شوند: سبحان‏ اللَّه  و بحمده، عدد خلقه، و رضاء نفسه، وزنة عرشه، و مداد كلماته، «نسبت پاكى است خدا را و ستايش است براى او، به عدد خلقش، به رضاى نفسش، به وزن عرشش، و به تعداد كلماتش». و در روايتى نزد مسلم آمده: (سبحان‏ اللَّه  عدد خلقه، سبحان‏ اللَّه  رضاء نفسه، سبحان‏ اللَّه  زنة عرشه، سبحان‏ اللَّه  مداد كلماته). نسائى در آخرش افزوده: (والحمدلله كذلك). و در روايتى باز هم نزد وى آمده: (سبحان‏ اللَّه  و بحمده، و لااله الااللَّه واللَّه اكبر، عدد خلقه، و رضاء نفسه، وزنة عرشه، و عدد كلماته). اين چنين در الترغيب (98/3) آمده است.
 
پيامبر ص و آموزش يك ذكر جامع به يك زن
ابوداود، ترمذى - و آن را حسن دانسته، - نسائى، ابن حبان در صحيحش و حاكم - كه آن را صحيح دانسته - از سعدبن ابى وقاص (رض) روايت نموده ‏اند  كه: وى با رسول خدا ص نزد زنى وارد گرديد، و در پيش روى وى هسته‏هاى خرما - يا سنگريزه - بود، و با آن تسبيح مي‏گفت، پيامبر ص فرمود: «تو را از آنچه خبر مي‏دهم كه برايت از اين آسانتر - يا بهتر - است»، فرمود: (سبحان‏ اللَّه  عدد ما خلق فى السماء، سبحان‏ اللَّه  عدد ما خلق فى الارض، سبحان‏ اللَّه  عدد ما بين ذلك، سبحان‏ اللَّه  عدد ما هو خالق، واللَّه اكبر مثل ذلك، و الحمدلله مثل ذلك، و لا اله الااللَّه مثل ذلك، و لا حول و لا قوة الا بالله مثل ذلك). اين چنين در الترغيب (99/3) آمده است.
 
پيامبر ص و آموزش ذكر جامعى براى ابوامامه
احمد، ابن ابى الدنيا - لفظ هم از وى است - ، نسائى، ابن خزيمه و ابن حبان در صحاح خويش به اختصار و حاكم - كه آن را به شرط بخارى و مسلم صحيح دانسته - از ابوامامه (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: پيامبر ص مرا در حالى ديد كه لب هايم را حركت مي‏دهم، به من گفت: «اى ابوامامه براى چه لب‏هايت را حركت مي‏دهى؟» گفتم: اى رسول خدا، خداوند را ياد مي‏كنم، گفت: «آيا تو را به بيشتر و بهتر از ذكر شب و روزت خبر ندهم؟» گفتم: آرى، اى رسول خدا، گفت: «مى‏گويى: سبحان اله عدد ما خلق، سبحان‏ اللَّه  ملأ ما خلق، سبحان‏ اللَّه  عدد ما فى الارض، سبحان‏ اللَّه  مل‏ء ما فى الارض والسماء، سبحان‏ اللَّه  عدد ما احصى كتابه، سبحان‏ اللَّه  مل‏ء ما احصى كتابه، سبحان‏ اللَّه  مل‏ء كل شى‏ء، الحمدلله عدد ما خلق والحمدلله مل‏ء ما خلق، و الحمدلله عددما فى الارض والسماء، والحمدلله مل‏ء ما فى الارض و السماء، و الحمدلله عدد ما احصى كتابه، والحمدلله مل‏ء ما احصى كتابه، و الحمدلله عدد كل شى‏ء و الحمدلله مل‏ء كل شى‏ء، «نسبت پاكى است خداوند را به عدد آنچه آفريده، نسبت پاكى است خداوند را به پُرى آنچه آفريده، نسبت پاكى است خداوند را به عدد آنچه در ز مين است، نسبت پاكى است خداوند را به پرى آنچه در ز مين و آسمان است، نسبت پاكى است خداوند را به عدد آنچه كتابش شمرده، نسبت پاكى است خداوند را به پرى آنچه كتابش شمرده، نسبت پاكى است خداوند را به پرى همه چيز، ستايش خدا راست، به عدد آن چه آفريده، ستايش خدا راست به پرى آنچه آفريده، ستايش خدا راست به عدد آنچه در ز مين و آسمان است، ستايش خدا راست، به عدد آنچه كتابش شمرده، ستايش خدا راست به پرى آنچه كتابش شمرده ، ستايش خدا راست به عدد همه چيز و ستايش خدا راست به پرى همه چيز». طبرانى اين را به دو اسناد روايت نموده، يكى از آن‏ها حسن است و لفظش چنين است: «آيا تو را از چيزى خبر ندهم، كه وقتى آن را بگويى، و بعد شب و روز زحمت بكشى و بدان نرسى؟» گفتم : ارى، گفت: مي‏گويد: (الحمدلله) آن را به اختصار ذكر نموده، و گفته: «و مثل آن تسبيح مي‏گويى و مثل آن تكبير مي‏گويى». اين چنين در الترغيب (99/3) آمده است. طبرانى اين را هم چنان به اسناد ديگرى روايت نموده، و در آن گفته: «آيا تو را به چيزى دلالت نكنم كه از ذكر شب و روز بزرگتر است؟ مي‏گويى: الحمدلله» و آن را به اختصار ذكر نموده. و در روايتى آمده: «و به مثل آن‏ها خداوند را تسبيح مي‏گويى»، بعد از آن گفت: «اين‏ها را بياموز و براى آنانى كه بعد از تو مي‏آيند بياموز». در اين ليث بن ابى سليم آمده، وى چنان كه هيثمى (93/10) گفته، مدلس مي‏باشد.
 
پيامبر ص و آموزش ذكر جامعى به ابودرداء
طبرانى و بزار از ابودرداء (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: پيامبر خدا ص در حالى مرا ديد كه لب هايم را حركت مي‏دادم، گفت: «اى ابودرداء چه مي‏گويى؟» گفتم: خداوند را ياد مي‏كنم، گفت: «آيا چيزى را به تو نياموزانم كه از ذكر شب با روز و ذكر روز با شب بهتر است؟» گفتم: آرى، گفت: (سبحان‏ اللَّه  عدد ما خلق، سبحان‏ اللَّه  عدد كل شى‏ء، سبحان‏ اللَّه  مل‏ء ما احصى كتابه، و الحمدلله عدد ما خلق، والحمدلله مل‏ء ما خلق، و الحمدلله مل‏ء ما احصى كتابه). هيثمى (94/10) مي‏گويد: در اين ليث بن ابى سليم آمده