يغ  مي  ورزند.
« أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ» آيا ننگريسته اي به کسي که زنده شدن پس از مرگ و جزا را دروغ مي  انگارد و به آنچه پيامبران آورده اند ايمان ندارد؟! 
« فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ» چنين کسي، يتيم را با خشونت از خود دور مي کند و به خاطر سنگدلي اش بر او رحم نمي کند چون به پاداش و عقابي اميد ندارد. « وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ» و ديگران را بر خوراک دادن يتيم تشويقي و ترغيب نمي نمايد. و به طريق اولي خودش بينوايان را  غذا و خوراک نمي دهد.
« فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ؛ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ»  پس واي بر آن نمازگزاراني که به نماز خود پاي بند هستند اما آن را ضايع مي کنند و سر وقت آن را نمي خوانند و ارکان آن را به خوبي انجام نمي دهند. و اين به خاطر آن است که آن ها به فرمان خداوند اهميت نمي دهند، زيرا نمار را که مهم ترين عبادت هاست ضايع مي نمايند. و کسي که از نمازش غافل باشد سزاوار مذمت و سرزنش است. اما دچار فراموشي شدن در نماز چيزي است که پيامبر هم در نماز بدان دچار مي شد . بنابراين خداوند اين ها را به رياکاري و سنگدلي و بي رحمي توصيف نموده و فرمود: 
« الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ» کارها را براي اين که مردم آن ها را ببينند انجام مي دهند.
« وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ  » و از دادن و بخشيدن چيزي که دادن آن به صورت امانتي با هبه مانند ظرف و دلو و امثال آن که معمولا داده مي شود و ضرري متّوجه آدمي نمي کند خودداري مي کنند. پس اين ها به خاطر شدت آزمندي و حرصشان از دادن وسايل خانگي ناچيز امتناع مي ورزند. 
پس چگونه بيشتر از آن را خواهند داد . در اين سوره به خوراک دادن به يتيمان و بينوايان تشويق شده و نيز به ترغيب نمودن ِ ديگران به اين کار و مواظبت بر نماز و انجام ديگر اعمال به صورت مخلصانه تشويق و ترغيب شده  است. نيز آدمي بر انجام کار خوب و دادن اموال ناچيز مانند به امانت دادن ظرف و دلو و کتاب و امثال آن تحريک شده است چون خداوند کسي را که چنين نکند مذمت  کرده است. والله اعلم
پايان تفسير سوره ي ماعونمکي و 4 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 3-1:
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ما کوثر را به  تو عطا کرديم
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ پس  براي ، پروردگارت  نماز بخوان  و قرباني  کن
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ  که  بدخواه  تو خود ابتر است.
خداوند به پيامبرش محمد(ص) مي فرمايد: « إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ» ما به تو خير فراوان و فضل زياد داده ايم از جمله آن نهر و  حوضي است که خداوند به پيامبرش داده و کوثر ناميده مي شود که طول آن به مسافت يک ماه و عرض آن نيز به مسافت يک ماه است و آب آن از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر است و ظرف و ليوان هاي آن به اندازه ستارگان آسمان زياد و همان طور درخشان مي باشند. هرکس يک بار از حوض کوثر بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد.
وقتي خداوند منت خويش را بر پيامبر بيان کرد، او را به سپاسگزاري نعمت فرمان داد و فرمود:« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ»براي پروردگارت نماز بگزار و قرباني کن. اين دو عبادت را به طور ويژه بيان کرد، چون هر دو از بهترين عبادت ها و بزرگترين آنها مي باشند.
و چون در نماز قلب و اعضا براي خدا فروتن مي باشند و اعضا و جوارح براي انجام انواع بندگي حرکت مي کنند. و ذبح کردن قرباني موجب مي شود که بنده به وسيله ي بهترين چيزي که در نزد خود دارد، و با دادن مالي که دل ها بر محبت آن سرشته اند و بر آن بخل مي ورزند، به خداوند تقرب و نزديکي جويد. 
« إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ  » همانا کسي که با تو دشمني دارد و تو را مذمت مي  کند بي خير و برکت و بي نام و نشان خواهد بود. اما محمد(ص) به حق انساني کامل است و آوازه اي بلند و پيرواني زياد دارد.
پايان تفسير سوره ي  کوثرمکي و 6 آيه  است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 6-1:
قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ بگو : اي  کافران  ،
لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ من  چيزي  را که ، شما مي  پرستيد نمي  پرستم
وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما نيز چيزي  را که  من  مي  پرستم  نمي  پرستيد
وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ و من  پرستنده  چيزي  که  شما مي  پرستيد نيستم
وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ و شما پرستنده  چيزي  که  من  مي  پرستم  نيستيد
لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ  شما را دين  خود ، و مرا دين  خود
« قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ» يعني آشکارا و به صراحت به کافران بگو:« لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ» آنچه را که شما مي پرستيد ، نمي پرستم. يعني از هر چيزي که به غير از خدا مي پرستند در ظاهر و باطن دوري کن. « وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ» و شما نيز نمي پرستيد آنچه را که من مي پرستم. چون شما عبادت خود را خالصانه براي خدا انجام نمي دهيد و پرستش شما براي خدا همراه با شرک است و عبادت ناميده نمي شود.
« وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ» اين را تکرار کرد تا بر دو نکته دلالت نمايد؛ اول بر عدم وجود کار، و دوم بر اين که اين حالت هميشگي است. بنابراين ميان دو گروه فرق گذاشت و هر دو را از هم جدا کرد و فرمود: « لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ  » همان طور که خداوند متعال فرموده است:« قُل کُلُ يعمَلُ عَلَي شَاکِلَتِهِ» بگو:  « هرکس به آئين خودش عمل مي کند.» أنتُم مِمَّا أعمَلَ وَأَنَا بَري مِمَّا تَعمَلُونَ» شما از آنچه من انجام مي دهم بيزار هستيد و من از آنچه شما مي کنيد، بيزارم.
پايان تفسير سوره ي کافرونمدني و 3 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 3-1:
إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ چون  ياري  خدا و پيروزي  فراز آيد ،
وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا و، مردم  را ببيني  که  فوج  فوج  به  دين  خدا در مي  آيند ،
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا  پس  به  ستايش  پروردگارت  تسبيح  گوي  و از او آمرزش  بخواه  ، که  او   توبه پذير است.
در اين سوره ي کريمه خداوند يک مژده داده، و به هنگام حصول آن مژده به پيامبر فرماني داده،و به آثار و پيامدهاي تحقّق اين مژده نيز اشاره  کرده است. مژده اين است که خداوند پيامبرش را ياري مي کند و مکه را فتح مي نمايد و مردم دسته دسته و گروه گروه داخل دين  خدا مي شوند، طوري که بسياري از آنان ياوران او خواهند بود بعد از آن که دشمن وي بودند.
چيزي که خداوند پيامبرش را بدان مژده داده تحقق يافت. و اما فرماني که خدا بعد از به دست آمدن ياري و فتح، پيامبرش را بدان فرمان داد اين است که پيامبر بايد اورا به خاطر اين چيز سپاس بگزارد و خدا را به پاکي ياد کند و از او آمرزش بخواهد.
و اما آنچه به آن اشاره شده دو چيز است: يکي اشاره به اين که مادامي که پيامبر(ص) خداوند را ستايش کند و همواره از او طلبِ مغفرت نمايد، دين پيروز مي گردد و بر پيروزي اش افزوده مي شود، زيرا سپاس و ستايش و استغفار از مصاديق به ج