را بر زبان آورد. پيامبر خدا ص آن گاه به اصحاب گفت: «احكام دين را به برادرتان بياموزانيد، و قرآن را به او ياد بدهيد، و اسيرش را آزاد كنيد». اصحاب (رض)يز اين كار را انجام دادند. بعد از آن عمير گفت: اى پيامبر خدا من قبل از اين در خاموش ساختن نور خدا، و اذيت كسانى كه بر دين خدا بودند سعى و تلاش مي‏نمودم، و اكنون دوست دارم تا به من اجازه دهى كه به مكه رفته و آنها را به سوى خدا و پيامبرش و اسلام دعوت كنم، شايد خداوند آنها را هدايت نمايد ،درغير اين صورت آنها را چنان كه اصحاب شما را در دين شان اذيت مي‏كردم، اذيت و آزار مي‏رسانم. رسول خدا ص به او اجازه داد، و او به مكه آمد. صفوان از هنگاميكه عميربن وهب خارج شده بود مي‏گفت: خبر خوشى در اين روزها برايتان خواهد رسيد كه (مصيبت‏هاى) واقعه بدر را فراموش‏تان خواهد نمود. و صفوان هميشه از سواران احوال وى رامي گرفت، تا اين كه سوارى آمد، و او را از اسلام آوردن عمير با خبر ساخت. صفوان سوگند ياد نمود، كه با وى ابداً سخن نگويد و كارى به نفعش انجام ندهد، اين چنين در البدايه (313/3) آمده.
    
منزلت كسى در روز قيامت كه در دنيا امر به معروف و نهى از منكر مي ‏كند
بيهقى، نقاش در معجم خود و ابن نجار از واقد بن سلامه از يزيد رقاشى از انس (رض) روايت نموده‏اند كه پيامبر خدا ص گفت: «آيا شما را از اقوامى خبر ندهم كه نه انبيا هستند و نه هم شهدا، ولى انبيا و شهدا در روز قيامت بر منزلت آنها نزد خداوند غبطه مي ‏خورند، آنان بر منبرهايى از نور قرار دارند و شناخته مي ‏شوند»، گفتند: اى پيامبر خدا، آنان كيستند؟ گفت: «آنانى كه بندگان خداوند را دوست خداوند، و خداوند را دوست بندگان او مي ‏سازند، و در روى ز مين به خاطر نصيحت مي ‏گردند»، گفتيم: اين كه خدا را دوست بندگان او مي ‏سازد آشكار است، ولى چگونه بندگان خداوند را دوست او مي ‏سازند؟ پيامبر ص فرمود: «آن‏ها را به آنچه خدا دوست مي ‏دارد امر مي ‏كنند، و از آنچه خدا بد مي ‏بيند نهى شان مي ‏نمايند، و وقتى كه از آن‏ها اطاعت نمودند خداوند عزوجل ايشان را دوست مي ‏دارد». 
 
چه وقت اين امت امر به  معروف و نهى از منكر را ترك مي ‏كند
طبرانى در الأوسط از حذيفه (رض) روايت نموده، كه گفت: به پيامبر ص گفتيم: اى رسول خدا، امر به معروف و نهى از منكر چه وقت ترك مي ‏شود، در حالى كه اين دو عمل سيد و سردار اعمال نيكوكاران‏اند؟ پيامبر ص فرمود: «وقتى شما را آنچه برسد كه بنى اسرائيل را رسيده بود»، گفتم: اى پيامبر خدا، بنى اسرائيل را چه رسيده بود؟ گفت: «وقتى كه خوب‏ها و برگزيدگان شما چاپلوسى فاجرهاى تان را بكنند، و فهم و دانايى نصيب شريرهاى تان گردد، و پادشاهى به دست خردان تان بيفتد، در اين وقت است كه فتنه شما را فرا مي ‏گيرد، به پيش مي ‏رويد،  و به طرف تان پيش روى مي ‏گردد». 
 
توضيح ابوبكر بر منبر درباره معناى اين آيه: عَلَيْكُمْ اَنْفُسَكُمْ
ابن ابى شيبه، احمد، عبدبن ح مي د، عدنى، ابن منيع، ح مي دى، ابوداود، ترمذى - و گفته: حسن و صحيح است - ، نسائى، ابن ماجه، ابويعلى، ابونعيم در المعرفة، دار قطنى در العلل - و گفته: همه راويان آن ثقه‏ اند - ، بيهقى، سعيدبن منصور و غير ايشان از قيس بن ابى حازم روايت نموده‏اند كه گفت: هنگامى كه ابوبكر (رض) به خلافت برگزيده شد، به منبر بالا رفت و بعد از حمد خداوند گفت: شما اى مردم، اين آيه را مي ‏خوانيد:
[يَا أَيُّهَاالَّذْينَ آمَنُوْا عَلَيْكُمْ أنْفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكَمْ مَنْ ضَلْ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ]. 
ترجمه: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد مراقب خود باشيد، هنگامى شما هدايت يافتيد گمراهى كسانى كه گمراه شده‏اند به شما زيانى نمى‏ رساند».
و شما اين را در غير جاهايش وضع  مي ‏كنيد،  من از پيامبر خدا ص شنيدم كه  مي ‏گفت: «مردم وقتى كه منكر را ديدند، و آن را تغيير ندادند، نزديك مي ‏باشد كه خداوند تمام آن‏ها را به عذاب گرفتار نمايد».
و نزد ابن مردويه از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت است كه گفت: ابوبكر (رض) روزى كه به خليفه پيامبر خدا ص مسمى گرديد بر منبر رسول خدا ص نشست، و خداوند را ستوده بر او ثنا گفت، و بر پيامبر ص درود فرستاد، بعد از آن دست‏هاى خود را بازكرد، و بر جاى نشستن پيامبر ص بر منبر گذاشت و گفت: از دوست در حالى كه در همين جا نشسته بود شنيدم كه اين آيه را تفسير مي ‏نمود:
[يَا أَيّْهَا الَّذَيْنَ آمَنُوْا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إذَا اهْتَدَيْتُمْ]،
بعد آن را تفسير نمود، و تفسير وى براى ما اين بود كه گفت: «آرى، هر قومى كه در  ميان آن‏ها عمل بدى انجام شود، و در  ميان شان فساد صورت پذيرد، و آن‏ها نه آن را تغيير دهند و نه هم به آن انكار كنند، بر خداوند حق مي ‏گردد تا آن‏ها را همه به عذاب مبتلا كند، و بعد از آن دعاى شان را قبول ننمايد»، بعد انگشتان خود را داخل گوش هايش نمود و گفت: اگر اين را از دوست نشنيده باشم، اين دو كر شوند.  و بيهقى از ابوبكر (رض) روايت نموده، كه گفت: وقتى كه قومى در  ميان قوم ديگرى فساد نمايند و قوم ثانى از قوم اول قوى‏تر باشند، ولى على‏رغم آن باز هم دست آن‏ها را از فساد باز ندارند، خداوند بر آنان بلايى را نازل مي ‏كند، و بعد آن را از ايشان دور نمى‏سازد. 
 
امر عمر و عثمان براى مسلمانان در امر به معروف و نهى از منكر
ابن ابى شيبه، ابوعبيده در الغريب و ابن ابى الدنيا در الصمت از عمر (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: شما را چه بازمى‏دارد كه وقتى بى خردى را ديديد ناموس‏هاى مردم را مي ‏درد، آشكارا در رد و انكار بر عمل وى اقدام كنيد؟ گفتند: از زبان وى مي ‏ترسيم، عمر (رض) گفت: اين پايين‏تر از آن است كه گواه باشيد.  
 و ابن ابى شيبه  از عثمان (رض) روايت نموده، كه گفت: قبل از اين كه شريرهاى تان بر شما مسلط شوند، وخوب‏ها و برگزيده‏هاى تان بر آن‏ها دعا كنند و دعاى شان قبول نشود، امر به معروف و نهى از منكر نمايند. 
 
ترغيب على در امر به معروف و بيم دادن وى از ترك نهى از منكر
ابن ابى شيبه از على (رض) روايت نموده، كه گفت: بايد به معروف امر كنيد، و از منكر نهى نماييد، و در امر خدا جدى و كوشا باشيد، در غير آن قومى بر شما غالب خواهند شد كه شما را تعذيب كنند، و خداوند آن‏ها را تعذيب نمايد. و نزد حارث آمده، كه گفت: بايد به معروف امر كنيد، و از منكر نهى نماييد در غير آن شريرهاى تان بر شما مسلط مي ‏شوند، بعد از آن خوب‏هاى تان دعا مي ‏كنند و دعاى شان قبول نمى‏شود. و نزد ابن ابى حاتم از على (رض) روايت است كه: در خطبه خود گفت: اى مردم، كسانى كه قبل از شما بودند، به سبب سوار شدن شان بر گناهان هلاك شدند، و آن‏ها را ربانيون و احبار  نهى ننمودند، و هر بارى كه در گناهان و معاصى فرو مي ‏رفتند، و ربانيون احبار آن‏ها را نهى نمى‏كردند، عذاب آنان را فرا مي ‏گرفت، بنابراين قبل از اين كه مثل آنچه بر آن‏ها نازل شد بر شما نازل گردد به معروف امر كنيد، از منكر نهى نماييد، و بداني