مودند و به مناقشه می‌پرداختند، و به بياناتشان گوش فرا می‌دادند، استاد ناصرالدين البانی نيز با سعه‌ی‌صدری كه داشتند گوش می‌دادند و سؤالاتشان را پاسخ می‌گفتند.
شيخ احسان در ايام حج با اندیشمندان و دعوتگران اسلامی كه از اقصی نقاط جهان برای زيارت بدان ديار روی می‌آوردند، آشنا می‌شد، مشكلات و موضوعات اساسی كه در ميان مسلمانان متداول بود با آنان در ميان می‌گذاشتند، سپس شيخ احسان در سال 1967م از دانشگاه فارغ التحصيل شد، روش ايشان در پرورش فكری، خفظ متون، يادگيری علوم و فنون مختلف، بر مبنای منهج سلف و تبعيت از روش علمايان گذشته بوده است، او در علم نحو «الفيه ابن مالك»، در علم حديث شناسی كتاب «نخبة الفكر»، در علم تفسير « كتاب: الفوز الكبير» تأليف شيخ شاه ولی الله دهلوی، در علم معانی، بيان، بديع «تلخيص المفتاح» و بسياری از احاديث نبوی، و همچنين مجموعه‌ای از اشعار عربی، فارسی، اردی را نيز حفظ داشتند؛ زمانی كه شيخ احسان فارغ التحصيل شدند با توجه به جايگاه علمی‌ای كه داشتند، پيشنهاد تدريس به ايشان داده شد، اما ايشان رد نمودند و گفتند كه وطنم نيازمند من است....
و در طول حياتشان شش بار موفق به اخذ مدرك فوق ليسانس در رشته‌های قانون، لغت و شريعت نايل گرديده است.
استاد راهی وطنش شد و در راه دعوت به‌ سوی خدا گام نهاد، او به مدیریت خود در شهر لاهور تحت عنوان «ترجمان الحديث» مجله‌ای را تأسيس نمود، كه در آن از دعوت اسلامی، دفاع از حق، رد باطل، رد شبهات فرقه‌های منحرف از قبيل قاديانیه و منكرين سنت و... و امر به معروف و نهی از منكر بحث می‌راند، ايشان به‌ عنوان خطیب در بزرگترين مساجد اهل حديث برگزیده‌ شدند و مسؤليت دبيركل هيأت اهل حديث لاهور را نيز عهده‌دار شدند، اتحاديه‌ی مذكور از بزرگترين اتحاديه‌های سلفی پاكستان به‌ شمار می‌رفت كه مشتمل بر 750 شاخه بود و به مراكز فرقه‌های منحرفین مانند: قاديانه، بهائيه و رافضيه می‌رفتند و آنان را به مناظره و مناقشه فرا می‌خواندند.
برادرش فضل الهی در خصوص سمينارهای ايشان چنين نقل قول می‌كند: «استاد احسان جهت تشكيل انجمن و سمينارها به شهر‌های مختلف سفر می‌كردند، شب كه بر می‌گشتند تا فرا رسیدن نماز صبح به نوشتن و مطالعه‌ می‌پرداختند، سپس نماز را می‌خواندند و به‌ خواب می‌رفتند. كه این بر قدرت و توانايی ايشان دلالت دارد». و همچنين به‌ سوی بسياری از كشورهای مختلف جهت دعوت و تبليغ عزيمت نمود. كشورهایی از قبيل: عربستان، امارات، كويت، ايران، فرانسه، امريكا، لندن و بسياری ديگر از كشورها.
خداوند(جل جلاله) زحمات ايشان را مورد نفع قرار داد، بسياری از قاديانيها، شيعه‌ها و بهائيها بر اثر سخنرانيهای ايشان ايمان آوردند.
ايشان در رد گروهای منحرف، تأليفات بی‌شماری را به رشته‌ی تحريف درآورده‌اند، از جمله تألیفات ایشان موارد ذیل می‌باشند:
1-	الشيعة والسنة (1393هـ).
2-	الشيعة وأهل البيت (1403هـ) چاپ سوم.
3-	الشيعة والتشيع فرق وتاريخ.
4-	ا لإسماعيلية تاريخ وعقائد (1405هـ).
5-	البابية عرض ونقد.
6-	القاديانية (1376هـ).
7-	البريلوية عقائد وتاريخ (1403هـ).
8-	البهائية نقد وتحليل (1975م).
9-	الرد الكافي على مغالطات الدكتور علي عبدالواحد وافي (1404هـ).
10-	التصوف،المنشأ والمصادر الجزء الأول (1406هـ).
11-	جلد دوم از: دراسات في التصوف.
12-	 الشيعة والقرآن (1403هـ).
13-	 الباطنية بفرقها المشهورة.
14-	  فرق شبه‌القارة الهندية ومعتقداتها.
15-	  النصرانية.
16-	 «القاديانية» به‌ زبان انگلیسی.
17-	 «شيعه و سنی» به‌ زبان فارسی.
18-	 «الوسيلة» به‌ زبان انگلیسی و اردی.
19-	كتاب التوحيد.
20-	«کفر و إسلام» به‌ زبان اردی.
21-	 «الشيعةوالسنة» به‌ زبان فارسی، انگلیسی و تایلندی.

استاد در لابه‌لای این کتاب‌ها پرده‌ از عیب و ننگ‌های آن فرقه‌ها برداشت و همین باعث شد که‌ آن فرقه‌ها به دنبال راه فراری جهت نجات از ايشان شوند، لذا در مواقع مختلفی به تهديد ايشان تمسك جستند، حتی چيزی نمانده بود كه در امريكا به قتل برسد، و به صورت‌های متفاوتی از قبيل نامه‌ و تلفنی مورد تهديد قرار می‌گرفت، مهمتر اينكه امام خمينی ـ رهبر ايران فانی ـ خون ايشان را مهدور الدم اعلام كرد، و گفت: هر كس بتواند سر احسان الهی را برايم بياورد، دويست هزار دلار پاداش می‌گيرد، بسياری مواقع در معرض مرگ قرار می‌گرفت، چه‌ بسا به ايشان شليك می‌شد، شيخ عبدالقادر شيبه‌ حمد درباره‌ی ايشان می‌گوید: يك بار ايشان را در پاكستان زيارت نمودم و متوجه شدم كه چندين بار از طرف فرقهأهای ضاله مورد تهديد قرار گرفته، فهميدم كه در ميان انديشمندان معاصر بعد از محب الدين خطيب، كسی نيرومندتر از ايشان يافت نمی‌شود.
ملك فيصل/ از پژوهشگران عربستانی خواست تا كتابهای شيخ احسان را از حساب خودش خريداری نموده و در كشورهای آفريقا، آسيا و اروپا در ميان مردم انتشار نمايند و شيخ عبدالعزيزبن باز رئيس مجمع فتوی، قانون گذاری و دعوت و ارشاد و رئيس دانشگاه اسلامی مدينه منوره وشيخ ابراهيم بن محمد بن ابراهيم آل شيخ وزير دادگستری عربستان سعودی و شيخ محمد بن علی حركان دبير كل انجمن ارتباطات جهان اسلام  و شيخ محمد عبدالله مطلق، سفير عربستان سعودی در پاكستان و محسن شربتلی استاد در مكه مكرمه، بر اين نظر بودند كه كتابهای ايشان را در مكه مكرمه و تمام مراكزهای اسلامی در شهرهای جهان و كتابخانه‌های عمومی و تجاری پخش شوند.
شيخ احسان تا فرا رسيدن تقدير خداوند(جل جلاله) همچنان در راه جهاد در راه خدا و مبارزه با منحرفين و انتشار علم می‌كوشيد. آنگاه كه در انجمن علمايان لاهور كه از طرف هيأت محدثين برگزار شده بود، شركت كرد و در تاریخ 23/7/1407 هـ در صدد ارائه‌ی مقاله‌ی خود بود، گلدانی كه مملو از مواد شميايی و خطرناك بود از طرف يكی از افراد دست به دست داده شد تا اينكه بر سر ميز گذاشته شد و بعد از 22 دقيقه از سخنان ايشان گلدان مذكور منفجر گشت و شيخ را به مسافت بيست تا سی متر دور انداخت و بر اثر اين حادثه، نه نفر در حال جان باختند.
شيخ احسان که‌ يك سوم بدنش را از دست داده‌ بود، طوری كه به كلی طرف چپش را از دست داد، اما با اين حال نيز آگاهی خود را از دست نداد، بلكه مدام داد می‌زد كه مرا رها كنيد و ديگران را مداوا نمائيد، و اطرافيانش را به صبر در راه اين دعوت و به بلند نگه داشتن پرچم قرآن و سنت نبوی تشويق می‌كرد، در اين سميتار دو هزار مسلمان حضور داشتند، كه 18 نفر از ايشان قربانيان اين حادثه شدند و 114 نفر نيز زخمی شدند؛ شيخ احسان به بيمارستان مركزی شهر لاهور انتقال يافت، و با توجه به درخواست شيخ ابن باز که‌ در خصوص وی با خادم حرمین حرف زده‌ بود، به بيمارستان نظامی رياض انتقال یافت؛ اطبا به‌ وی گفتند باید پایش قطع گردد، ولی شیخ موافقت ننمودند و در تاریخ 1/8/1407 هـ برابر با 1987 م در ساعت چهار بامداد روز دوشنبه‌ به‌ ملکوت اعلی پیوست، و در آنجا غسل گردید و شیخ ب