د بر عاد تجاوز کرد.
« سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا» خداوند آن تندباد را هفت شب و روز بر آنها گمارد و اين روزهاي شوم و بدي براي آنان بود و تندباد آن ها را هلاک و نابود کرد. « فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى» پس مردمان را مي ديدي که نابود شده و مرده بودند. 
« كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ» انگار آن ها تنه هاي درختان خرما هستند که سرهايشان قطع شده و روي هم افتادند. « فَهَلْ تَرَى لَهُم مِّن بَاقِيَةٍ» آيا مي بيني که اثري از آن ها باقي مانده باشد. اين استفهام به معني نفي موکد است. يعني چيزي و کسي از آن ها باقي نماند.وَجَاء فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَةِ و فرعون  و مردمي  که  پيش  از او بودند و نيز مردم  مؤتکفه  گناهکار آمدند،
فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَّابِيَةً فرستاده  پروردگارشان  را نافرماني  کردند و خدا نيز آنان  را به  سختي  فرو گرفت .
إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاء حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ چون  آب  طغيان  کرد ، شما را به  کشتي  سوار کرديم.
لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ تا آن  را مايه  اندرزتان  گردانيم  و گوش  نگه  دارنده  اندرز آن  را فرا گيرد.
همچنين  غير از اين دو گروه سرکش عاد و ثمود سرکشان و متجاوزان ديگري نيز آمده اند، همانند فرعون مصر که خداوند بنده و پيامبرش موسي بن عمران عليه الصلّاة والسّلام را به سوي او فرستاد و معجزات روشني به آن ها ارائه داد که به وسيله آن حق را به يقين شناختند اما از روي ستمگري و برتري جوئي آن را انکار کردند و بدان کفر ورزيدند. و ديگر تکذيب کنندگاني که پيش از او بودند. 
« وَالْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَةِ» و  اهل آبادي هاي زير و رو شده. يعني همه ي آبادي هايي که قوم لوط در آن مي زيستند مرتکب کفر و تکذيب و ستمگري و مخالفت و انواع گناهان و فساد گشتند.
« فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَّابِيَةً» اين اسم جنس است. يعني هرکدام از اين قوم و دسته ها پيامبري را تکذيب  کردند که خداوند به سوي آنان فرستاده بود، و خداوند همه ي آنان را با عذاب فرو گرفت و به شدت آن ها را مواخذه کرد و هلاک ساخت.
از جمله کساني که خداوند آن ها را گرفتار عذاب نمود قوم نوح هستند که خداوند آن ها را در طوفان غرق کرد. « لَمَّا طَغَى الْمَاء» وقتي که آب روي زمين طغيان کرد و از جاهاي بلند زمين فراتر رفت. اما خداوند بر مردماني که مانده بودند منّت گذارد و آن ها را در کشتي روان سوار کرد در حالي که در کمرهاي پدران و مادرانشان بودند و خداوند پدران و مادران آن ها را نجات داد. پس خداوند را ستايش کنيد و او را سپاس گزاريد؛ خداوندي که شما را نجات داد آن گاه که سرکشان راهلاک و نابود ساخت. 
و از آيات الهي که بر يگانگي او دلالت مي نمايند درس عبرت بياموزيد. بنابراين فرمود:« لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً» تا جنس کشتي را برايتان پندي قرار دهيم که شما را يادآوري نمايد که اولين کشتي ساخته شده چگونه ساخته شد و حکايت آن چگونه بود و خداوند چگونه کساني را که به او  ايمان آورده و از پيامبرش پيروي  کرده بودند به وسيله ي آن کشتي نجات داد و تمام اهل زمين را هلاک کرد! چون نوع هر چيزي انسان را به ياد اصل و اساس آن مي اندازد. 
« وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ» و اين را خردمندان مي فهمند و منظور از آن را درک مي نمايند. به خلاف کساني که غافل و روي گردان مي باشند و کودن هستند، چنين کساني که از آيات الهي سود نمي برند چون آن ها نمي فهمند و در آيات الهي نمي انديشند.فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ چون  يک  بار در صور دميده  شود ،
وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً و زمين  و کوهها را برگيرند و يکباره  در هم  کوبند ،
فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ آن  روز آن  حادثه  به  وقوع  پيوسته  باشد.
وَانشَقَّتِ السَّمَاء فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَةٌ و آسمان  که  در آن  روز سست  شده  است  ، بشکافد.
وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ و فرشتگان  در اطراف ، آسمان  باشند  و در آن  روز هشت  تن  از آنها عرش   پروردگارت  را برفراز سرشان  حمل  مي  کنند.
يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنكُمْ خَافِيَةٌ آن  روز شما را پيش  آورند و هيچ  چيز شما نهان  نماند.
وقتي خداوند آنچه را که با تکذيب کنندگان کرده بود بيان کرد و فرمود که « چگونه آن ها را مجازت کرده و آنها را در دنيا به سزاي اعمالشان رسانده و خداوند پيامبران و پيروان آن ها را نجات داده است»، اين  مقدمه اي بود براي بيان جزاي جهان آخرت که در آن روز پاداش اعمالِ به تمام و کمال داده مي شود. 
پس خداوند چيزهاي خطرناکي را که پيش از وقوع قيامت اتفاق مي افتد بيان کرد و فرمود: اولين چيزي که اتفاق مي افتد اين  است که اسرافيل در صور مي دمد، آن گاه که اجساد از نو زنده مي شوند. « نَفْخَةٌ وَاحِدَةٌ» يک بار در صور دميده مي شود و ارواح بيرون مي آيند و هر روحي در جسد خودش داخل مي شود و ناگهان مردم مي ايستند و نگاه مي کنند.
« وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً» و زمين و کوه ها  برداشته مي شوند و کوه ها در هم کوبيده و نابود مي گردند و با زمين مخلوط مي شوند. و زمين از بين رفته و به ميداني صاف و هموار تبديل مي گردد که هيچ فراز و نشينبي در آن ديده نمي شود. اين کاري است که با زمين و اهل زمين مي شود.
و آنچه با آسمان مي شود اين است که آسمان به تکان و جنبش در مي آيد و پاره مي گردد و رنگ آن تغيير مي کند و بعد از اين صلابت و قدرت بزرگ، سست و نااستوار مي گردد. به راستي که امر بزرگي آن را آشفته مي کند و اندوه خطرناکي آن را سست و ضعيف مي گرداند.
« وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا» و فرشتگان بزرگوار بر کناره هاي آسمان خواهند بود در حالي که در برابر عظمت خداوند فروتن اند. « وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ» و هشت تن از فرشتگان که بي نهايت قوي هستند در آن روز عرش پروردگار را حمل مي کنند، آن گاه که خداوند براي قضاوت و داوري با عدالت و فضل خويش مي آيد.
بنابراين فرمود:« يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ» در آن روز پيش خدا آورده مي شويد « لَا تَخْفَى مِنكُمْ خَافِيَةٌ» و هيچ چيزي از اجساد و کارها و حالات شما نهان نمي ماند، چون خداوند داناي پيدا و پنهان است. و بندگان را در آن روز با سر و پاي برهنه و به صورت ختنه نشده، در زميني هموار و صاف حشر مي گرداند، که صداي صدا کننده به آن ها مي رسد و همه با چشم ديده مي شوند. در اين هنگام که آن ها را طبق کارهايي که کرده اند جزا و سزا مي دهد. بنابراين  کيفيت جزا را بيان کرد و فرمود:فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتَابِ