s="text" href="w:text:202.txt">آيه 34</a><a class="text" href="w:text:203.txt">آيه 40-35</a><a class="text" href="w:text:204.txt">آيه 44-41</a><a class="text" href="w:text:205.txt">آيه 46-45</a><a class="text" href="w:text:206.txt">آيه 47</a><a class="text" href="w:text:207.txt">آيه 50-48</a><a class="text" href="w:text:208.txt">آيه 52-51</a><a class="text" href="w:text:209.txt">آيه 53</a><a class="text" href="w:text:210.txt">آيه 54</a><a class="text" href="w:text:211.txt">آيه 55</a><a class="text" href="w:text:212.txt">آيه 60-56</a><a class="text" href="w:text:213.txt">آيه 62-61</a><a class="text" href="w:text:214.txt">آيه 77-63</a></body></html>جمهور مفسرين بر اين باورند كه مكي است. و 77 آيه ميباشد.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه‌ي 2-1:
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا خجسته است خداوندي كه فرقان [=جدا سازندة حق از باطل] را بر بنده خود [محمد (ع)] نازل كرد تا براي جهانيان هشدار دهنده باشد.
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا ذاتي كه فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست، و هيچ فرزندي بر نگرفته، و در فرمانروايي شريكي ندارد، و همه چيز را آفريده و آنها را به اندازه مقرر كرده است.
در اين آيه عظمت خدا و اينكه او يگانة يكتا بوده و كلية خوبيها و نيكيها در او منحصر است، بيان شده است. پس فرمود: تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ با شكوه و والا مقام است خدايي كه «فرقان» را نازل كرده است. و صفات او كاملاند و خوبيهايش فراوان است. از بزرگترين خيرات و نعمتهايش اين است كه قرآن را نازل فرموده است كه حلال و حرام را از هم جدا مينمايد، و هدايت را از گمراهي، و سعادتمندان را از اهل شقاوت جدا ميكند. عَلَى عَبْدِهِ [اين قرآن را] بر بندهاش محمد (ص) نازل فرموده است كه مراتب عبوديت و بندگي را به حد كمال رسانده و از همة پيامبران پيشي گرفته است لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا تا اين نازل كردن فرقان بر بندهاش هشداري براي جهانيان باشد و آنها را از عذاب خداوند بيم دهد، و موارد خشنودي الهي را از موارد خشم وي مشخص كند. و هر كس اين هشدار را بپذيرد و به آن عمل نمايد از زمرةنجات يافتگان در دنيا و آخرت خواهد بود؛ كساني كه به سعادت جاوداني دست يازيده و مالكيت ابدي را دريافتهاند. آيا بالاتر از اين نعمت و فضل و احسان چيزي وجود دارد؟ پس خجسته و والا مقام است ذاتي كه او آنچه ذكر شد گوشهاي از احسان و بركات اوست.
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ذاتي كه فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست. يعني تنها او در آسمانها و زمين تصرف مينمايد، و همة آنچه كه در آسمانها و زمين هستند در مالكيت او قرار دارند، و بندة او هستند، و در برابر عظمت او سر تسليم فرود آورده، و رد برابر ربوبيتش فروتن بوده و به رحمت او نيازمندند. وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ و هيچ فرزندي بر نگرفته و در فرمانروايي شريكي ندارد. چگونه ممكن است فرزند يا شريكي داشته باشد در حالي كه او مالك است و غير او همه مملوك، و در اختيار اويند. و او چيره و غالب و ديگران همه مغلوب هستند، و ذات او از همه چيز بينياز است، و آفريدهها از همه جهت به او نيازمندند؟!
و چگونه ممكن است در فرمانروايي و مالكيت شريكي داشته باشد در حالي كه او مالك است و غير او همه مملوك، و در اختيار اويند. و او چيره و غالب و ديگران همه مغلوب هستند، و ذات او از همه جهت بينياز است، و آفريدهها از همه جهت به او نيازمندند؟!
و چگونه ممكن است در فرمانروايي و مالكيت شريكي داشته باشد حال آنكه بندگان همه در اختيار او هستند ؟! پس جز با اجازة او حركت و سكوني از آنها سر نميزند، و جز با اجازة او كاري انجام نميدهند. پس بسي پاك است خداوند از اينكه شريك يا فرزندي داشته باشد، و هر كس دربارة او چنين چيزي بگويد قدر و منزلت الهي را درك نكرده است. بنابراين فرمود: وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍهمه چيز را آفريده است. اين شامل جهان بالا و پايين، اعم از حيوانات و نباتات و جمادات آن است.  فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا به هر مخلوقي آفرينش شايسته و مناسبش را بخشيده است. و آن گونه آن را آفريده است كه حكمتش آن را اقتضا نموده است، به نحوي كه هر مخلوقي طوري آفريده شده است كه عقل صحيح خلاف شكل و صورتي كه به آن داده شده است، تصور نميكند، بلكه عقل سالم حتي خلاف شكلي كه به يكي از اعضاي مخلوقي بخشيده شده است، تصور نميكند، زيرا خداوند هر عضوي را در جايي قرار داده است كه چنانچه در جايي ديگر گذاشته شود با آن تناسب نخواهد داشت. خداوند متعال ميفرمايد: سبح اسم ربك الا علي الذي خلق فسوي و الذي قدر فهدي و خداوند متعال فرموده است: ربنا الذي اعطي كل شيء خلقه ثم هدي و پس از آنكه كمال و عظمت و فراواني احسان و نيكيهاي خود را بيان كرد- و اين امر مقتضي آن است كه او به تنهايي محبوب، فريادرس، تعظيم شده باشد و همه‌ي كارها و عبادات خالصانه براي وي انجام گيرد و كسي را شريك وي نسازند- مناسبت پيدا كرد كه تصريح نمايد كه عبادت غير او باطل است. پس فرمود:وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا و آنان غير از خداوند معبوداني را براي خود برگزيده؛ [معبوداني] كه چيزي را نميآفرينند، بلكه خودشان مخلوقند، و نه مالك زيان و سود خويش هستند، و نه مالك مرگ و حيات و رستاخيز [خويش]اند.
شگفتانگيزترين چيز، واولين دليل بر ناداني و بيخردي و ستمورزي و جسارت آنها نسبت به پروردگار اين است كه معبوداني چنين ناتوان را به خدايي برگرفتهاند، معبودان ناتواني كه توانايي آفريدن چيزي را ندارند، بلكه خودشان آفريده شدهاند، برخي از معبودانشان را با دستهاي خود درست كردهاند ولا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا و مالك كوچكترين سود و زياني براي خود نبوده، وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُورًا و اختيار مرگ و زندگي و برانگيختن را ندارند. يعني آنها توانايي زنده كردن پس از مرگ را ندارند، پس مهمترين داوري عقل در مورد اين معبودان عبارت از بطلان خدايي آنان است، چرا كه عقل به فاسدبودن آن [بتها] و فاسد بودن عقل كسي كه آنها را به خدايي گرفته و در آفرينش مخلوقات شريك آفريننده قرار داده است قضاوت مينمايد، زيرا خداوند آنها را در آفرينش مخلوقات شريك خود قرار نداده است، خداوندي كه سود و زيان و منع وعطا در دست اوست. و اوست كه زنده ميكند و ميميراند و مردگان را بر ميانگيزد و در روز رستاخيز آنان را گرد ميآورد. و خداوند برايشان دو سرا قرار داده است: سراي شقاوت و خواري، و سراي موفقيت و سعادت و نعمت پايدار و هميشگي را براي كسي در نظر گرفته است كه معبود را تنها خدا بداند.وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَ