 قيامت پرسيده شد، فرمود: «از علايم آن اين است كه علم از نزد خردها جستجو شود». و طبرانى اين را از ابوا ميه به مثل آن روايت كرده است. هيثمى (135/1) مي‏گويد: در اين ابن لهيعه آمده، و ضعيف مي‏باشد.
 
اقوال عمر و ابن مسعود درباره گرفتن علم از بزرگان
ابن عبدالبر در جامع العلم (158/1) از هلال وزان (از عبداللَّه بن عكيم) روايت نموده، كه گفت: عمر (رض) مي‏گفت: آگاه باشيد، كه صادق‏ترين گفته، گفته خداست، و بهترين هدايت، هدايت محمد ص است، و بدترين كارها نوآورى در دين است، آگاه باشيد، مردم تا وقتى كه علم از بزرگان شان به سوى آنها بيايد به خير مي‏باشند. و نزد وى هم چنين از بلال بن يحيى روايت است كه عمربن خطاب گفت: من دانستم صلاح مردم چه وقت است، و فسادشان چه وقت است، وقتى كه فقه از طرف خرد بيايد، بزرگ از وى نافرمانى مي ‏كند، و وقتى كه فقه از طرف بزرگ بيايد خرد وى را پيروى مي‏نمايد و هر دو هدايت مي‏شوند. و طبرانى در الكبير و الأوسط از ابن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: مردم ه ميشه صالح و متمسك مي‏باشند، تا وقتى كه علم براى شان از اصحاب محمد ص و از بزرگان شان بيايد، و وقتى كه از خردهاى شان براى شان بيايد هلاك شده‏اند. هيثمى (135/1) مي‏گويد: رجال آن ثقه دانسته شده‏اند. و ابن عبدالبر اين را در جامع العلم (159/1) از ابن مسعود به مثل آن روايت كرده است. و نزد وى همچنان از او روايت است كه گفت: مردم تا وقتى كه علم را از بزرگانشان بگيرند به خير مي‏باشندِ، و وقتى آن را از خردها و شريرهاى‏شان بگيرند هلاك مي‏گردند و نزد وى همچنين از او روايت است كه گفت: شما تا وقتى كه علم در بزرگان‏تان باشد. بخير مي‏باشيد. و وقتى كه علم در خردهاى تان باشد، خرد بزرگ را نادان و بى خرد مي‏انگارد.
 
زنهار و ترسانيدن معاويه و عمر(رضى‏ اللَّه ‏عنهما) از گرفتن علم از غير اهل آن
ابن عبدالبر در جامع بيان العلم (194/2) از معاويه (رض) روايت نموده، كه گفت: بدترين گمراهى، [گمراهى] مردى است كه قرآن را مي‏خواند و آن را نمى‏داند و در آن تفقه حاصل نمى‏كند، بعد آن را به طفل و غلام و زن و كنيز ياد مي‏دهند، و آن‏ها به آن با اهل عمل مجادله مي ‏كنند. و هم چنين از ابوحازم روايت نموده، كه عمربن خطاب (رض) گفت: من بر اين امت، از مومنى كه ايمانش وى را باز مي‏دارد، و از فاسقى كه فسقش آشكار است نمى‏ترسم، ولى بر آن از مردى مي‏ترسم كه قرآن راخواند تا اينكه آن را به زبان تيز و فصيح فرا گرفت، و بعد آن را به غير تأويل آن تأويل نمود.
 
وصيت عقبه بن عامر براى  اولادش تا حديث را جز از ثقه قبول نكنند
طبرانى در الكبير از عقبه بن عامر (رض) روايت نموده كه: وقتى وفات وى فرا رسيد، گفت: اى پسرانم من شما را از سه چيز نهى مي‏كنم و آن را مراعات كنيد: حديث رسول خدا ص را جز از ثقه قبول نكنيد، قرض نگيريد، اگر چه عباء پوشيديد و شعر ننويسيد، كه قلب‏هاى تان را به آن از قرآن مشغول مي‏سازد. هيثمى (140/1) مي‏گويد: در اسناد آن ابن‏لهيعه آمده، و اين احتمال ضعيفش را پديد مي‏آورد.
 
خطبه عمر(رض) در جابيه درباره گرفتن علم از علماى اصحاب 
طبرانى در الأوسط از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: عمربن خطاب (رض) در جابيه براى مردم صحبت نمود و گفت: اى مردم، كسى كه خواست از قرآن بپرسد، بايد نزد ابى بن كعب بيايد، و كسى كه خواست از فرائض سئوال نمايد، بايد نزد زيدبن ثابت بيايد، و كسى كه خواست از فقه سئوال نمايد، بايد نزد معاذبن جبل بيايد، و كسى كه مال مي‏خواست، بايد نزد من بيايد، چون خداوند مرا براى آن والى و تقسيم كننده گردانيده است. هيثمى (1351) مي‏گويد: در اين سليمان بن داود بن حصين آمده، و كسى را نديديم كه وى را ذكر نموده باشد.
 
دعوت نمودن ابوموسى اشعرى از اهل اصبهان قبل از قتال
ابن سعد (110/4) از بشيربن ابى اميه از پدرش روايت نموده كه: اشعرى در اصبهان پايين آمد و اسلام را به آنها عرضه نمود، اما آنها از قبول نمودن آن ابا ورزيدند. پس از آن وى به آنها جزيه را پيشنهاد نمود، اهل آن ديار با قبول اين امر با وى صلح نمودند، و شب را در صلح سپرى كردند، تا اين كه فردا شد، و در صبح خيانت روا داشتند، بر اين اساس ابوموسى نيز دست به قتال با آنها زد، و اندكى نگذشته بود كه خداوند وى را بر آنها پيروز گردانيد.
    
خوش آمد گويى و بشارت دادن براى طالب علم  
خوش آمد گويى پيامبر ص براى صفوان بن عسال مرادى
طبرانى و احمد از صفوان بن عسال مرادى (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: نزد پيامبر ص در حالى آمدم، كه در مسجد بر جامه راه راه سرخش تكيه نموده بود، به او گفتم: اى رسول خدا، من در طلب علم آمده‏ام، فرمود: «مرحبا به طالب علم»... و حديث را چنانكه در اول باب گذشت ذكر نموده است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2162.txt">خوش آمد گويى ابوسعيد خدرى(رض) براى طالب علم</a><a class="text" href="w:text:2163.txt">خوش آمد گويى ابو هريره(رض) به طلاب علم</a><a class="text" href="w:text:2164.txt">تبسم ابودرداء در حديث بيان نمودنش براى مردم</a><a class="text" href="w:text:2165.txt">مجالس تعليم و همنشينى علما   ترغيب پيامبر ص به مجالس علم و نشستن اصحابش به شكل حلقه‏اى در اطرافش</a><a class="text" href="w:text:2166.txt">مجالس اصحاب بعد از نماز صبح</a><a class="text" href="w:text:2167.txt">نشستن پيامبر ص در مجلسى  كه مشتمل بر فقراى اصحابش بود</a><a class="text" href="w:text:2168.txt">پيامبر ص و ترجيح دادن نشستن در مجلس علم بر نشستن در مجلس ذكر</a><a class="text" href="w:text:2169.txt">نشستن ابو موسى و عمر(رضى‏ اللَّه ‏عنهما) يك شب در مجلس علم</a><a class="text" href="w:text:2170.txt">قصه جندب بجلى با ابى كعب در طلب علم </a><a class="text" href="w:text:2171.txt">حديث بيان نمودن عمران بن حصين در مسجد بصره</a></body></html>خوش آمد گويى ابوسعيد خدرى(رض) براى طالب علم
ترمذى از ابوهارون روايت نموده، كه گفت: ما نزد ابوسعيد (رض) مي‏آمديم وى مي‏گفت: مرحبا به كسانى كه پيامبر خدا ص درباره شان توصيه نموده است. پيامبر ص گفت: «مردم پيرو شمااند، و مردانى از گوشه‏ها و اقليم‏هاى ز مين نزد تان مي‏آيند و در دين تفقه حاصل مي ‏كنند، وقتى كه نزدتان آمدند، با آنان معامله نيكو انجام دهيد». و نزد وى همچنان از ابوهارون از ابوسعيد به شكل مرفوع روايت است كه گفت: «مردانى از طرف مشرق نزد شما مي‏ايند و مي‏آموزند، وقتى كه آنان نزدتان آمدند، با ايشان معامله نيكو انجام دهيد»، مي‏افزايد: وقتى كه ابوسعيد ما را مي‏ديد مي‏گفت: مرحبا به سفارش‏هاى رسول خدا ص اين را ابن ماجه (ص37) از وى از ابوسعيد به معناى آن به اختصار روايت كرده است.
و حاكم (88/1) همچنان از طريق ابونضره از ابوسعيد اين را به اختصار روايت كرده است، و حاكم مي‏گويد: اين حديث صحيح است، و ذهبى با او موافقت نموده، و گفته: علتى ندارد. و ابن جرير و ابن عساكر اين را به سياق اول كه نزد ترمذى آمده روايت كرده‏ اند، و ابن عساكر افزوده: «و به ايشان آنچه را بياموزيد كه خداوند به شما آموخته است» و در لفظى آمده: «قومى از گوشه‏هاى ز مين نزدتان خواهند آمد، و شما را از دين