رين شيوه با آنها مجادله ميكرد. قومش به راستگويي او يقين داشتند و ميدانستند كه آنچه او آورده است حق و راست است، اما به دروغ گفتند: ما تو را دروغگو ميپنداريم.
فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ پس اگر تو راست ميگويي تكههايي از عذاب را بر ما بيفكن كه ما را ريشهكن و نابود كند، همانطور كه اقوام سركش ديگر چنين ميگفتند: و اِذ قالوا اللهم ان كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجاره منالسماء أو ائتنا بعذاب أليم و آنگاه كه گفتند: بار خدايا! اگر اين حق، و از جانب تو است، از آسمان بر ما سنگ ببار، يا عذاب دردناكي را بر ما فرود بياور. و يا آنها معجزاتي را پيشنهاد كردند كه اگر چنين معجزاتي به وقوع ميپيوست به معني تمام شدن خواستة درخواستكنندگان آن نبود.
شعيب- عليهالسلام- گفت: رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ پروردگارم به آنچه ميكنيد داناتر است. يعني نازل شدن عذاب، و به وقوع پيوستن معجزات پيشنهادي از سوي شما را بهتر ميداند، و در اختيار من نيست كه آن را بياورم، و بر شما فرود بياورم. وظيفة من جز رساندن و اندرزگويي شما نيست، و اين كار را كردهام، كسي كه عذاب و معجزات را ميآورد پروردگار من است كه اعمال و حالات شما را ميداند و شما را مجازات خواهد كرد.
فَكَذَّبُوهُ آنها شعيب را تكذيب كردند. يعني تكذيب و كفرورزي تبديل به خوي و عادتشان گرديد، طوري كه معجزات برايشان سودمند نبود، و چارهاي نماند جز اين كه عذاب بر آنها فرود بيايد.
فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ پس، عذاب روز ابر آنها را فرو گرفت. ابري بر آنها سايه گستراند و آنان زير ساية ابر جمع شدند، و از سايه ناگوارش لذت ميبردند. پس ناگهان خداوند آنان را به وسيلة عذاب سوزاند، و نابود كرد، و زير آن سايه خشكيدند، و از خانههايشان جدا شده و وارد سراي بدبختي و عذاب شدند. إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ همانا آن، عذاب روزي بزرگ بود. و آنها بار ديگر به دنيا نخواهند آمد كه از نو عمل كنند. و يك لحظه از عذابشان كاسته نشده، و فرصتي ديگر به آنان داده نميشود.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً اين ماجرا نشانهايست بر راستگويي شعيب و صحت آنچه كه به سوي آن دعوت ميكرد. و دليلي است بر باطل بودن پاسخ قومش. وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ و با وجود ديدن معجزات و نشانهها بيشترشان ايمان نياوردند، چون خرد و هوشياري نداشتند، و خيري در آنها نبود. و ما اكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين و هر چند حريص باشي بيشتر مردم ايمان نميآورند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ و قطعاً پروردگارت تواناست و هيچ كس نميتواند او را دريابد، و او بر هر مخلوقي چيره است. الرَّحِيمُ مهربان است و مهرباني و رحمت، صفت اوست، و همة خوبيهاي دنيا و آخرت از زماني كه جهان را آفريده است از آثار رحمت او است. و از مظاهر قدرت او اين است كه دشمنانش را بدانگاه كه پيامبرانش را تكذيب كردند، هلاك و نابود ساخت و دوستانش، و مؤمناني را كه همراه آنها بودند نجات داد.وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ و همانا اين [قرآن] فرو فرستاده پروردگار جهانيان است.
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ روحالامين آن را فرود آورده است.
عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ [آن را] بر دل تو [نازل كرده است] تا از بيمدهندگان باشي.
بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ به زبان عربي روشن.
وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ و [وصف] آن در كتابهاي پيشينيان موجود است.
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ آيا برايشان نشانهاي نيست كه علماي بنياسرائيل آن را بدانند؟
وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ و اگر آن را بر برخي از غير عربها نازل ميكرديم.
فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَو آن را برايشان ميخواند، به آن ايمان نميآوردند.
كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ما اينگونه آن را در دلهاي گناهكاران در آورديم.
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ به آن ايمان نميآورند تا عذاب دردناك را ببينند.
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ پس عذاب به طور ناگهاني در حالي كه بيخبرند گريبانگيرشان ميشود.
فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ پس ميگويند: «آيا به ما مهلتي داده ميشود؟!».
پس از آنكه داستان پيامبران و امتهايشان و شيوة دعوت آنها را بيان نمود، و اينكه امتهايشان دعوت پيامبران را رد كردند، و اينكه خداوند دشمنان پيامبران را هلاك كرد، و سرانجام از آن پيامبران گرديد، از پيامبر بزرگوار و برگزيدة اسلام و كتابي كه از سوي پروردگارش آورده و ماية هدايت خردمندان است، ذكر به ميان آورد و فرمود: وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ خداوندي كه اين قرآن را نازل كرده است آفرينندة آسمانها و زمين و پروردگار و مربي جهان بالا و پايين است. و همانطور كه خداوند با هدايت كردن آنان به سوي منافع دنيايي جسمهايشان را پرورش داده است نيز آنان را با رهنمون كردن به سوي منافع دين و آخرتشان مورد عنايت قرار داده است. و يكي از بزرگترين چيزهايي كه خداوند آنان را به وسيلة آن پرورش داد نازل كردن اين كتاب مبارك است. و رهنمودهايي در اين كتاب است كه آدمي را به منافع هر دو جهان و اخلاق فاضله هدايت مينمايد، به گونهاي كه چنين چيزهايي در غير اين كتاب به اين اندازه وجود ندارد. و انه لتنزيل رب العالمين چرا كه اين كتاب از سوي پروردگار جهانيان نازل شده است.
يكي از عوامل بزرگداشت قرآن و توجه به آن، اين است كه از سوي خدا نازل شده است، و هدف از نزول آن بهرهمند شدن شما و هدايت يافتنشان ميباشد.
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ روحالامين، جبريل – عليهالسلام- كه برترين و قويترين فرشتگان ميباشد آن را فرود آورده است. و امين است، زيرا قرآن را اضافه يا كم نكرده است.
عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ جبرئيل آن را بر قلب تو اي محمد (ع) فرو آورد تا از بيمدهندگان باشي، و به وسيلة آن مردم را به راه هدايت رهنمون گرداني و از انحراف و گمراهي برحذر داري.
بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ قرآن به زبان عربي كه بهترين زبانهاست نازل شده است و به زبان كساني نازل شده كه پيامبر به سوي آنها فرستاده شده و به طور مستقيم به دعوت آنها پرداخته است؛ زبان عربي كه زباني روشن و واضح است. بيانديشيد و ببينيد كه چگونه اين فضايل ارزشمند در اين كتاب بزرگ جمع شدهاند. به راستي كه آن بهترين كتاب است و برترين فرشته آن را بر برترين انسان، و بر ارزشمندترين بخش از وي كه قلبش است، و بر بهترين مردم و با شيواترين و گستردهترين زبان كه عربي روشن است نازل كرده است.
وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ يعني كتابهاي پيشين به آمدن قرآن مژده داده و آن را تصديق كردهاند. قرآن بر طبق آنچه كه كتابهاي گذشته دربارهاش خبر داده بودند، اين 