ُ» و اما کسي که کفّه هاي ترازوي اعمالش سبک باشد، به اين صورت که نيکي هايي نداشته باشد که در برابر بدي هايش بايستد.« فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ» جايگاه و مسکن او آتش دوزخ است. يکي از نام هاي دوزخ «هاويه» مي باشد و دوزخ به منزله ي مادرش مي باشد و همواره او را در آغوش مي گيرد. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« إِنَّ عَذَابِهَا کَانَ غَرَامَاَ» بي گمان عذاب آن سخت خواهد بود، و بعضي گفته اند که معني آيه چنين است: او بر سر در دورخ انداخته مي شود. 
« وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ» اين تعظيم و مهر جوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسير کرد که « نَارٌ حَامِيَةٌ  » آتشي بسيار گرم و سوزان است و از آتش دنيا هفتاد برابر گرم تر و سوزنده تر مي باشد. از خداوند به آن پناه مي بريم.
پايان تفسير سوره ي قارعهمدني و 8 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 8-1:
أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ به  غفلت  کشيد شما را نازش  به  بسياري  مال ، و فرزند ،
حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ تا به  گورها رسيديد
كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ حقا که  به  زودي  خواهيد دانست
ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ باز هم  حقا که  به  زودي  خواهيد دانست
كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ حقا ، اگر از روي  يقين  بدانيد ،
لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ البته  جهنم  را خواهيد ديد
ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ سپس  به  چشم  يقينش  خواهيد ديد ،
ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ  که  در آن  روز شما را از نعمتهاي  دنيوي  بازخواست  مي  کنند.
خداوند متعال بندگانش را سرزنش مي کند، زيرا هدف و کاري را که براي آن آفريده شده اند رها کرده اند. و آن همان عبادت خداوند يگانه و شناخت او و روي آوردن به او و مقدم داشتن محبت او بر همه چيز است . 
« أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ» افزون طلبي شما انسان ها را از اين امور مذکور  غافل گردانده است. خداوند ذکر نکرد که مردم در چه چيزي افزون طلبي مي کنند، تا همه چيزهايي را که مردم در آن افزون خواهي مي نمايند و اموال و فرزندان و ياوران و لشکريان و خدمتگزاران و مقام و  غيره اي که به آن افتخار مي نمايند شامل شود. و تا چيزهاي ديگري را نيز دربر بگيرد که هرکس مي خواهد از ديگري بيشتر داشته باشد، و هدف از آن رضايت خدا نيست.
پس غفلت و سرگرمي شما ادامه يافت تا اين که « زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ»  گورها را زيارت مي کنيد آن گاه پرده از روي شما برداشته مي شود ولي اکنون جبران آن مشکل است. « حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ » اين دلالت مي نمايد که برزخ، جهان و سرايي است که هدف از آن رسيدن به آخرت است. و خداوند انسان ها را «زاير» ناميد و مقيم نخواند.
اين بر رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ  و جزا يافتن در برابر اعمال در جهاني فناناپذير دلالت مي کند. بنابراين خداوند آن ها را هشدار داد و فرمود:« كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ» اگر با افزون طلبي شما را غافل نمي گرداند و به انجام کارهاي شايسته مبادرت مي ورزيديد.
اما عدم برخورداري از علم حقيقي شما را به جايي برساند که مشاهده مي کنيد، « لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ» يعني حتما بر قيامت در خواهد آمد، پس حتما جهنمي را که خداوند براي کافران آماده کرده است مشاهده خواهيد نمود. « ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ» سپس دوزخ را با چشم خود آشکارا خواهد ديد. همانطور که خداوند متعال مي فرمايد:« وَرَءَا المُجرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهاَ وَلَم يجِدُوا عَنَها مَصرِفَا» و بزهکاران آتش دوزخ را مي بينند و مي دانند که وارد آن خواهند شد و از آن گريزي نخواهند داشت.
« ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ  » سپس در روز قيامت از نعمت هايي که در دنيا از آن لذت مي برديد پرسيده مي شويد که آيا شکر آن را به جاي آورده ايد و حق خدا را از آن ادا نموده ايد و از آن ها براي انجام گناهان کمک نگرفته ايد؟ آن گاه به شما نعمتي برتر و بهتر خواهد داد.
يا اينکه فريب نعمت ها را خورده و شکر آن را به جاي نياورده ايد؟ بلکه از نعمت هاي براي انجام گناهان استفاده کرده ايد؟ پس شما را بر آن مجازات خواهد کرد. خداوند متعال مي فرمايد:« وَيومَ يعرِضُ الذَّينَ کَفَرُوا عَلَي النَّارِ أَذهَبتُم طَيبتِکُم فِي حَياتِکُمُ الدُّنيا وَاستَمعتُم بِهاَ فَاليومَ تُجزَونَ عَذَابِ الهُونِ» و روزي که کافران بر آتش دوزخ درآورده مي شوند و به آنان گفته مي شود:« شما لذت هاي خود را در دنيا برده ايد و از آن بهره مند شده ايد و امروز عذاب خوار کننده اي به عنوان کيفر به شما داده مي شود». 
پايان تفسير سوره ي تکاثروَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ و [مردم] شهري که آن را نابود ساخته ايم محال است [به دنيا] بازگردند. 
يعني غير ممکن است مردمان آباديهاي که نابود شده، و به عذاب [الهي] گرفتار شده اند، به دنيا بازگردند تا تقصيرات خود را جبران نمايند، پس کسي که هلاک گشته و عذاب داده شده است راهي براي بازگشت به دنيا ندارد. بنابراين مخاطبان بايد از چيزي که باعث نابود شدن آنها مي گردد بپرهيزند، تا به عذاب گرفتار نشوند، زيرا هرگاه عذاب بر آنها فرود بيايد دور کردنش از آنان محال است . پس اکنون که مي توان گذشته را جبران کرد بايد از گناهان دست بکشند.مکي و 3 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 3-1:
وَالْعَصْرِ سوگند به  اين  زمان  ،
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ که  آدمي  در، خسران  است
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ  مگر آنها که  ايمان  آوردند و کارهاي  شايسته  کردند و يکديگر را به  حق    سفارش  کردند و يکديگر را به  صبر سفارش  کردند.
خداوند به زمان که شب و روز است و بستري براي کارهاي بندگان و اعمالشان است سوگند مي  خورد که همه انسان ها زيانمند مي باشند. و زيان کار ضد سودمند است . زيان مراتب متفاوتي دارد.
گاهي زيان مطلق خواهد بود مانند کسي که دنيا و آخرت را از دست داده و نعمت ها را از دست او رفته و سزاوار دوزخ گرديده است.
و گاهي انسان از بعضي جهات زيانمند مي شود و از بعضي جهات زيانمند نخواهد بود. بنابراين فرمود: هر انساني زيانکار است مگر کسي که داراي چهار صفت باشد:
اول: ايمان داشتن به انچه خداوند بدان امر نموده است. و ايمان بدون علم و آگاهي حاصل نمي شود. پس علم شاخه اي از ايمان داشت و بدون علم، ايمان  حاصل نمي گردد. 
دوم: کار شايسته است، و اين همه کارهاي خوب را شامل مي شود. کارهاي ظاهري و باطني اعم از واجب و مستحب که  متعلق به حقوق خدا و حقوق بندگانش مي باشد.
سوم: توصيه به حق که ايمان و عمل صالح است. يعني يکديگر را به اين توصيه کنند و تشويق نمايند. 
چهارم: توصيه و سفارش به صبر و شکيبايي بر عبادت خدا و صبر بر عدم ارتکاب گناهان و صبر نمودن بر بلاهاي دردناکي که از