lass="text" href="w:text:1911.txt">عملكرد زنان اصحاب هنگام  نزول اين آيه:وليضربن‏ بخمرهن على جيوبهن</a><a class="text" href="w:text:1912.txt">قصه شيخ بزرگ سالى كه گناهان  زيادى را مرتكب شده بود و نيز قصه ابوفروه</a><a class="text" href="w:text:1913.txt">قصه زن گنهكارى با ابوهريره</a><a class="text" href="w:text:1914.txt">عملكرد شاعران پيامبر ص هنگام نزول اين آيه: والشعراء يتبعهم الغاوون</a></body></html>يقين به مجازات اعمال  
يقين ابوبكر در مورد آنچه پيامبر ص درباره مجازات اعمال خبر داده است 
ابن ابى شيبه، ابن راهويه، عبد بن ح ميد، حاكم و غير ايشان از ابواسماء روايت نموده ‏اند كه گفت: در حالى كه ابوبكر (رض) همراه پيامبر خدا ص صبحانه را مي‏خورد، ناگهان اين آيه نازل گرديد:
[فمن يعمل مثقال ذرة خيراً يره. و من يعمل مثقال ذرة شراً يره]. (الزلزلة:8 - 7)
ترجمه: «كسى كه به اندازه يك ذره نيكى كرده باشد، آن را مي‏بيند، و كسى كه به اندازه يك ذره بدى كرده باشد آن را مي‏بيند».
آن گاه ابوبكر دست از طعام بازداشت و گفت: اى پيامبر خدا، آيا هر چه از بدى عمل نموده‏ايم آن را مي‏بينيم؟ پاسخ داد: «هر مكروه و ناپسندى كه به شما مي‏رسد به خاطر سزايى است كه به آن مجازات مي‏شويد، و خير براى اهلش در آخرت به تأخير انداخته مي‏شود». و نزد ابن مردويه از طريق ابوادريس خولانى روايت است كه پيامبر خدا ص فرمود: «اى ابوبكر، آيا چيزى را كه بد ببرى ديده‏اى، آن از همان مثقال‏هاى شر است، و مثقال‏هاى خير برايت به تأخير انداخته مي‏شود، تا اين كه روز قيامت كامل به تو داده شود، و تصديق اين در كتاب خداوند است:
[و ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يعفو عن كثير].(الشورى:30)
ترجمه: «هر مصيبتى به شما رسد به خاطر اعمالى است كه انجام داده‏ايد، و بسيارى را نيز عفو مي ‏كند».
اين چنين در الكنز (275/1) آمده و گفته، و اين را حافظ بن حجر در الاطراف در مسند ابوبكر ذكر نموده است.
عبدبن ح ميد، ترمذى و ابن المنذر از ابوبكر (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: نزد رسول خدا ص بودم، كه اين آيه نازل گرديد:
[من يعمل سوءاً يجز به ولايجد له من دون‏ اللَّه  ولياً و لانصيراً]. (النساء:123)
ترجمه: «هر كى كار بد كند به آن جزا داده مي‏شود، و براى خود غير خدا حامى و مددكارى نمى‏يابد».
آن گاه پيامبر خدا ص فرمود: «اى ابوبكر، آيا آيه‏اى را كه بر من نازل شده است برايت بخوانم؟» گفتم: آرى، اى پيامبر خدا، و آن را برايم تلاوت نمود، آن گاه شكستگى را در كمرم احساس نمودم، و دست و پايم را راست نمودم، پيامبر خداص فرمود: «تو را چه شده است، اى ابوبكر؟» گفتم: اى رسول خدا، و كدام يك از ما عمل بدى ننموده است؟ و ما به آنچه عمل نموده‏ايم جزا داده مي‏شويم؟ پيامبر خدا ص فرمود: «اما تو اى ابوبكر و مؤمنان، در بدل آن در دنيا مجازات مي‏شويد، تا اين كه با خداوند در حالى روبرو شدى، كه گناهى نداشته باشيد، ولى براى ديگران، خداوند آن را جمع مي ‏كند، تا به آن در روز قيامت مجازات شوند». ترمذى مي‏گويد: غريب است، و در اسناد آن سخن است، و موسى بن عبيده در حديث ضعيف پنداشته مي‏شود، و مولاى ابن سباع مجهول است، و اين حديث از غير اين وجه نيز از ابوبكر روايت شده، ولى از اسناد صحيح برخوردار نيست.
 و نزد احمد، ابن المنذر، ابويعلى، ابن حبان، حاكم، بيهقى و غير ايشان از ابوبكر صديق روايت است كه وى گفت: اى رسول خدا، بعد از اين آيه صلاح چگونه است: [من يعمل سوءاً يجز به]؟ آيا هر بدى را كه عمل نموده‏ايم، در عوض آن مجازات مي‏شويم؟! پيامبر خدا ص فرمود: «اى ابوبكر، خداوند تو را بيامرزد؟ آيا شدت و مشقت به تو نمى‏رسد؟ آيا رنج و درد به تو نمى‏رسد؟» پاسخ دادم: بلى، فرمود: «اين همان چيزى است كه در دنيا به آن مجازات مي‏شويد». اين چنين در كنزالعمال (239/1) آمده است.
 
يقين عمربن الخطاب(رض) درباره مجازات اعمال
ابوراهويه از محمدبن منتشر روايت نموده، كه گفت: مردى به عمربن خطاب (رضى اللَّه عنه) گفت: من شديدترين آيه در كتاب خداوند را مي‏دانم، عمر او را با دره زده گفت: چه مي‏خواستى كه از آن اينقدر جستجو نمودى تا آن را پيدا كردى؟ سپس او رفت، تا فرداى آن روز، حضرت عمر به او گفت: آيه‏اى كه ديروز ياد كردى كدام است؟ گفت: 
[من يعمل سوءاً يجز به].(النساء:123)
ترجمه: «هر كه كار بد كند به آن جزا داده مي‏شود».
و هر كه از ما عمل بد كند، به آن جزا داده مي‏شود، عمر گفت: وقتى اين آيه نازل گرديد، اوقات ما چنان سپرى مي‏شد كه نه طعام براى ما گوارا بود و نه نوشيدنى، تا اين كه خداوند آيه‏اى نازل كرد و در آن رخصت داد و گفت: 
[و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفراللَّه يجداللَّه غفورا رحيما].(النساء:110)
ترجمه: «و هر كه گناه كند، يا ستم كند بر خود، و از خدا آمرزش طلبد، خدا را آمرزگار و مهربان مي‏يابد».
اين چنين در الكنز (239/1) آمده است.
 
يقين عمروبن‏سمره و عمران‏بن حصين به جزاء
ابن ماجه از عبدالرحمن بن ثعلبه انصارى و او از پدرش(رض) روايت نموده است كه: عمروبن سمره بن حبيب بن عبدالشمس (رض) نزد پيامبر ص آمد و گفت: اى رسول خدا، من شترى را از بنى فلان دزديدم، بنابراين پاكم ساز، آن گاه پيامبر ص كسى را نزد آنان فرستاد، گفتند: ما يك شترمان را گم كرده‏ايم، آن گاه پيامبر ص دستور داد و دست وى قطع گرديد، و در آن هنگام مي‏گفت: ستايش خدايى راست، كه مرا به وسيله تو  پاك نمود، خواستى جسدم را داخل آتش نمايى. اين چنين در تفسير ابن كثير (56/2) آمده است. و ابن ابى حاتم از حسن از عمران بن حصين (رض) روايت نموده، كه گفت: برخى از يارانش نزد وى - در حالى كه مريض شده بود - وارد شدند و بعضى آنان به او گفتند: ما آنچه را در تو مي‏بينيم برايت اندوهگين مي‏شويم، گفت: به آنچه مي‏بينى اندوهگين مشو، چون آنچه را مي‏بينى بر اثر گناهى است، و آنچه را خداوند از گناهان عفو مي ‏كند، بيشتر است، بعد از آن اين آيه را تلاوت نمود:
[و ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يعفو عن كثير].(الشورى:30)
ترجمه: «هر مصيبتى به شما رسد به خاطر اعمالى است كه انجام داده‏ايد، و بسيارى را نيز عفو مي ‏كند».
اين چنين در تفسير ابن كثير (116/4) آمده است.
 
آنچه در مورد ايمان ابوبكر(رض) و مردى از اصحاب درباره جزاء گذشت
نزد احمد در الزهد و ابونعيم در الحليه  از ابوضمره - يعنى ابن حبيب بن ضمره - گذشت كه گفت: مرگ يكى از فرزندان ابوبكر (رض) فرارسيد، و آن جوان شروع نمود و به طرف بالشتى نگاه مي‏كرد، هنگامى كه وفات نمود، به ابوبكر گفتند: فرزندت را ديديم كه به سوى بالشت نگاه مي‏نمود، آن گاه بالشت را برداشتند، و در زير آن پنج دينار يا شش دينار يافتند، ابوبكر با يك دست خود بر ديگرش مي‏زد و استرجاع مي‏خواند و مي‏گفت: (انا لله و انا اليه راجعون)، گمان نمى‏كنم پوستت توانايى آن را داشته باشد. اين چنين در الكنز (145/2) آمده، و گفته: اين حديث حكم مرفوع بودن را دارد، چون از حالت برزخ خبر مي‏دهد، و در دشنام دادن مسلمان قول رسول خدا ص به مردى كه نزدش آمد و او را از غلامانش پرسيد، گذشت كه وى گفت: «وق