 مَنْ عَصَى مُحَمَّداً فَقَدْ عَصَى اللَّهَ، وَ مُحَمَّد فَرْقٌ بَيْنَ النّاس).
 بخارى همچنان از جابر (رض) روايت نموده كه گفت: «در حالى فرشته هايى نزد پيامبر ص آمدند كه وى در خواب بود، آنها گفتند: اين دوست تان براى خود مثالى دارد، پس برايش مثالى بزنيد، بعضى آنها گفتند: وى خواب است، و عدّه، ديگرى از آنها گفتند: چشم خواب، ولى قلب بيدار است، گفتند: مثال وى مانند مردى است كه منزلى را بنا نموده، و در آن مهمانى را ترتيب داده، و دعوت دهنده‏اى را فرستاده است. هر كس كه دعوت، دعوت دهنده را پذيرفت داخل منزل شده و از مهمانى خواهد خورد، و كسى كه دعوت دعوتگر را نپذيرد نه داخل منزل شود، و نه هم از مهمانى خواهد خورد. ملائك گفتند: اين را براى وى تأويل كنيد تا بداند. بعضى آنها گفتند: وى خواب است، و بعضى ديگرشان اظهار داشتند: چشم خواب، ولى قلب بيدار است. فرمودند: منزل جنت است [و صاحب آن خداوند] و دعوتگر محمد، بنابراين هر كس از محمّد اطاعت كند، از خداوند اطاعت نموده، و هر كس از محمد، نافرمانى كند، از خداوند نافرمانى نموده، و محمد، تمييز دهنده  آشكارى در ميان مردم است».(  يعنى بامبعوث شدن وى مردم به دو گروه تقسيم شده‏اند، گروهى كه وى را پيروى مي‏كنند مسلمانان و حزب اللَّه‏اند، و گروهى كه از وى پيروى نمي‏كنند، كفّار و حزب شيطان مي‏باشند، و اين خود تمييز واضح و آشكارى در ميان مردم است.)
 دارمي از ربيعه جُرَشِى (رض) اين را، چنان كه درالمشكاه (ص 21) آمده، با معنى‏اش روايت نموده است.
 وَ أخرَجَ الشَّيخانُ عن ابى موسى (رض) قال: قَالَ رسولُ‏اللَّهِ ص: (اِنَّمَا مَثَلِى وَ مَثَلُ مَا بَعَثَنِي‏ اللَّهُ  بِهِ كَمَثَلِ رَجُلٍ أتى قَوْماً، فَقَالَ: يَا قَوْمِ اِنّىِ رَأيتُ الجَيْشَ بِعَيْنَي، وَ اِنّى أنَاَ النَّذِيُر العُريانُ، فَالنَّجَاءَ، فَالنَّجَاءَ، فَأَطَاعَهُ طَائِفَه مِنْ قَومِهِ فَأدْلَجُوا فَانْطَلَقُوا عَلى مَهَلِهِمْ فَنَجَوا، و كَذَّبَتْ طَائِفَه مِنْهُم فَاَصْبَحُوا مَكَانَهُم فَصَبَّحَهُمُ الْجَيْشُ فَاَهْلَكَهُم وَاَجْتَاحَهُم، فَذلِكَ مَثَلُ مَن أطَاَعَنِى فَاتَّبَعَ مَاجِئَتُ بِهِ وَ مَثَلُ مَنْ عَصَانِى وَ كَذّبَ مَا جِئْتُ بِهِ مِنَ الْحَقِّ).
 شيخان (بخارى و مسلم): از ابوموسى (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: پيامبر خدا ص فرمود: «مثال من و مثال آنچه خداوند مرا به آن مبعوث نموده چون مثال مردى است كه نزد قومي آمده، و گفت: اى قوم، من لشكر را به چشم خود ديدم، و من بيم دهنده‏اى آشكار هستم، بنابراين درصدد نجات خود باشيد، درصدد نجات خود باشيد. گروهى از وى اطاعت نموده و در همان فرصت، شبانگاه به آهستگى به راه افتاده و نجات يافتند، و گروه ديگرى از ايشان او را تكذيب نموده و شب را در همان جاى شان روز نمودند، صبحگاهان لشكر بر آنها هجوم آورده آنها را به هلاكت رسانيد و ريشه كن نمود، اين مثال كسى است كه مرا اطاعت و از آنچه من با خود آوردم، پيروى كند، و همچنان مثال كسى است كه از من نافرمانى و آن حق را كه با خود آورده‏ام، تكذيب نمايد».
 وَ أخْرَجَ التِرّْمِذِىُّ عَن عَبدِاللَّهِ بن عَمْرو (رضى‏اللَّه عنهما) قالَ: قالَ رسولُ‏اللَّهِ صَلَّى‏ اللَّهُ  عَلَيْهِ وَ سَلَّم: (لَيَأتِيَنَّ عَلَى أُمَّتِى كَمَا أَتى عَلَى بَنِىْ اِسْرَائِيلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ حَتَّى اِنْ كَانَ ِمنْهُم مَنْ أَتَى أمَّهُ عَلاَنِيَه لَكَانَ فِىْ أُمَّتِىْ مَنَ يَصْنَعْ ذلِكَ، وَ اِنَّ بَنِىْ اِسْرَاِئيلِ تَفَرَّقَتْ عَلى اِثْنَتَينِ وَ سَبْعِيْنَ مِلَّه وَ تَفْتَرِقُ اُمَّتِى عَلَىٍ ثَلاثَ وَ سَبْعِيْنَ مِلَّه كُلُّهُمْ فِى‏النَّارِ اِلَّا مِلَّه وَاحِده،) قَالُوا: مَنْ هِي يَا رَسُوْلَ اللَّهِ؟ قَالَ: (مَا أنَا عَلَيْهِ وَ أَصْحَابِى).
 ترمذى از عبداللَّه بن عمرو (رضى‏اللَّه عنهما) روايت نموده، كه گفت: پيامبر خدا ص فرمود: آنچه بر بنى اسرائيل آمده بود عين آن بر امّت من نيز خواهد آمد، حتى اگر كسى از آنها با مادرش آشكار زنا نموده باشد، در امّت من كسى خواهد بود كه اين عمل را انجام مي‏دهد، و بنى اسرائيل به هفتاد و دو گروه تقسيم شدند، و امّت من به هفتاد و سه گروه تقسيم مي‏شود، همه آنها در آتش‏اند به جز يك گروه، گفتند: اى پيامبر خدا اين گروه كدام است؟ گفت: «آنچه من و اصحابم بر آن هستيم».
 وَ اَخْرَجَ الِتّرْمِذِىُّ وَ أبوداودَ - وَاللَّفْظُ لَهُ - عَنِ الْعِرْبَاضِ بْنِ سَارِيَه (رض) قَالَ: صَلَّى بِنَا رَسُوْلُ‏اللَّهِ صَلَّى‏ اللَّهُ  عَلَيهِ وَسَلَّمْ ذَاتَ يَوْمٍ ثُمَّ أقْبَلَ عَلَيْنَا بِوَجْهِهِ، فَوَعَظَنَا مَوْعِظَه بَلِيْغَه، ذَرَفَتْ مِنْهَا الْعُيُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا القُلُوبُ، فَقالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! كَأَنَّ هَذِهِ مَوْعِظَه مُوَدِّعٍ، فَمَاذَا تَعْهَدُ اِلَيْنا؟ قاَلَ: (اُوْصِيْكُم بِتَقْوَى‏اللَّهِ وَالسَّمْع وَالطَّاعَه، وَ اِنْ عَبْدًا حَبَشِيّاً، فَاِنَّهُ مَنْ يَعِشَ مِنْكُمْ بَعْدِى فَسَيَرى اِخْتِلَافًا كَثِيْراً فَعَلَيْكُم بِسُنَّتِى وَ سُنَّه الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِيْنَ المَهْدِيِّيْنَ، تَمَسَّكُوْا بِهَا وَ عَضُّوا عَلَيْهَا بِالنَّواجِذِ، وَ اِيَّاكُمْ وَ مُحْدَثَاتِ الاُمُوْرِ، فَاِنَّ كُلَّ مُحْدَثَه بِدْعَه وَ كُلَّ بِدْعَه ضَلَاَلَه).
 ترمذى و ابوداود - و لفظ از ابوداود است - از عِرباض بن ساريه (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: پيامبر ص روزى براى ما نماز داد، بعد روى خود را به طرف ما گردانيد، و آنچنان وعظ مؤثرى براى مان نمود، كه چشم‏ها در آن اشك ريختند، و قلب‏ها خوفناك و هراسان شدند. مردى گفت: اى پيامبر خدا، گويى اين موعظه خداحافظى باشد، پس براى ما چه سفارشى مي‏كنى؟ گفت: «شما را به ترس از خدا، شنيدن و طاعت(  هدف ازين اطاعت از اولو الامر مي‏باشد. م..)  وصيت و سفارش مي‏كنم، اگر چه بنده حبشى هم باشد چون هر كسى كه از شما بعد از من زندگى به سر برد، اختلافات زيادى را خواهد ديد، در آن صورت بايد به سنّت من و سنّت خلفاى راشدين كه هدايت شدگانند عمل كنيد. به آن چنگ زنيد، و آن را با دندان‏هاى پسين خود محكم بگيريد، و از چيزهاى نو پديد [در دين‏تان] برحذر باشيد، زيرا هر چيز نو پديدى، بدعت و هر بدعتى گمراهى است».
 وَ اَخْرَجَ رَزِين عَن عُمَرَ (رض) مَرْفُوْعاً: (سَأَلْتُ رَبّىْ عَنْ اختِلاَفِ أَصْحِابِى مِنْ بَعْدِى، فَأَوْحى اِلَي: يَا مُحَمَّدُ! اِنَّ أَصْحَابَكَ عِنْدِى بِمَنْزِلَه النُّجَوْمِ مِنَ السَّمَاءِ بَعْضُهَا أَقْوى مِنْ بَعْضٍ، وَ لِكُلٍ نُوْرٌ، فَمَنْ اَخَذَ بِشَىٍ‏ء مِمَّاهُمْ عَلَيْهِ مِنْ اخْتِلَافِهِم فَهُوَ عِنْدِى عَلَى هُدىً). وَ قَاَل: (أَصْحَابِى كَالنُّجُومِ بِأَيِّهِمْ اِقْتَدَيْتُمْ اِهْتَدَيْتُمْ) كذا فى جمع الفوائد (201/2)
 رزين از عمر (رض) به شكل 