يشان پيشنهاد تدريس داده شد، و در سال 1950م به سمت مدرس در این دانشكده منصوب شد، ایشان از كسانی بودند كه در زمينه دانش آموختگی و بارور كردن فرآورده‌های علمی استادان دانشگاه جرقه مؤثری را ايجاد نمودند.
دكتر سباعى در انديشه بنيانگذارى دانشكده‌اى مستقل در علوم شريعت بودند، تا کارشناسانی كه داراى بالاترين مستواى علمى و فكرى هستند در آنجا مشغول تعليم و تربيت باشند، و با وجود دشواريها و موانعى كه سر راهشان بود، اقداماتش با موفقيت متحقق گرديد، و تأسيس آن در سال 1955م به پايان رسيد، و با وجود اينكه استاد دانشكده حقوق در دانشگاه حمص و مسئوليتهاى ديگرى نيز در زمينه دعوت و همفكرى به عهده داشت، شخصا رياست آن را بعهده گرفت.
در واقع دكتر سباعى داراى توانايى بيش از حدى بود، كه براى فعاليت و كوششها حد و مرزى را نمى‌شناختند، و به فعاليت در يك زمينه نيز اكتفا نمى‌كردند، بلكه ايشان شخصیتی سرحال، پرحركت و پر نشاطی بودند، كه بسوى بزرگترين اهداف و والاترين ارزش‌ها در پرواز بودند و آرزوى حركت در راستاى زنده نگه‌داشتن گرانبهاترين ميراث فقهى مسلمانان را در سر مى‌پروراند، سپس با همكارى برادران ديني‌اش كه وی را در بنيان دانشكده علوم شريعت ياری نمودند، آستين همت را بالا زد و جهت ايجاد يك نوع دايرة المعارف فقه اسلامی با ساختار و روشی نوين بر آمد، و‌ طولی نكشيد كه پروژه مذكور را به مرحله اجرا گذاشت، و به‌ عنوان نخستین مدیر و رئیس آن‌ پروژه‌ قرار گرفت. دكتر سباعی علاوه بر آن، رئيس بخش فقه و مذاهب اسلامی دانشگاه دمشق نيز بود، و با توجه به اینكه احساس می‌كرد نياز شديدی به تربيت و توجيه دانش‌پژوهان در راستای برنامه‌های اسلامی است، جلسه‌ای هفتگی به‌ نام «قاعة البحث» را در راستای تحقق بخشيدن به اين هدف والا بنياد نهاد، و اداره آن را حتی در زمان مريضی‌اش نيز به‌ عهده خود گرفته بود، و وقتی كه دانش‌پژوهان استراحت ايشان را خواستار می‌شدند، در جواب می‌فرمودند: بهترين خير در اين است كه من در حالی كه مشغول انجام وظيفه هستم، به‌ پيش خداوند(جل جلاله) بازگردم نه‌ اينكه بر روی رختخواب دراز کشیده‌ باشم و به‌ پيش خداوند متعال بروم، مرگ در تقدير خداوند(جل جلاله) است، اما در نظر من درد و ألم محروميت از درس توجيه و ارشاد دانش‌پژوهان شديدتر و سخت‌تر از آلام جسمی می‌باشد كه بدان گرفتارم «وحسبی الله ونعم الوكيل».دكتر سباعی در واقع توانايی نيرومندی در شعله‌ور ساختن نشاطی كه هيچگونه سستی و ناراحتی را نمی‌شناسد، داشت، ايشان از كسانی نبودند كه به‌ طور تصادفی در عرصه‌های گوناگون نبرد غوطه‌ور شده، و در جبهه‌های متعدد تلاش كرده باشند، سپس در همه‌ی اين عرصه‌ها پيروزی و موفقيت را بدست آورده باشند.
1- مبارزات ملی: دوران كودكی دكتر سباعی موافق با روزگاری بود كه شقاوت و سنگدلی بر اثر سايه افكندن آثار استعمار، فساد، تخلف، نادانی و ظلم، بر آن حكم فرما شده بود، دكتر سباعی از نزديك اين آفات را لمس و با آنان دست و پنجه نرم می‌كرد، او به دنبال راه‌چاره فرار از اين بحران و واقع ناهموار بود و اولين گامی كه در اين راه برداشت، تشكيل يك گروه سری جهت مقاومت در برابر مدارس مبلغين يهودی بود، كه در يك سخنرانی جانانه بر روی منبر، مردم را جهت رويارويی با استعمار و ستمگری‌هايشان تحريك نمود، و تظاهرات پر غوغايی را كه موجب برانگيخته شدن خشم و ناراحتی رهبران استعمارگر را در پی داشت، به راه انداخت، به همين خاطر برای اولين بار در سال 1931م به تهمت توزيع نشريات ضد فرانسوی دستگير و روانه زندان شد، و با توجه به جنجالهایی كه در پی دستگيری ايشان به‌ راه افتاد، هر چه زودتر از زندان آزادش كردند. برای بار دوم در سال 1932م ظرف چند ماهی روانه زندان شد، اين بار كه در سال 1933م از زندان آزاد گرديد، بسوی مصر به‌ راه افتاد و برای ادامه مطالعاتش به دانشكده الازهر پيوست، و جهت همكاری با برادران دينی‌اش در مسايل داخلی دخالت نمود و طلاب الازهر را تشجيع نمود و رهبری تظاهرتهای ضد اشغال بريتانيای را به‌ عهده گرفت، تا اينكه مستعمرین انگليسی را به واكنش متقابلانه وا داشت، و در سال 1934م از طرف انگليسي‌ها روانه زندان گرديد، برای بار دوم نيز در سال 1940م روانه زندان گرديد و از مصر تبعيدش كردند، او قبل از اينكه به سوريه برسد، فرانسويها از ترس اينكه مبادا مردم را عليه آنان بشوراند، در سال1941م ايشان را زندانی و به مدت دو سال و نيم در زندانهای حمص و لبنان بازداشتش کردند. اما قضيه فلسطين از ديدگاه دكتر سباعی قضيه‌ای است عقيدتی كه به هدف به ورطه نابودی كشاندن مسلمانان و مقدساتشان پی‌ريزی شده است. هنگامی كه طرح تقسيم فلسطين مطرح گرديد، دكتر سباعی سراسر جهان را به هدف برانگيختن و شعله‌ور ساختن روحيه جهادی مسلمانان پيمود، و در سال 1948م در خط مقدم دسته سواره نظام جوانان مسلمانان قرار گرفت، و در نبردهای سنگينی كه در اطراف شهر قدس به وقوع پيوست، دليرانه وارد نبرد شد، و در عرصه نبرد با شجاعت و بي‌باكی كم نظيری به روياروی با دشمنان ادامه داد، تا اينكه بر مبنای اجرای هدنه (عقب نشينی اضطراری) دستور صادر گرديد.
2 ـ مبارزات سياسی: دكتر سباعی در شمار كسانی كه سياست را يك مهارت دروغين و نوعی زيبندگی در حيله گری مي‌پندارند، نيست، بلكه ايشان سياست را نوعی اهتمام انسان مسلمان به روبه‌راه كردن مشكلات همكيشانش تفسير می‌كند و معتقد است كه موفق‌ترين سياست آن است كه بر پايه عدالت، پرهيزگاری و روشنفكری استوار باشد، دكتر سباعی شخصيتی بودند كه تنها متعلق به يك شهر يا يك ملت نبودند، بلكه ايشان يك شخصيت جهانی و فراگير بودند كه جامعه اسلامی بدان می‌باليد. به این منظور در سال 1949م دولت دمشق او را به عنوان نائب خود در انجمن تاسیسیه‌ انتخاب کرد، چه زود ستاره ایشان به عنوان یک نائب ملی متفوق درخشید، زیرا ایشان برای جلب امنیت و دفع مشکات ملتش به حقیقت تشنه بود، و به فریاد مداومی که حقیقت را جلوه می داد، تداوم می‌بخشید و آن را خفه نمی‌کرد، او آراء باطل را مسخره ودرهم می‌شکست، و خود را از مکاسب و مغانم بالاتر می‌گرفت و به چانه‌زنی نمی‌پرداخت، بدین خاطر سیلاب قلوب مردم که سرشار از مهر و محبت بود به او روی آورد، و به عنوان نائب مجلس منتخب شد و از جمله کسانی که در نوشتن قانون اساسی مسئول بودند، قرار گرفت، وبرای اینکه در سازمان کیفری وجزائی که بر ملت ستمدیده فرض شده بود، نقش خود را ایفا نماید، از هیچ تلاش و کوششی دریغ ننمودند تا با مشکلات مردم زندگی کند.
3 ـ مبارزات: دكتر سباعی در راستای دعوت و گرايشهای اسلامی در تشكيل و رهبری جمعی از تشكلهای اسلام‌گرا در حمص و شهرهای ديگر نقش مؤثری را ايفا كرده‌اند، او زمانی كه در سال 1933م به مصر سفر كرد، با دعوتگر بزرگ (امام حسن البنا) ديدار به‌ عمل آورد و به هدف خود رسيد، و اين بار كه برای مس