يد، كه قدم بعد از ثباتش مي‏لغزد، و وقتى يكى از شما از آنچه نمى‏داند پرسيده شد، بايد بگويد : خدا داناتر است، چون اين ثلث علم است. هيثمى (180/1) مي‏گويد: و شعبى از ابن مسعود نشنيده است، و در اين جابر جعفى آمده، و ضعيف مي‏باشد. و طبرانى در الكبير از ابن مسعود روايت نموده، كه گفت: هيچ سالى نيست، مگر اين كه سال بعدش از آن شرتر است و سالى از سال ديگر بهتر نمى‏باشد، و نه نسلى از نسل ديگر بهتر مي‏باشد، و فقط در آن‏ها رفتن علماى تان و برگزيدگان تان مضمر است. و اقوامى مي‏آيند كه امور را به رأى خويش قياس مي ‏كنند، اينجاست كه اسلام منهدم مي‏شود و درز بر مي‏دارد. هيثمى (180/1) مي‏گويد: در اين مجالد بن سعيد آمده، وى مختلط شده بود. ابن عبدالبر در العلم (135/2) مثل اين را روايت كرده است. و ابن عبدالبر در العلم (136/2) از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: ملاك و معيار كتاب خدا و سنت رسولش است، كسى كه بعد از آن از رأى خود بگويد، نمى ‏دانم كه آن را در نيكى هايش مي‏يابد يا در بدى هايش، و ابن عبدالبر در العلم (33/2) از عطاء و او از پدرش روايت نموده، كه گفت: يكى از ياران پيامبر ص از چيزى پرسيده شد، گفت: من از پروردگارم حياء مي‏كنم، كه در امت محمد به رأى خودم بگويم.
 
اجتهاد اصحاب پيامبر ص   
قول معاذ براى پيامبر ص: به رأى خود اجتهاد مي‏كنم، و كوتاهى نمى‏ كنم
ابوداود، ترمذى و دارمى از معاذبن جبل (رض) روايت نموده ‏اند كه: رسول خدا ص وقتى وى رابه سوى يمن فرستاد گفت: «وقتى قضاوتى برايت پيش بيايد چگونه فيصله و قضاوت مي‏كنى؟ گفت: به كتاب خدا فيصلهمين مايم، فرمود: «اگر در كتاب خدا نيافتى؟» گفت: به سنت رسول خدا ص، فرمود: «اگر در سنت رسول خدا نيافتى؟» گفت: به رأى خود اجتهاد مي‏كنم و تقصيرى نمى‏نمايم، مي‏گويد: آن گاه رسول خدا ص بر سينه‏اش زد و گفت: «ستايش خدايى راست، كه رسول رسول خدا را به آنچه در آن رسول خدا راضى مي‏شود موفق گردانيد. اين چنين در المشكوه (ص316) آمده است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2263.txt">هيبت و ترس ابوبكر و عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) در آنچه نمى‏ دانستند</a><a class="text" href="w:text:2264.txt">قول ابن مسعود (رض) درباره اجتهاد به رأى</a><a class="text" href="w:text:2265.txt">اجتهاد ابن عباس و ابى (رضى‏ اللَّه  عنهما)</a><a class="text" href="w:text:2266.txt">احتياط در فتوا و چه كسى از اصحاب فتوا مي‏داد  </a><a class="text" href="w:text:2267.txt">قول ابن مسعود، حذيفه و عمر درباره احتياط در فتوى</a><a class="text" href="w:text:2268.txt">احتياط زيدبن ارقم و براء در ارائه پاسخ به سئوال و فعلى از اين قبيل</a><a class="text" href="w:text:2269.txt">فتواى ابوبكر، عمر، عثمان على و عبدالرحمن (رضى‏ اللَّه  عنهم) براى مردم در زمان پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:2270.txt">قول ابوموسى درباره ابن مسعود: وقتى اين عالم بزرگ در  ميان تان هست از من مپرسيد</a><a class="text" href="w:text:2271.txt">چه كسى براى مردم در زمان پيامبر ص و خلفاى راشدين فتوا مي‏داد</a><a class="text" href="w:text:2272.txt">علوم اصحاب النبى (رضى‏ اللَّه  عنهم)  قول ابوذر درباره وسعت علم اصحاب</a></body></html>هيبت و ترس ابوبكر و عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) در آنچه نمى‏ دانستند
ابن سعد و اين عبدالبر در العلم از محمدبن سيرين روايت نموده ‏اند، كه گفت: بعد از پيامبر ص هيچ كسى از ابوبكر (رض) در آنچه نمى‏دانست پرترس و هراسان‏تر نبود، و بعد از ابوبكر هيچ كسى از عمر در آنچه نمى‏دانست پرترس و هراسان‏تر نبود، براى ابوبكر قضيه‏اى پيش آمد، و اصلى براى آن در كتاب خداوند تعالى و اثرى در سنت نيافت، آن گاه گفت: به رأى خودم اجتهاد مي‏كنم، اگر صواب و درست آمد، از خداوند است، و اگر خطا آمد از من است، و از خداوند مغفرت مي‏خواهم. اين چنين در الكنز (241/5) آمده است.
 
نامه عمر (رض) براى شريح در اين باره
ابن عبدالبر در العلم (56/2) از شعبى از شريح روايت نموده، كه عمر (رض) به او نوشت: وقتى امرى نزدت آمد، در مورد آن به آنچه در كتاب خداست حكم كن، و اگر چيزى نزدت آمد، كه در كتاب خدا نيست، به آنچه رسول خدا سنت به جا گذاشته فيصله نما، و اگر آنچه نزدت آمد، كه نه در كتاب خداست و نه هم پيامبر ص در آن سنتى به جا گذاشته، در باره آن به آنچه فيصله نما كه مردم بر آن اجماع نموده ‏اند، و اگر آنچه نزدت آمد، كه نه در كتاب خداست و نه رسول خدا ص در آن سنتى از خود به جاى گذاشته و نه هم هيچكسى درباره‏اش صحبت نموده، آن گاه به هر يك از دو امر كه خواستى اقدام كن. و در روايت ديگرى نزدش آمده: اگر خواستى كه به رأى خودت در آن اجتهاد كنى، پيش شو، و اگر خواستى خود را عقب بكشى، عقب بكش، ومن عقب كشيدن را برايت خير مي‏پندارم.
 
قول ابن مسعود (رض) درباره اجتهاد به رأى
ابن عبدالبر در العلم (57/2) از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: اگر كسى قضاوتى به او واگذار شد، بايد به آنچه در كتاب خداست فيصله و قضاوت كند، و اگر چيزى نزدش آمد كه در كتاب خدا نيست، بايد به آنچه فيصله نمايد كه پيامبر ص بدان فيصله نموده، و اگر امرى نزدش آمد، كه نه در كتاب خدا بود و نه پيامبرش ص در مورد آن فيصله‏اى نموده بود، بايد به آنچه فيصله كند، كه صالحان به آن فيصله نموده ‏اند، و اگر امرى نزدش آمد، كه نه در كتاب خدا بود، نه پيامبرش در مورد آن فيصله كرده بود و نه صالحان در آن مورد فيصله‏اى داشتند، بايد به رأى خود اجتهاد كند، و بايد اقرار كند و حيا ننمايد. و در روايت ديگرى نزد وى آمده: بايد به رأى خود اجتهاد كند، و نگويد: من چنين مي‏بينم و مي‏ترسم، چون حلال آشكار است و حرام آشكار است، و در  ميان اين امور مشتبه است، بنابراين آنچه شما را به شك مي‏اندازد، آن را بگذاريد و به آن چه عمل نماييد كه شما را به شك نمى‏اندازد.
 
اجتهاد ابن عباس و ابى (رضى‏ اللَّه  عنهما)
ابن عبدالبر در العلم (57/2) از عبداللَّه بن ابى يزيد روايت نموده است، كه گفت: ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) وقتى از چيزى پرسيده مي‏شد، اگر [جواب آن] در كتاب خدا مي‏بود همان را مي‏گفت: و اگر در كتاب خدا نمى‏بود، و از رسول خدا ص مي‏بود آن را مي‏گفت: و اگر در كتاب خدا نمى‏بود، و از رسول خدا ص هم نمى‏بود، و از ابوبكر و عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) مي‏بود آن را مي‏گفت: و اگر در كتاب خدا نمى‏بود، و از رسول خدا ص هم نمى‏بود و از ابوبكر و عمر هم نمى‏بود، به رأى خود اجتهاد مي‏نمود. و نزد وى هم چنان از ابن عباس روايت است كه گفت: وقتى حجت و دليل از على (رض) براى مامى آمد، از آن عدول نمى‏نموديم. و ابن سعد (181/4) حديث اول را به معناى آن روايت كرده است. و ابن عبدالبر در العلم (58/2) از مسروق روايت نموده، كه گفت: ابى بن كعب (رضى اللَّه عنه) را از چيزى پرسيدم، گفت : آيا اين اتفاق افتاده است؟ گفتم: نخير، گفت: راحتمان بگذار، وقتى كه اتفاق افتاد، در آن به رأى خود برايت اجتهاد مي‏كنيم.
 
احتياط در فتوا و چه كسى از اصحاب فتوا مي‏داد  
قول عبدالرحمن بن ابى ليلى درباره احتياط اصحاب در فتوا
ابن عبدالبر در الجامع (163/2) از عبدالرحمن بن 