معرفة از اسلام روايت نموده ‏اند كه گفت: ما وقتى به عمر (رض) مي‏گفت‏يم: از رسول خدا ص براى ما حديث بيان كن، مي‏گفت: از اين مي‏ترسم كه حرفى زياد نمايم يا حرفى كم كنم، رسول خدا ص گفته است: «كسى كه به قصد و عمدى بر من دروغ بندد در آتش است». اين چنين در الكنز (239/5) آمده است. و ابن سعد و ابن عساكر از عبدالرحمن بن حاطب روايت نموده ‏اند كه گفت: هيچ كسى از اصحاب رسول خدا ص را نديدم، كه در حديث بيان نمودن از عثمان (رض) تمام‏تر و نيكوتر حديث روايت كند، مگر اين كه وى از حديث بيان نمودن مي‏ترسيد. اين چنين در المنتخب (9/5) آمده است. و نزد احمد، ابويعلى و بزار از عثمان روايت است كه مي‏گفت: مرا از حديث بيان نمودن از رسول خدا ص اين باز نمى‏دارد، كه از خوب فرا گرفتگان اصحابش نباشم، ولى من گواهى مي‏دهم كه از وى شنيدم مي‏گفت: «كسى كه بر من چيزى را بگويد كه نگفته‏ام، بايد جايگاهش را در آتش ببيند». و در روايت ديگرى نزد ايشان از وى به شكل مرفوع آمده: «كسى كه بر من دروغ گويد بايد خانه‏اى در آتش بگيرد». هيثمى (143/1) مي‏گويد: اين حديثى است، كه رجالش رجال صحيح اند، و در طريق اول عبدالرحمن بن ابى زناد آمده، كه ضعيف مي‏باشد، و [نزد بعضى] ثقه دانسته شده. بخارى و مسلم و غير ايشان از على (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: وقتى براى شما از رسول خدا ص حديث بيان مي‏كنم، اين كه از آسمان بيفتم برايم محبوب‏تر است، از اين كه آنچه را بگويم كه وى نگفته است، و وقتى كه در  ميان خود و شما براى تان صحبت نمودم جنگ فريب است. اين چنين در الكنز (240/5) آمده است.
 
خوف و خوددارى ابن مسعود (رض) از روايت حديث
حاكم (314/3) از عمروبن  ميمون روايت نموده، كه گفت: عبداللَّه (رض) چنان بود، كه سالى بر او مي‏گذشت ولى از رسول خدا ص حديث بيان نمى‏نمود، روزى از رسول خدا ص حديثى بيان داشت، و دشوارى و سختى بر او مستولى گرديد، و عرق از پيشانيش شروع به ريختن نمود، و مي‏گفت: مثل اين، يا نزديك به اين. حاكم مي‏گويد: اين حديث به شرط بخارى و مسلم صحيح است، ولى آن دو اين را روايت نكرده‏ اند، و ذهبى هم با اوموافقت نموده است. ابن عبدالبر اين را در جامع العلم (79/1) از مسروق از عبداللَّه روايت نموده، كه وى روزى حديثى را بيان نمود و گفت: از رسول خدا ص شنيدم ، بعد از آن لرزيد، و لباس هايش نيز لرزيد، و گفت: مثل اين، يا شبه اين. ابن سعد (156/3) اين را از عمرو به معناى آن، و از مسروق به مثل آن روايت كرده است.
 
قول ابودرداء، انس و ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهم) در روايت حديث شان: مثل اين يا شبه اين
طبرانى در الكبير ور جالش هم ثقه‏ اند از ابوادريس خولانى روايت نموده، كه گفت ابودرداء را ديدم وقتى از بيان حديث از رسول خدا ص فارغ مي‏شد مي‏گفت: اين يا مثل اين يا به شكل اين. اين چنين در مجمع الزوائد (141/1) آمده است. و ابن عبدالبر اين را در الجامع (78/1) از ربيعه بن زيد روايت نموده كه: ابودرداء (رض) چنان بود... و مثل آن را ذكر نموده، و در حديثش آمده: بار خدايا، اگر اين نبود، به شكل اين بود. اين را ابويعلى، رويانى و ابن عساكر از ابودرداء به مثل آن، چنانكه در الكنز (242/5) آمده، روايت نموده ‏اند.
ابن عبدالبر در جامع العلم (79/1) از محمدبن سيرين روايت نموده، كه گفت: انس بن مالك (رض) چنان بود، كه وقتى حديثى را از رسول خدا ص بيان مي‏نمود، و از آن فارغ مي‏گرديد، مي‏گفت: يا چنان كه رسول خدا ص گفت. اين را هم چنان احمد، ابويعلى، و حاكم از ابن سيرين روايت نموده ‏اند كه گفت: انس از رسول خدا ص كم حديث بيان مي‏نمود، و وقتى حديث بيان مي‏داشت... و مثل آن را ذكر نموده، چنان كه در الكنز (240/5) آمده است.
ابن سعد (144/4) از ابوجعفر محمدبن على روايت نموده، كه گفت: هيچ يكى از ياران رسول خدا ص از عبداللَّه بن عمر، در اين كه وقتى چيزى را از رسول خدا ص بشنود، و در آن زيادت و نقصان ننمايد و اينطور و آنطور نكند، بر حذرتر نبود. و نزد وى (145/4) هم چنان از شعبى روايت است كه گفت: يك سال با ابى عمر مجالست نمودم، ولى از وى نشنيدم كه حديثى از رسول خدا ص بيان كند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2240.xml">بخشهاي 401 تا 410</a><a class="folder" href="w:html:2251.xml">بخشهاي 411 تا 420</a><a class="folder" href="w:html:2262.xml">بخشهاي 421 تا 430</a><a class="folder" href="w:html:2273.xml">بخشهاي 431 تا 440</a><a class="folder" href="w:html:2284.xml">بخشهاي 441 تا 450</a></body></html>بيعت نمودن بزرگان، خردسالان، مردان و زنان بر شهادت در روز فتح

احمد از عبداللَّه بن عثمان بن خيثم روايت نموده، كه محمّد بن اسود بن خلف به او خبر داد كه: پدرش اسود (رض) پيامر خدا ص را در روز فتح ديد كه با مردم بيعت مي‏نمود. ميگويد: پيامبر ص نزد كوه كوچكى(  در سيرت حلبيه 109/1( آمده كه:  در روز فتح بر كوه صفا نشست، و با مردم بيعت مي‏نمود.)  كه روى خود را به طرف آن  گردانيده بود، نشست و با مردم بر اسلام و شهادت بيعت نمود.( در نص همينطور ذكر شده، و ضمير ذكر شده به سوى همين كوه كوچك ياد شده در نص برمي‏گردد، ويك احتمال ديگر وجود دارد، كه اين ضمير به بيت الحرام اشاره داشته باشد، در اين صورت چنين مي‏شود كه: پيامبر ص بر كوه صفا در حالى كه روى خود را به طرف كعبه گردانيده بود، نشست. واللَّه اعلم. م.) پرسيدم: شهادت چيست؟ گفت: محمّد بن اسود بن خلف به من خبر داد، كه وى با ايشان بر ايمان به خدا و شهادت بر اين كه مبعودى جز خدا وجود ندارد، و محمّد بنده و رسول اوست، بيعت نمود. اين چنين در البدايه (318/4) آمده، و افزوده است كه: اين را احمد به تنهايى خود روايت نموده. هيثمي (37/6) مي‏گويد: رجال وى ثقه‏اند، ونزد بيهقى آمده: آن گاه مردم اعم از بزرگان، خردسالان، مردان و زنان نزدش آمدند و او با ايشان بر اسلام و شهادت بيعت نمود. اين چنين در البدايه (318/4) آمده، و طبرانى اين را به اين سياق در الكبير و الصغير چنان كه در مجمع الزوايد (37/6) آمده روايت كرده است، و همچنان بغوى، ابن السكن، حاكم و ابونعيم اين را، چنان كه در الكنز (82/1) آمده، روايت نموده‏اند.
    
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2241.txt">اعتماد عمران بن حصين در حفظ حديث و روايتش</a><a class="text" href="w:text:2242.txt">ترس و هراس صهيب از اينكه بگويد: رسول خدا ص گفت </a><a class="text" href="w:text:2243.txt">واثله بن اسقع و روايت نمودن احاديث به معنى</a><a class="text" href="w:text:2244.txt">انكار عمر (رض) بر كسى از اصحاب كه زياد حديث روايت مي‏نمود</a><a class="text" href="w:text:2245.txt">خوددارى زيد بن ارقم از روايت حديث هنگامى كه مسن گرديد</a><a class="text" href="w:text:2246.txt">اعتنا به عمل زيادتر از اعتنا به علم   قول معاذ، ابودرداء و انس (رضى‏ اللَّه  عنهم) در اين باره</a><a class="text" href="w:text:2247.txt">ترغيب ابن مسعود به جمع نمودن علم و عمل</a><a class="text" href="w:text:2248.txt">خوف ابودرداء از اينكه روز قيامت به او گفته شود: در آنچه آموختى چه عمل نمودى؟</a><a class="text" href="w:text:2249.txt">ترغيب معاذ و انس به جمع نمودن  ميان علم و عمل</a><a class="text" href="w:text:2250.txt">پيروى سنت، اقتداى سلف و انكار بر بدعت  </a></body></html>اعتماد عمران بن حصين در حفظ حديث و رواي