گمراهتر است. و يوم يعض الظالم علي يديه يقول يليتني اتخذت مع الرسول سبيلا و روزي [خواهد آمد] كه ستمكار دستهايش را گاز ميگيرد و ميگويد: «اي كاش! با پيامبر راهي بر ميگرفتم».
و آيا گمراهي و ضلالتي بيشتر از اين وجود دارد كه كسي هواي نفس و خواستههاي نفساني خود را معبود خويش قرار دهد، و هر چه نفسش بخواهد انجام دهد؟! بنابر اين فرمود: أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ آيا از حالت كسي تعجب نميكني كه هواي نفس خويش ار معبود خود قرار داده؟! و نمينگري كه در چه گمراهي شديدي قرار دارد؟! حال آن كه خودش را در جايگاه والايي ميبيند! أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا آيا تو وكيل او خواهي بود؟ يعني تو بر او مسلط و چيره نيستي، بلكه فقط بيم دهنده هستي، و تو وظيفهات را انجام دادهاي، و حساب آنان با خداست.
سپس خداوند متعال بر گمراهي بزرگ آنها تاكيد نمود و فرمود: آنها عقل و گوش ندارند. و آنها را در گمراه بودن به چهارپايان تشبيه كرد كه جز صدا چيزي نميشنوند. كر و لال و كور هستند و باز نميگردند. بلكه آنها از چهارپايان گمراهترند، زيرا چهارپايان را چوپانشان هدايت مينمايد، و چهارپايان راه را مييابند، و راه هلاكت و نابودي خود را ميدانند، و از آن پرهيز مينمايند، و سرانجام سالمتر و نيكوتري از اينها خواهند داشت.
پس روشن شد كسي كه پيامبر (ص) را به گمراهي متهم نمايد خودش بيشتر سزاوار اين صفت است، و هر حيوان زبان بستهاي از او راهياب تر است.أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا آيا در [كار] پروردگارت ننگريستهاي كه چگونه سايه را گسترانيده است؟ و اگر ميخواست آن را ساكن ميكرد، سپس خورشيد را دليل [گسترش] آن قرار داديم.
ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا سپس آن را آهسته به سوي خود باز ميگيريم.
آيا با چشم و بينش و بصيرت خود كمال قدرت پروردگارت و گستردگي رحمت او را مشاهده نكردهاي كه چگونه سايه را بر بندگان گسترانده است؟ و اين قبل از طلوع خورشيد است، ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا سپس خورشيد را دليل گسترش سايه قرار داديم. پس اگر خورشيد نبود، سياه شناخته نميشد، زيرا هر چيزي با ضدش شناخته ميشود.
ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا سپس هر اندازه خورشيد بلند شود اندك اندك از سايه كاسته گردد، تا اينكه كاملاً از بين ميرود. بنابراين به دنبال همآمدن سايه و خورشيد به گونهاي كه مردم آن را به صورت آشكار مشاهده ميكنند، و آنچه كه به اين امر مترتب ميشود از قبيل دگرگوني شب و روز و در پي يكديگر آمدن آنها، و پشت سر هم آمدن فصلها و به دست آمدن مصالح فراواني در اين رهگذر، دال بر كمال قدرت و عظمت خداوند متعال و كمال رحمت او و توجه وي به بندگانش ميباشد. و دليلي است بر اينكه تنها او معبود مورد ستايش و محبوب بزرگوار و داراي شكوه و عظمت ميباشد.وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا و اوست ذاتي كه شب را برايتان پوشش، و خواب را ماية آسايش گرداند، و روز را [هنگام] برخاستن قرار داد.از جمله رحمت و لطف خداوند نسبت به شما اين است كه شب را همچون پوششي برايتان قرار داده كه شما را ميپوشاند، تا در آن آرام گيريد و به خواب فرو رفته و بياسايد، و به هنگام خواب از حركت باز ايستيد. پس اگر شب نبود بندگان آرام نميگرفتند، و به كارشان ادامه ميدادند و اين برايشان بسيار زيانآور بود. نيز اگر تاريكي ادامه مييافت زندگي و مصالح آنها تعطيل ميشد، اما خداوند روز را زمان بيداري و برخاستن و جنبش قرارداد تا مردم در آن به تجارت و سفر در كارهايشان بپردازند و با اين كار منافع و مصالحشان تحقق يابد.وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا و اوست ذاتي كه پيش از رحمتش [=باران] بادها را مژدهآور فرستاد، و از آسماني آبي پاك نازل كرديم.
لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا تا با آن [آب] سرزمين مردهاي را زنده گردانيم، و چهارپايان و مردمان بسياري را كه آفريدهايم بنوشانيم.
وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا و به راستي آن [باران] را در ميانشان گوناگون نازل كرديم تا پند گيرند، و بيشتر مردمان جز سر ناسپاسي نداشتند.
تنها اوست ذاتي كه بر بندگانش رحم نموده و روزي خويش را فراوان به سوي آنها گسيل داشته است، و بادها را پيش از باران رحمتش به عنوان مژده رسانهاي پيش قراول ميفرستد. و ابرها به وسيلة اين بادها حركت ميكنند و به هم ميپيوندند و به قطعهها تبديل ميشوند، و بادها آن را بارور ميكنند، و به حكم پروردگار باران ميبارد تا بندگان قبل از باريدنش خوشحال شوند و براي آن آمادگي پيدا كنند قبل از اينكه ناگهان آنها را غافلگير كند.
وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا و از آسمان آبي پاك نازل كرديم، كه از آلودگي و نجاست پاك بوده و داراي بركت است. از بركت آن اين است كه خداوند به وسيلة آن، سرزمين مرده و خشكي را آباد و زنده مينمايد و آن گاه انواع درختان و گياهان گوناگون كه مردم و چهارپايان از آن ميخورند در آن ميرويد. وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا و آن را براي نوشيدن در اختيار شما و چهارپايانتان قرار دادهايم. آيا كسي كه بادها را مژدهرساني رحمت خويش فرستاده، و كارهاي متفاوتي را به آنها واگذار نموده، و از آسمان آبي پاك و مبارك فرو فرستاده تا با آن روزي بندگان و چهارپايانشان فراهم شود شايسته نيست كه فقط او پرستش شود و كسي را با او شريك قرار نداد؟!
خداوند آيات و نشانههايي آشكار را كه با چشم مشاهده ميشوند بيان كرد، و آن را به صورتهاي گوناگون براي بندگان ابراز داشت تا آن را بفهمند و سپاس آن را به جاي آورند، و ياد كنند و از آن پند پذيرند، با وجود اين، فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا بيشتر مردمان به خاطر فساد اخلاق و سرشت ناپاكشان در برابر آن جز كفر و ناسپاسي از خود نشان نميدهند.وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيرًا و اگر ميخواستيم در هر شهر و آبادي بيم دهندهاي ميفرستاديم.
فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا پس، از كافران فرمان مبر، و با قرآن با آنان به جهادي بزرگ بپرداز.
خداوند متعال از نفوذ مشيت و خواست خود خبر ميدهد و اينكه اگر او ميخواست، در هر شهر و آبادي بيم دهنده و پيامبري را ميفرستاد تا اهالي آن جا را بيم دهد. خدا از انجام چنين چيزي ناتوان نيست اما اي محمد! حكمت و رحمت او نسبت به تو و به بندگان اقتضا نمود تا تو را به عنوان پيامبر به سوي سياه و سرخ، عرب و عجم و انسان و جن بفرس