ي است که مومن از آن پند مي پذيرد و از ترساندن و تشويقي که در آن است بهره  مند مي شود. « فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا» و هرکس که بخواهد راهي به سوي پروردگارش در پيش گيرد. يعني راهي را در پيش بگيرد که او را به پروردگارش مي رساند. پس خداوند حق و هدايت را بيان مي نمايد سپس به انسان اختيار مي دهد تا به وسيله آن راه رهنمود گردد يا از آن گريزان شود، و اين براي اقامه حجّت است.
« لِيهلِکَ مَن هَلَکَ عَن بينَةِ وَيحيي مَن حَي عَن بَينَةِ» تا هرکس که هلاک مي گردد از روي دليل هلاک شود و هرکس که زنده مي گردد از روي دليل زنده بماند.
« وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ» و شما نمي توانيد مگر اين که خدا بخواهد، چون مشيت و خواست خداوند نافذ است.« إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا» و خداوند  داناي فرزانه است و در هدايت  کردن فرد هدايت يافته و گمراه ساختن فرد گمراه حکمت دارد. 
« يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ» هرکس را که بخواهد مورد لطف و توّجه خويش قرار مي دهد و به او  توفيق مي دهد تا از اسباب سعادت استفاده ببرد و او را به راه هاي هدايت رهنمود مي سازد. « وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا  » و خداوند براي ستمکاراني که شقاوت را بر هدايت ترجيح داده اند، به جزاي ستمگري و تجاوزشان عذاب دردناکي فراهم ساخته است.
پايان تفسير سوره ي إنسان<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:906.txt">آيه 15-1</a><a class="text" href="w:text:907.txt">آيه 19-16</a><a class="text" href="w:text:908.txt">آيه 24-20</a><a class="text" href="w:text:909.txt">آيه 28-25</a><a class="text" href="w:text:910.txt">آيه 34-29</a><a class="text" href="w:text:911.txt">آيه 40-35</a><a class="text" href="w:text:912.txt">آيه 45-41</a><a class="text" href="w:text:913.txt">آيه 50-46</a></body></html>مکي و 50 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 15-1:
وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا سوگند به  بادهايي  که  از پي  هم  مي  آيند ،،
فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا و سوگند به  بادهاي  سخت  وزنده  ،
وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا و سوگند به  بادهاي  باران  آور ،
فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا و سوگند به  آنها که  حق  را از باطل  جدا مي  کنند ،
فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا و سوگند به  آنها که  ياد خدا را مي  آموزند :
عُذْرًا أَوْ نُذْرًا تمام  کردن  حجت  را ، يا بيم  کردن  را ،
إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ که  آنچه  به  شما وعده  داده  اند واقع  خواهد شد
فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ پس  آنگاه  که  ستارگان ، خاموش  شوند
وَإِذَا السَّمَاء فُرِجَتْ و آنگاه  که  آسمان  بشکافد ،
وَإِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ و آنگاه  که  کوهها پراکنده  گردند ،
وَإِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ و آنگاه  که  پيامبران  را وقتي  معين  شود
لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ براي  چه  روزي  معين  شود ?
لِيَوْمِ الْفَصْلِ براي  روز فصل
وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْلِ و چه  داني  که  روز فصل  چيست  ?
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن  روز واي  بر تکذيب  کنندگان
خداوند متعال براي زنده شدن از مرگ، و جزا يافتن در برابر اعمال به فرشتگاني سوگند خورده است که پيام آور خوشي و خوبي هستند، و آنان فرشتگاني مي باشند که خداوند آنان را به منظور اجراي امور تقديري و شرعي و تدبير جهان و انزال وحي بر پيامبرانش روانه مي کند. « وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا» يعني فرشتگاني که با خوبي و حکمت و مصلحت فرستاده شده اند نه براي امور بد و بيهوده.
« فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا» خداوند به عاصفات هم سوگند ياد مي کند و آن فرشتگاني هستند که خداوند آن ها را مي فرستد. آنان را در انجام دادن  اوامر خ ودش به سرعتي مانند سرعت تندباد توصيف کرده است. يا منظور از «عاصفات» بادهاي شديد است که به سرعت مي ورزند.
« وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا» نيز به «ناشرات» قسم مي خورد، احتمال دارد که منظور فرشتگاني باشند که آنچه را بايد پراکنده نمايند پراکنده مي کنند و احتمال دارد که منظور از ابرهايي باشد که خداوند به وسيله آنها زمين را پس از پژمردنش زنده مي گرداند.
« فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا» نيز به «ملقيات» قسم ياد مي کند و آن فرشتگاني هستند که شريف ترين فرمان ها را فرود مي آورند؛ پندي که خداوند به وسيله آن بر بندگانش رحم مي نمايد و به وسيله آن منافع و مصالح بندگان را به آن ها تذکر مي دهد و اين پند را فرشتگان بر پيامبران فرود مي آورند.
« عُذْرًا أَوْ نُذْرًا» براي اتمام حجت و رفع عذر و يا براي بيم دادن مردم. مردم را از هراس هايي که در پيش دارند مي ترسانند و عذري برايشان نخواهند گذاشت، آنگاه مردم حجتي بر خداوند نخواهند داشت. 
« إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ» زنده شدن پس از مرگ و جزاي اعمال که به آن وعده داده مي شويد قطعا به وقوع خواهد پيوست و شکي در آمدن آن نيست. و هنگامي که رخ دهد تغييرات و هول هاي سختي جهان را در بر مي گيرد که دل ها را پريشان مي نمايد و مردم به شدّت اندوهگين مي شوند.
پس ستارگان پراکنده مي شوند و از مدار خود خارج مي شوند و کوه ها نابود مي گردند و چون گرد و غبار به هوا پراکنده مي شوند و کوه ها و زمين به ميداني صاف و هموار که هيج فراز و نشيبي در آن نيست تبديل مي گردند. 
اين همان روزي است که پيامبران در آن روز گرد آورده شده و پس انداخته مي شوند تا ميان آن ها و امت هايشان حکم و داوري شود. بنابراين فرمود:« لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ» براي چه روزي پس انداخته و در نظر گرفته شده اند؟ در اين جا استفهام براي تعظيم است.
سپس پاسخ داد که « لِيَوْمِ الْفَصْلِ» براي روز داوري ميان مردم و جدا  کردن برخي از برخي ديگر و حسابرسي هرکدام از آنان به صورت انفرادي. سپس کسي را تهديد کرد که اين روز را تکذيب مي کند و فرمود:« وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ» واي براي تکذيب کنندگان و واي بر شدت عذاب و سرانجام بدشان! خداوند به آن ها خبر داد و برايشان سوگند خورد اما آن را تصديق نکردند، بنابراين سزاوار مجازات تند و سخت گشتند.أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ آيا اوليان  را هلاک  نکرده  ايم  ،
ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ و آخريان  را نيز از پي  آنها نمي  بريم  ?
كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ با مجرمان  چنين  رفتار مي  کنيم
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ در آن  روز واي  بر تکذيب  کنندگان
مگر ما تکذيب کنندگانِ پيشين را هلاک نساخته ايم؟! سپس از پسينيان هرکس که تکذيب کند او را هلاک خواهيم کرد . و اين سنت گذشته و آينده در مورد هر گناهکاري است که بايد سزا داده شود. پس چرا از آنچه مي بينيد و مي شنويد عبرت نمي گيريد؟
« وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ» در آن روز واي به حال کساني که بعد از آن که آيات روشنگر و بلاها و عذاب ها را ديدند تکذيب کردند.أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ آيا شما را از آبي  پست  و بي  مقدار نيافريده  ايم  ?
فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ و آن  را در، جايگاهي  استوار قرار نداديم  ،
إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ تا زماني  معين  ?
فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ