ر از احد است، الحمدلله بزرگتر از احد است، لااله الااللَّه بزرگتر از احد است، واللَّه اكبر بزرگتر از احد». هيثمى (91/10) مي‏گويد: اين را طبرانى و بزار روايت نموده ‏اند، و رجال هر دو رجال صحيح اند، و منذرى در الترغيب (94/3) مي‏گويد: اين را ابن ابى الدنيا، نسائى، طبرانى و بزار همه شان از حسن از عمران روايت نموده ‏اند، و حسن از عمران نشنيده، و بعضى گفته: بلكه شنيده، و رجال شان رجال صحيح اند، مگر شيخ نسائى عمروبن منصور، ولى ثقه است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2352.xml">بخشهاي 501 تا 510</a><a class="folder" href="w:html:2363.xml">بخشهاي 511 تا 520</a><a class="folder" href="w:html:2374.xml">بخشهاي 521 تا 530</a><a class="folder" href="w:html:2385.xml">بخشهاي 531 تا 540</a><a class="folder" href="w:html:2396.xml">بخشهاي 541 تا 550</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2353.txt">خبر دادن پيامبر ص از نهال بهشتى  و دستورش براى چريدن در بوستان ها</a><a class="text" href="w:text:2354.txt">خبر دادن پيامبر ص از چند كلمه ذكر كه خطاها را دور مي‏سازند</a><a class="text" href="w:text:2355.txt">پيامبر ص و تعليم ذكر به يك اعرابى</a><a class="text" href="w:text:2356.txt">خبر دادن پيامبر ص به ابوذر در مورد محبوب‏ترين كلام نزد خداوند</a><a class="text" href="w:text:2357.txt">خبر دادن پيامبر ص در مورد ثواب بزرگ تهليل</a><a class="text" href="w:text:2358.txt">خبر دادن پيامبر ص در مورد اجر بزرگ حوقله</a><a class="text" href="w:text:2359.txt">قول ابراهيم عليه‏ السلام درباره حوقله</a><a class="text" href="w:text:2360.txt">قول ابن عباس درباره فضيلت حوقله و قول عمران درباره فضيلت حمد</a><a class="text" href="w:text:2361.txt">قول على (رض) درباره معناى حمد و تسبيح</a><a class="text" href="w:text:2362.txt">تخفيف عمر در مورد مردى كه در وقت زده شدن تسبيح مي‏گفت </a></body></html>خبر دادن پيامبر ص از نهال بهشتى  و دستورش براى چريدن در بوستان ها
ابن ماجه - به اسناد حسن و لفظ هم ازوى است - و حاكم - كه گفته: صحيح الاسناد است - از ابوهريره (رض) روايت نموده ‏اند، كه پيامبر ص ازنزد وى در حالى عبور نمود كه نهالى را مي‏نشانيد، گفت: «اى ابوهريره چهمين شانى؟» گفتم: نهال، گفت: «ايا تو را به نهالى بهتر از اين براى نشانيدن دلالت نكنم؟ (سبحان‏ اللَّه ، والحمدلله، و لا اله الااللَّه، واللَّه اكبر)، در مقابل هر يكى از اين‏ها برايت در جنت يك درخت نشانيده مي‏شود». اين چنين در الترغيب (84/3) آمده است. و ترمذى از ابوهريره روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص فرمود: «وقتى كه بر بوستانهاى بهشت عبور نموديد بچريد»، گفتم: اى رسول خدا، باغچه جنت چيست؟ گفت: «مساجد»، گفتم: چريدن چيست؟ فرمود: (سبحان‏ اللَّه ، و الحمدلله، و لااله الااللَّه، واللَّه اكبر). ترمذى مي‏گويد: حديث غريب است، و منذرى در الترغيب (97/3) گفته: اين حديث على الرغم غريب بودنش حسن الاسناد است.
 
خبر دادن پيامبر ص از چند كلمه ذكر كه خطاها را دور مي‏سازند
احمد از انس (رض) روايت نموده كه رسول خدا ص شاخه‏اى را گرفت و آن را تكان داد ولى چيزى نريخت، باز تكانش داد ولى چيزى نريخت، باز تكانش داد و اين بار برگ هايش ريخت، آن گاه رسول خدا ص فرمود: «سبحان‏ اللَّه  و الحمدلله و الااله الااللَّه واللَّه اكبر، گناهان را چنان مي‏ريزند كه درخت برگش را مي‏ريزد». در الترغيب (93/3) مي‏گويد: رجال آن رجال صحيح اند. ترمذى اين را به معناى آن روايت كرده است.
 
پيامبر ص و تعليم ذكر به يك اعرابى
مسلم ازسعد بن ابى وقاص (رض) روايت نموده، كه گفت: اعرابيى نزد پيامبر ص آمد و گفت: كلامى به من بياموز كه بگويمش، گفت: «بگو: لااله الااللَّه وحده لاشريك له،اللَّه اكبر كبيرا، والحمدلله كثيرا، و سبحان‏ اللَّه  رب العال مين، ولا حول و لا قوة الا بالله العزيز الحكيم». گفت: اين‏ها براى پروردگارم اند، براى خودم چيست؟ گفت: «بگو: اللهم اغفرلى و ارحمنى و اهدنى و ارزقنى، «بار خدايا برايم بيامرز، رحمم نما، هدايتم كن و رزقم عنايت فرما»، و به روايت از ابومالك اشجعى افزوده: «و عافيتم بده»، و در روايتى گفته: «اين‏ها برايت دنيا و آخرت را جمع مي ‏كنند». و نزد ابن ابى الدنيا از ابن ابى اوفى (رض) روايت است كه گفت: اعرابيى گفت: اى رسول خدا من كوشش نمودم كه قرآن را حفظ كنم ولى نتوانستم، پس به من چيزى بياموز كه در ثواب معادل قرآن باشد، فرمود: «بگو: سبحان‏ اللَّه ، و الحمدلله، ولااله الالله، واللَّه اكبر»، وى آن را گرفت، و با انگشتانش شمرد و افزود: اى رسول خدا اين براى پروردگارم است، براى خودم چيست؟ گفت: «مى‏گويى: اللهم اغفرلى و ارحمنى و عافنى وارزقنى - و مي‏پندارمش گفت - واهدنى»، و اعرابى رفت. آنگاه رسول خدا فرمود اعرابى در حالى رفت كه دست‏هايش را از خير پُر نمود. بيهقى اين را به اختصار روايت نموده، و افزوده است: (و لا حول و لا قوة الا بالله)، و اسناد آن جيد است. اين چنين در الترغيب (90/3) آمده است. ابوداود اين را به شكل كامل روايت نموده.
 
خبر دادن پيامبر ص به ابوذر در مورد محبوب‏ترين كلام نزد خداوند
مسلم و نسائى از ابوذر (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: رسول خدا ص فرمود: «آيا تو را از محبوب‏ترين كلام نزد خداوند باخبر نسازم؟» گفتم: آرى، اى رسول خدا، مرا از محبوب‏ترين كلام نزد خداوند باخبر ساز، فرمود: «محبوب‏ترين كلام نزد خداوند: سبحان‏ اللَّه  و بحمده است». اين را ترمذى هم روايت نموده، مگر اين كه وى گفته: (سبحان ربى و بحمده) و افزوده: حديث حسن و صحيح است. و در روايتى نزد مسلم آمده: كه از رسول خدا ص پرسيده شد: كدام كلام بهتر است؟ گفت: «آن چه را خداوند براى ملائكه‏اش - يا براى بندگانش - برگزيده است، سبحان اللَّه و بحمده».
 
خبر دادن پيامبر ص در مورد ثواب بزرگ تهليل
حاكم - و آن را صحيح دانسته - به روايت از اسحاق بن عبداللَّه بن ابى طلحه از پدرش از جدش (رض) روايت نموده، و لفظ آن چنين است: رسول خدا ص فرمود: «كسى كه لااله الالله بگويد داخل جنت شده است - يا جنت برايش واجب شده - ، و كسى كه سبحان‏ اللَّه  و بحمده صدبار بگويد، برايش يك صدوبيست و چهار هزار نيكى نوشته مي‏شود». گفتند: اى رسول خدا، بنابراين هيچ كسى از ما هلاك نمى‏شود، گفت: «چنين نيست، يكى از شما آن چنان نيكى مي‏آورد، كه اگر بر كوهى گذاشته شود ، از آن سنگين مي‏گردد، باز نعمت‏ها مي‏آيند، و آن نيكى‏ها در مقابل اين نعمت‏ها مي‏روند، آن گاه خداوند به رحمت خود مهربانى مي ‏كند». اين چنين در الترغيب (81/3) آمده است. مسلم، ترمذى - و آن را صحيح دانسته - و نسائى از سعد (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: نزد رسول خدا ص بوديم، فرمود: «آيا يكى از شما از اين عاجز مي‏آيد كه هر روز هزار نيكى كسب نمايد؟» آن گاه يكى از همنشينانش از وى پرسيد: چگونه يكى از ما هزار نيكى كسب مي ‏كند؟ گفت: «صد تسبيح مي‏گويد، و برايش به سبب آن هزار نيكى نوشته مي‏شود، يا از وى هزار خطا محو مي‏گردد». در الترغيب (83/3) مي‏گويد: روايت مسلم همين  طور است، اما ترمذى و نسائى گفته‏اند: «و [از وى هزار خطا] محو مي‏گردد»، بدون الف،  واللَّه اعلم. اين را هم چنان