 و معارف ايماني اي که دارد، براي هرکسي «حق اليقين» حاصل مي گردد، به شرط آن که لذت اين علوم و حقايق را چشيده باشد.
« فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ  » پس پروردگارت را از آنچه شايسته شکوه او نيست پاک و منزه بدان و با ذکر اوصاف شکوه و جمال و کمالش وي را تقديس کن.
پايان تفسير سوره ي حاقه<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:859.txt">آيه 7-1</a><a class="text" href="w:text:860.txt">آيه 18-8</a><a class="text" href="w:text:861.txt">آيه 35-19</a><a class="text" href="w:text:862.txt">آيه 39-36</a><a class="text" href="w:text:863.txt">آيه 44-40</a></body></html>مکي و 44 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 7-1:
سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ پرسنده  اي  از عذابي  پرسيد که
لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ بر کافران  فرود خواهد آمد و کس  آن  را، دفع  نتواند کرد ،
مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ از جانب  خدا که  صاحب  آسمانهاست.
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ در روزي  که  مقدارش  پنجاه  هزار سال  است  ، فرشتگان  و روح  بدان  جا فرو  روند.
فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا پس  صبر کن  صبري  نيکو
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا ايشان  آن  روز را دور مي  بينند.
وَنَرَاهُ قَرِيبًا و ما نزديکش  مي  بينيم.
خداوند متعال از جهالت و ناداني مخالفان و اين که با تمسخر عذاب الهي را به شتاب مي طلبند، سخن به ميان آورده و با بيان اين که آنان مي پنداشتند که خدا از عذاب دادن آنها ناتوان است، مي فرمايد:« سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ لِّلْكَافِرينَ» خواهنده اي درخواست عذابي براي کافران کرد که به وقوع مي پيوندد چون کافران به سبب کفر و عنادشان مستحق آن هستند. 
« لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ» عذابي که برخي از سرکشان مشرک آن را به شتاب مي طلبند کسي نيست که قبل از آمدنش آن را دور کند و يا بعد از آمدنش آن را برطرف نمايد . نضربن حارث قريشي يا کسي ديگر از تکذيب کنندگان دعا کرد و گفت:« اللَّهُمَّ إِن کَانَ هَذَا هُوَ الحَقَّ مِن عِندَکَ فَأَمطِر عَلَينَا حِجَارَةَ مِّنَ السَّماءِ أَوِ ائتِنَا بِعَذابِ أَليمٍ » بار خدايا! اگر اين قرآن حق و از جانب تو است از آسمان بر ما سنگ ببار و يا عذابي دردناک بر ما بياورد. 
پس بدانند که عذاب حتما از جانب خدا بر آن ها خواهد آمد؛ خداوند يا در دنيا آن ها را عذاب مي دهد يا عذابشان را براي آخرت ذخيره مي نمايد. پس اگر آن ها خدا را مي شناختند و عظمت و گستردگي فرمانروايي او و کمال اسما و صفاتش را مي دانستند عذاب را به شتاب نمي طلبيدند و تسليم و مودب مي شدند. بنابراين خداوند از عظمت خويش سخن گفت، عظمتي که با گفته هي زشت آن ها مخالف است و سخنان آن ها را نقض مي کند. پس فرمود:« ذِي الْمَعَارِجِ تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ» اين عذاب از سوي خداوندِ صاحب درجات و مراتب است، خداوندي که داراي علّو و برتري و شکوه و عظمت است و سائر خلق تحت تدبير او هستند. خداوندي که فرشتگان به سوي او بالا مي روند چون آن ها تحت تدبير او هستند، و روح نيز به سوي او بالا مي رود.
و اين شامل همه ارواح مي شود. ارواح نياکان و ارواح انسان هاي بد و اين به هنگام مردن است که روح نيکان به سوي خدا بالا مي رود و از اين آسمان به آسمان ديگر اجازه عروج داده مي شود تا به آسماني مي رسد که خداوند عزوجل در آن است. آن جا روح به خدا درود مي گويد و از نزديک شدن به او بهره مند مي گردد و شادمان مي شود و مورد گراميداشت و بزرگداشت قرار مي گيرد.
امّا روح انسان هاي فاسق به سوي آسمان بالا مي رود. وقتي به آسمان برسد اجازه ي ورود مي خواهد، ولي به آن اجازه داده نمي شود و به زمين بازگردانده مي شود.
سپس خداوند مسافتي را که در آن فرشتگان و روح به سوي خدا بالا مي روند بيان کرد و فرمود: خداوند  اسباب اين کار را براي ارواح و فرشتگان آماده کرده و به آنها سرعت داده که در يک روز به سوي خدا بالا مي روند، در حالي که اگر از ابتداي عروج تا مقصد و ملاء اعلي به صورت عادي پيموده شود پنجاه هزار سال طول مي کشد.
پس اين پادشاهي سترگ و جهان بزرگِ بالا و پائين و آفرينش و تدبير به دست خداوند بلندمرتبه والات. و خداوند حالات ظاهري و باطني و قرارگاه آن ها را مي داند و از رحمت و احسان خويش آن قدر به آن ها رسانده که همه جهانيان را در برگرفته است. و خداوند فرمان تقديري و حکم شرعي و جزائي خود را بر آن ها اجرا نموده است. پس چقدر خوشبخت هستند مردماني که عظمت خداوند را نمي دانند و قدر او را آن گونه که حق  اوست نمي شناسند و با عجله و شتاب عذاب را مي طلبند و گمان مي برند که خداوند از  انجام چنين کاري ناتوان است.
پاک است خداوند بردبار که به آن ها مهلت داده و آنان را فراموش نمي کند. و آنان خدا را به خشم آوردند امّا در مقابل کارهاي زشتشان شکيبايي ورزيده وآنان را از تنگدستي و روزي فراوان برخوردار کرده است.
اين يکي از احتمالات در تفسير اين آيه ي کريمه است. پس اين عروج و بالا رفتن در دنيا خواهد بود، چون سياق و  عبارت اوّل بر همين دلالت مي نمايد . و احتمال دارد که اين عروج در روز قيامت باشد و خداوند در آن روز از عظمت و شکوه خود چيزي را آشکار مي کند که بزرگترين دليل بر شناخت او باشد، و آن اين که مردم عروج فرشتگان و ارواح را که با تدابير الهي بالا مي روند و پائين مي آيند مشاهده خواهند کرد. 
« فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ» در روزي که از بس طولاني و سخت است به اندازه ي پنجاه هزار سال مي باشد، ولي خداوند اين روز را براي مومن کم و سبک مي نمايد. 
« فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا» پس بر دعوت دادن قومت صبري نيکو  داشته باش به گونه اي که خشمگين شدن و رنجور گشتن در اين صبر و بردباري نباشد بلکه به فرمان الهي ادامه بده و بندگان را به يگانه دانستن خداوند دعوت کن، و فرمان نبردن و بي علاقه بودن آن ها تو را از ادامه دادن دعوت بازندارد چون در شکيبائي ورزيدن بر اين کار خير فراواني است.
« إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا؛ وَنَرَاهُ قَرِيبًا» آنان روز زنده شدن پس از مرگ و قيامت را بعيد مي دانند که در آن کساني که خواهان عذاب هستند عذاب مي بينند. يعني آنها حالتي همانند حالت منکر قيامت دارند ، با حالت کسي که بدبختي و مستي بر او غلبه يافته است تا جايي که همه ي چيزهايي که پيش رو دارد از قبيل زنده شدن پس از مرگ و حشر را دور مي داند، اما خداوند آن را نزديک مي بيند چون او مهربان و بردبار است و عجله نمي کند و مي داند که قطعا آن روز خواهد آمد،و هرآن چه مي آيد نزديک  است. سپس خداوند هراس هاي آن روز و حالات آن را بيان کرد و فرمود:وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ و ما ترازوي عدل و داد را در روز قيامت خواهيم نهاد و کسي هيچ ستمي نمي بي