از و نعمت را به تمام و کمال به آنها مي بخشد. « لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا » در باغ هاي بهشت سخني بيهوده و ياوه و بي فايده نمي شنوند،نيز سخني که گوينده اش را گناهکار کند نمي شنوند. 
« إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا» مگر سخن خوب و پاکيزه، چون بهشت سراي پاکيزگان است و در آن جز پاکي نخواهد بود. و اين دليلي است بر حسن ادب اهل بهشت در مخاطب قرار دادن هم ديگر، دليلي است بر اين که سخن آنها بهترين سخن و بيش ترين مايه شادي دل هاست و سخني است که از هر لغو و گناهي به دور است. از خداوند مي خواهيم که ما را به لطف خويش از اهل بهشت بگرداند.وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ اما اصحاب  سعادت  ، اصحاب  سعادت  چه  حال  دارند ?
فِي سِدْرٍ مَّخْضُودٍ در زير درخت  سدر بي ، خار ،
وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ و درخت  موزي  که  ميوه  اش  بر يکديگر چيده  شده  ،
وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ و سايه  اي  دايم  ،
وَمَاء مَّسْكُوبٍ و آبي  همواره  جاري  ،
وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ و ميوه  اي  بسيار ،
لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ که  نه  منقطع  مي  گردد و نه  کس  را از آن  بازدارند.
وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ و زناني  ارجمند
إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء آن  زنان  را ما بيافريديم  ، آفريدني
فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا و دوشيزگان  ساختيم
عُرُبًا أَتْرَابًا معشوق  همسران  خويشند ،
لِّأَصْحَابِ الْيَمِينِ براي  اصحاب  سعادت
ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ گروهي  از پيشينيان  ،
وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِينَ و گروهي  که  از پي  آمده  اند.
سپس آن چه را که خداوند براي ياران راست و سعادتمندان تهيه  کرده است بيان کرد و فرمود: « وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ» يعني حالت بسيار خوبي دارند. « فِي سِدْرٍ مَّخْضُودٍ» در ميان درختان سدري هستند که خارهايشان گرفته شده و بريده شده است و شاخه هاي خراب آن قطع گرديده و به جاي خار و شاخه هاي مضر ميوه قرار داده شده است، و درخت سدر ويژگي هايي چون سايه گسترده و آرامش يافتن انسان در سايه آن را دارا مي باشد.
« وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ» «طلح» درخت بزرگي است که در صحرا مي رويد و ميوه اي لذيذ و خوشمزه دارد و خوشمزه است. « وَمَاء مَّسْكُوبٍ» در ميان بسياري از آب ها و نهرهاي روان و چشمه هاي جوشان هستند. « وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ؛ لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ» يعني همانند ميوه هاي دنيا نيستند که در بعضي وقت ها يافت نمي شوند و فقط در برخي فصل ها در دسترس هستند و به دست آوردنشان مشکل است، بلکه ميوه هاي بهشت همواره و هميشه وجود دارند و چيدن و  استفاده از آن راحت است و انسان در هر حالتي که باشد به آن دسترسي دارد.
« وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ» و بسترهايي که بر بالاي تخت ها هستند و اين فرش ها و بسترها از ابريشم و طلا و مرواريد هستند و جز خدا کسي ماهيت آن ها را نمي داند. « إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء» ما زنان اهل بهشت را آفريده و پديد آورده ايم امّا آفريدني که با آفرينش دنيا فرق مي کند؛ آفريدن کاملي که فناپذير نيست. « فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا» يعني کوچک و بزرگ آن ها را دوشيزه گردانيده ايم.
« عُرُبًا أَتْرَابًا» همسر پسند و هم سن و سال. و اين شامل حورهاي بهشتي و زنان اهل دنيا مي گردد. و آن ها در همه  حالات و همواره دوشيزه هستند و همواره شيفته همسران خود مي باشند. «عروب» به زني گفته مي شود که شيفته همسرش و دلداده او باشد و هيئتي زيبا و دلکش داشته باشد، زني که هرگاه حرف بزند دل ها را مي ربايد و انسان را مدهوش مي کند. و شنونده دوست دارد که حرفش تمام نشود به خصوص وقتي که با آن صداي زيبا و نغمه هاي شادي آور ترانه مي خواند.
زني است که اگر شوهر به ادب و زيبايي او نگاه کند دلش سرشار از شادي و سرور مي گردد. و اگر از جايي به جايي ديگر برود آن جا را پر از عطر و نور مي نمايد. و عشوه و ناز به هنگام آميزش را نيز شامل مي شود. «اتراب» نيز زنان هم سن و سال هستند، سي و سه سال که کامل ترين سن جواني است. پس زنان اهل بهشت همسرپسند و هم سن و سال هستند و هماهنگ و راضي مي باشند؛ نه خود ناراحت مي شوند و نه ديگران را ناراحت مي کنند بلکه مايه شادي و سرور مي باشند.
« لِّأَصْحَابِ الْيَمِينِ» يعني براي بهشتي ها فراهم شده اند. « ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ؛ وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِينَ» اين گروه که ياران دست راست و سعادتمندان هستند شمار زيادي از پيشنيان و شمار زيادي از پسينيانند. وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ اما اصحاب  شقاوت  ، اصحاب  شقاوت  چه  حال  دارند ?
فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ در باد سموم  و آب ، جوشانند
وَظِلٍّ مِّن يَحْمُومٍ در سايه  اي  از دود سياه  ،
لَّا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ نه  سرد و نه  خوش
إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ اينان  پيش  از اين  در ناز و نعمت  بودند
وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ و بر گناهان  بزرگ  اصرار مي  ورزيدند
وَكَانُوا يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ و مي  گفتند : آيا زماني  که  ما مرديم  و خاک  و استخوان  شديم  باز هم  ما  رازنده  مي  کنند ،
أَوَ آبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ يا نياکان  ما را ?
قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ بگو : همه  را ، آنان  که  از پيش  بوده  اند و آنها که  از پي  شان  آمده   بودند ،
لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ همه  در وعده  گاه  آن  روز معين  خواهند بود
ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ آنگاه  شما اي  گمراهان  تکذيب  کننده  ،
لَآكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ از درختان  زقوم  خواهيد خورد،
فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ و شکمهاي  خود را پر خواهيد کرد
فَشَارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ و بر سر آن  آب  جوشان  خواهيد نوشيد
فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ چنان  مي  نوشيد که  شتر تشنه  آب  مي  نوشد
هَذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ اين  است  غذايشان  در روز جزا
نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ما شما را آفريده  ايم  ، پس  چرا تصديق  نمي  کنيد ?
« وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ» منظور جهنّمي ها و کساني است که اعمال بد انجام داده اند. خداوند کيفرهايي را بيان کرد که جهنّمي ها سزاوار آن هستند پس خبر داد که آن ها « فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ» در آتش باد جهّنم خواهد بود و اين باد سوزان آن ها را به شدّت آشفته و ناراحت مي کند و آب بسيار داغي را خواهند نوشيد که روده هايشان را قطع مي گرداند.
« وَظِلٍّ مِّن يَحْمُومٍ» در سايه آتش جهنّم که آميخته با دود است قرار خواهند داشت. « لَّا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ» خنک و خوب نمي باشد. يعني غم و اندوه، آن ها را ميان اين دود فراگرفته و هيچ خير و خوبي برايشان ندارد، زيرا نفي ضد، به مثابه ي اثبات ضد آن مي باشد. سپس کارهايي را بيان کرد که آنان را به اين کيفرگرفتار کرده اس