] زني را که پاکدامني ورزيد، آنگاه از روح خويش در آن دميديم، و او و فرزندش را نشانه اي براي جهانيان قرار داديم.
إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ همانا اين است امت شما که امت يگانه اي است، و من پروردگار شما هستم، پس تنها مرا پرستش کنيد. 
وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ و [آنان] کار خويش را در ميان خود پاره پاره نمودند، و همگي به سوي ما بر مي گردند .
فَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ پس هر کس از کارهاي شايسته انجام دهد در حالي که ايمان داشته باشد، براي کوشش او ناسپاسي نخواهد بود، و ما [نيکي هايش] را براي او مي نويسيم.
مريم را ياد کن و پاکي و شرافت او را بيان نما، (وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا) زني که دامان خويش را از آلوده شدن و نزديک شدن به حرام بلکه حتي از نزديک شدن به حلال نيز پاک نگاه داشت. و به خاطر مشغول شدن به عبادت و خدمت به بندگان خدا ازدواج نکرد. و هنگامي که جبرئيل در شکل يک انسان کامل و خوش قيافه به نزد وي آمد، و گفت: (اني اعوذ بالرحمن منک ان کنت تقيا) من از تو به خداوند مهربان پناه مي برم، اگر پرهيزگار هستي. پس خداوند به پاداش پاکي و پاکدامني اش فرزندي بدون پدر به او بخشيد، چرا که جبرئيل عليه السلام در او دميد و به فرمان الهي حامله شد. 
(وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ) و او و فرزندش را نشانۀ بزرگي براي جهانيان قرار داديم، زيرا بدون اينکه کسي به او دست زده باشد باردار شد، و بچه اش را به دنيا آورد. و در گهواره سخن گفت، و او را از تهمت اتهام زنندگان تبرئه نمود. و فرزندش در حالي که در گهواره بود از خودش خبر داد و مردم را آگاه کرد و خداوند معجزات و امور خارق العاده اي را که توسط او اجرا نمود. پس مريم و فرزندش نشانه اي براي جهانيان شدند و نسل به نسل از آن سخن مي گويند، و عبرت آموزان از آن عبرت مي گيرند. 
پس از اينکه از پيامبران سخن به ميان آورد خطاب به مردم فرمود: (إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً) پيامبراني که ذکر شدند امت و پيشوايان شما هستند، پس به آنها اقتدا کنيد و از رهنمودهاي آنان پيروي نماييد، زيرا همگي بر يک دين و بر يک راه بوده اند و نيز پروردگار همۀ آنان يکي است. 
بنابراين فرمود: (وَأَنَا رَبُّكُمْ ) و من پروردگار شما هستم؛ شما را آفريده و با نعمتهاي ديني و دنيوي خويش پرورش داده ام. پس چون پروردگار يکي است و پيامبر يکي است و دين يکي است و آن عبارت است از اينکه همۀ عبادتها تنها براي خدايي انجام شود که هيچ شريکي ندارد بنابراين وظيفۀ شما است که عبادت خدا را انجام دهيد، بنابراين فرمود: (فَاعْبُدُونِ) پس تنها مرا بپرستيد. و به وسيلۀ «فا» عبادت را بر آنچه که گذشت مترتب کرد، ه همچنانکه مسبب بر سبب متقدم است. 
و شايسته بود که آنها بر اين امر [= دين خدا] جمع شوند، و در آن اختلاف نورزند. اما تجاوز و سرکشي ، آنها از هم گسيختن و جدايي کشاند. بنابراين فرمود: (وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم) احزاب و گروههايي که ادعاي پيروي کردن از پيامبران را داشتند گروه گروه و پراکنده شدند، و هريک ادعا مي کردند که حق با اوست و گروه ديگر باطل است (کل حزب بما لديهم فرحون) و هر گروه به آنچه دارند شادمان هستند و از اين گروهها، گروهي بر حق است که دين درست و راه راست را در پيش بگيرد و از پيامبران تبعيت کند. و اين زماني است که پرده ها کنار رود و پنهاني ها آشکار، و مردم براي داوري قاطع الهي در روز قيامت راستگو و دروغگو مشخص مي شوند، بنابراين فرمود: (كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ) گروههاي متفرق شده و غيره همگي همگي به سوي ما باز مي گردند و به آنان سزا و جزاي کامل مي دهيم.
سپس با تصريح به آنچه که به صورت ضمني فهميده مي شود، رفتار و جزاي الهي را در مورد آنان به صورت مفصل بيان کرد و فرمود: (فَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ) وهر کس از کارهاي شايسته انجام دهد، يعني کارهايي را انجام دهد که پيامبران مشورع کرده و کتابهاي آسماني مردم را به انجام آن واداشته اند، (وَهُوَ مُؤْمِنٌ) در حالي که او به خدا و پيامبرانش، و آنچه که آنان آورده اند ايمان داشته باشد، (فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ) کوشش او مورد ناسپاسي نخواهد شد. يعني تلاش او را ضايع نمي کنيم و آن را ناديده نمي گيريم، بلکه آن را برايش چند برابر مي نماييم. 
(وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ ) و ما در لوح محفوظ، و در نامه هايي که فرشتگان اعمال را در آن ثبت و ضبط مي نمايند نيکي هايشان را مي نويسيم. يعني هر کس کارهاي شايسته انجام ندهد و يا آنها را انجام دهد ولي ايمان نداشته باشد او محروم است و در دين و دنيايش زيانبار مي باشد.مکي و 11 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 11-1:
وَالضُّحَى سوگند به  آغاز روز ،
وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى و سوگند به  شب  چون  آرام  و در خود شود ،
مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى که ، پروردگارت  تو را ترک  نکرده  و بر تو خشم  نگرفته  است
وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى هر آينه  آخرت  براي  تو بهتر از دنياست.
وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى به  زودي  پروردگارت  تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوي.
أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى آيا تو را يتيم  نيافت  و پناهت  داد ?
وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى آيا تو را گمگشته  نيافت  و هدايتت  کرد ?
وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى آيا تو را درويش  نيافت  و توانگرت  گردانيد ?
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ پس  يتيم  را ميازار ،
وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ و گدا را مران  ،
وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ  و از نعمت  پروردگارت  سخن  بگوي.
خداوند به روشنايي روز به هنگام چاشت و به تاريکي شب که همه جا را فرا مي گيرد سوگند مي خورد که به پيامبرش(ص) توّجه دارد. پس فرمود:« مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ» پروردگارت تو را مورد توجه و عنايت قرار داده و رها و فراموش نکرده است بلکه همواره تو را به بهترين و کامل ترين صورت پرورش مي دهد و مقام تو را بالا مي برد. 
« وَمَا قَلَى» و خداوند از وقتي که تو را دوست داشته هيچ گاه از  تو متنفر نشده است . و نفي اين به مثابه ي ضد آن است ، و نفي محض، مدح به حساب نمي آيد مگر اينکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعيت گذشته و حال پيامبر (ص) کامل ترين حالت مي باشد؛ خداوند او را دوست داشته و به اين دوستي و محبت ادامه داده است و او را از پلّه هاي کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. و اما نسبت به وضعيت آينده ي ايشان فرمود:« وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الْأُولَى»  يعني تمامي حالت هاي آينده ي تو از گذشته بهتر است. و پيامبر همچنان مقامش بالا مي رفت و خداوند دين او را قدرت مي داد و او را بر دشمنانش پيروز مي گرداند و حالات او را سامان مي داد تا اين که چشم از جهان فرو بست و به مقام و حالتي رسيده بود 