 نقصي پاک و منزه و بسي برتر و بالاتر است، (رَبِّ الْعَرْشِ) پروردگار عرش، عرشي که سقف همۀ مخلوقات بوده و بزرگترين و گسترده ترين مخلوق مي باشد، پس وقتي اين پروردگار عرش است به طريق اولي پروردگار ديگر مخلوقات مي باشد. (عَمَّا يَصِفُونَ) پاک است پروردگار عرش از آنچه که منکران و کافران بيان کرده و مي گويند فرزند و همسر دارد. و پاک است از اينکه شريکي داشته باشد. 
(لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ) خداوند به خاطر عظمت و عزت و کمال و قدرتش در مقابل آنچه انجام مي دهد بازخواست نمي شود و هيچ کس توانايي آن را ندارد که با او مخالفت نمايد. و به خاطر کمال حکمتش و محکم ساختن هر چيزي به بهرتين صورت، کار او سوال برانگيز نخواهد بود، چون در آفرينش وي خلل يا کمبودي وجود ندارد. (وَهُمْ يُسْأَلُونَ ) و همۀ آفريده ها به خاطر ناتواني و نيازمند بودنشان در رابطه با کارها و گفته هايشان مورد بازخواست قرار مي گيرند، چون همه بنده هستند و در رابطه با حرکت و کارهايشان بازخواست مي شوند، آنها نه مي توانند در وجود خودشان تصرف کنند و نه مي توانند به اندازۀ ذره اي در ديگران تصرف نمايند. 
سپس مجدداً به تقبيح مشرکين پرداخت و فرمود: آنها به غير از خداوند معبوداني را به خدايي گرفته اند، پس آنها را نکوهش و ملامت کن و به آنان بگو: (أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ) آيا غير از خداوند معبوداني را به خدايي گرفته اند؟ بگو: دليل خود را بياورند. يعني حجت و دليل خود را بر صحت آنچه بدان باور دارند، بياورند و مسلماً حجت و دليلي ندارند، بلکه بر باطل بودن عملشان حجت و براهين وجود دارد. بنابراين فرمود: (هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي) اين کتاب امت من و [اينها هم] کتاب هاي امت هاي قبل از من است. يعني کتابها و شريعتها بر صحت آنچه به شما گفته ام مبني بر اين که شرکت باطل و بي اساس است اتفاق دارند. پس اين کتاب خداست که در آن هر چيزي همراه با دلايل عقلي و نقلي اش بيان شده است، و همۀ کتابهاي گذشته نيز دلايل و حجت هايي بر آنچه که گفتيم مي باشند. پس معلوم شد که حجت بر آنها اقامه شده، و به طور يقين هيچ دليلي توان مخالفت با آن دلايل را ندارد و هر دليلي در مقابل آن شکست خواهد خورد. و اگر مخالفت هايي يافت شود شبهاتي است که نمي تواند جاي حق و حقيقت را بگيرد. 
(بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ) بلکه بيشتر آنان حق را نمي شناسند، و به علت تقليد از نياکان خود بر باورهاي پوچشان پافشاري مي کنند، و بدون علم و دانش به مجادله مي پردارند. آنها حق را نمي شناسند، اما اين بدان خاطر نيست که حق پوشيده و پيچيده است، بلکه آنها خود از آن روي گردانند، وگرنه چنانچه اندکي به آن توجه کنند و بدان روي آورند به طور واضح و آشکار حق را از باطل تشخيص مي دهند. بنابراين فرمود: (فَهُم مُّعْرِضُونَ) اين است که آنها روي گردان هستند. 
پس از آنکه خداوند متعال جهت روشن شدن اين موضوع دستور داد که در سرگذشت امت هاي پيشين انديشه کنيم، خود به طور کامل قضيه را باز کرده و فرمود: (  وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ) و هيچ پيامبري را پيش از تو نفرستاديم مگر اينکه به او وحي کرديم که معبود به حقي جز من نيست. پس مرا بپرستيد. بنابراين همۀ پيامبران پيش از تو چکيده پيامشان اين بوده است که تنها خداوند پرستش شود، خدايي که شريکي ندارد و او معبود راستين است، و پرستش ديگر چيزها باطل مي شود.أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ آيا نديده  اي  آن  کسان  را که  با مردمي  که  خدا بر آنها خشم  گرفته  بود ،، دوستي  ورزيدند ? اينان  نه  از شمايند و نه  از ايشان   و خود مي  دانند که  بردروغ  سوگند مي  خوردند
أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ خدا برايشان  عذابي  سخت  آماده  کرده  است   زيرا کارهايي  که  مي  کنند  ناپسند است
اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ از سوگندهايشان  سپري  ساخته  اند  و از راه  خدا رويگردان  شده  اند  پس   براي  آنهاست  عذابي  خوار کننده.
لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ اموال  و اولادشان  برايشان  در برابر خشم  خدا سود نکند  اهل  جهنمند و در  آن  جاودان
يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُونَ روزي  که  خدا همه  آنها را زنده  مي  کند ، همچنان  که  براي  شما قسم  مي ، خوردند براي  او هم  قسم  خواهند خورد و مي  پندارند که  سودي  خواهند برد  آگاه  باشيد که  دروغگويانند.
اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ شيطان  بر آنها چيره  شده  است  و نام  خدا را از يادشان  برده  است   ايشان حزب  شيطانند  آگاه  باش  که  حزب  شيطان  زيان  کنندگانند.
خداوند از زشتي حالت منافقان خبر مي دهد؛ آن هايي که يهود و نصاري و  ديگر کساني را به دوستي مي گيرند که خداوند بر آن ها خشمگين است و بزرگ ترين بهره از خشم و نفرين الهي را به دست آورده اند. اين ها نه از مومنان هستند و نه از کافران. « مُّذَبذَبِينَ بَينَ ذَلِکَ لَآ إِلَي هَوُلآءِ وَلَآ إِلَي هَوُلَآءِ» در اين ميان سرگردان و دودل هستند؛ نه با اين ها هستند و نه با آن ها. پس اين منافقان در ظاهر و باطن مومن نيستند، چون باطن آن ها با کافران است.
و نه در ظاهر و باطن با کافران هستند چون ظاهر آن ها با مومنان است واين حالت آن هاست که خداوند آنان را با اين حالت توصيف کرده است، حال آن که به دروغ سوگند مي خورند. پس آن ها سوگند مي خورند که مومن هستند در حالي که مومن نيستند. پس سزاي اين خائنانِ فاسق ودروغگو اين است که خداوند عذاب سختي را که  اندازه و حالت آن را کسي نمي داند براي آن ها آماده کرده است. اين ها چه کار بدي مي کنند، چون کاري کرده اند که خداوند را ناشخنودمي نمايد و لعنت و عذاب را بر آن ها واجب مي گرداند. « اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً» آنان سوگندهايشان را سپري قرار داده اند که به وسيله آن از سرزنش خدا و پيامبر و مومنان خود را محافظت مي کنند، پس خود و ديگران را از راه خدا بازداشته اند. راه خدا همان راهي است که هرکس آن را در پيش بگيرد او را به باغ هاي پرناز و نعمت  بهشت مي رساند و هرکس از راه خدا بازداشته شود تنها راهي که پيش روي او مي ماند راهي است که انسا