ر ابتداي عهدنامه ممانعت به عمل  آوردند و از ورود پيامبر خدا(ص) و مومنان در آن سال به مکّه جلوگيري کردند و به آن ها اجازه ي ورود ندادند تا مردم نگويند: « پيامبر و مومنان بر قريش چيره شدند و به زور وارد مکّه گرديدند.» و اين نزعه هاي جاهليت همواره در دل هايشان بود و باعث شد تا آن ها مرتکب بسياري از گناهان شوند.« فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ» و آن گاه خدا آرامش خود را بر پيامبرش و نيز بر مومنان نازل کرد، و خشم آن ها را وادار نکرد تا با مشرکان همان برخوردي را بکنند که با مسلمانان کردند، بلکه آن ها به خاطر حکم خدا شکيبايي ورزيدند و به شرايطي پايبند ماندند که در آن حرمات الهي مورد تعظيم قرار مي گرفت، و به آن چه مردم مي گفتند و به سرزنش سرزنش کنندگان اعتنايي نکردند. 
« وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى» و آن ها را به اجراي  کلمه ي تقوي که « لا اله الا الله» و لوازمات آن است ملزم نمود و آنان هم بدان ملتزم شدند، « وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا» و آنان از ديگران به آن سزاوارتر و اهل آن بودند و خداوند از آن جا  که از خيري که در دل هايشان وجود داشت  آگاه بود آن ها را سزاوار آن قرار داد. بنابراين فرمود:« وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا» و خداوند بر هر چيزي داناست.لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا خدا رؤياي  پيامبرش  را به  صدق  پيوست  که  گفته  بود : اگر خدا بخواهد ،، ايمن  ، گروهي  سر تراشيده  و گروهي  موي  کوتاه  کرده  ، بي  هيچ  بيمي  به  مسجدالحرام  داخل  مي  شويد  او چيزها مي  دانست  که  شما نمي  دانستيد  و  جز آن  در همين  نزديکي  فتحي  نصيب  شما کرده  بود
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا اوست  که  پيامبرش  را به  هدايت  و دين  حق  فرستاد تا آن  دين  را بر همه   اديان  پيروز گرداند  و خدا شهادت  را کافي  است.
خداوند متعال مي فرمايد:« لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ» خداوند خواب را راست و درست به پيغمبر خود نشان داد. پيامبر در مدينه خوابي ديده بود که آن را به اطلاع يارانش رساند. او چنين خواب ديده بود که آن ها وارد مکّه خواهند شد و کعبه را طواف مي  کنند. پس وقتي آن چه در حديبيه پيش آمد و آن ها بدون اين که  وارد مکّه شوند برگشتند در  اين مورد زياد حرف زدند، حتّي به پيامبر(ص) گفتند: مگر تو به ما خبر ندادي که وارد کعبه خواهيم شد و آن را طواف خواهيم کرد؟ فرمود: « آيا به شما خبر دادم که در همين سال وارد خواهيد شد؟ گفتند:« نه» فرمود: « پس شما وارد آن خواهيد شد و آن را طواف خواهيد کرد.» خداوند متعال در اين جا فرمود:« لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ» به درستي که خدا خواب پيامبر را محقّق خواهد گرداند، يعني حتما بايد واقع شود و صداقت و راستي آن محقق گردد و اينکه وقوع آن به تاخير بيافتد تضادي با اصل مساله ندارد.« لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ» و به خواست خدا همه ي شما در امن و امان و در حالي که موي سرتان را تراشيده و کوتاه کرده ايد وارد مسجدالحرام خواهيد شد. يعني در اين حالت که مقتضي تعظيم بيت الحرام است و در حالي که مناسک را ادا کرده ايد و با تراشيدن موي سر يا کوتاه کردنش آن را تکميل نموده ايد، و در حالت امن و امان وارد مسجد الحرام خواهيد شد.« فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا» پس خداوند از منافع و مصلحت هايي آگاه است که شما آن را نمي دانيد . بنابراين پيش از وارد شدن به مکّه فتح نزديکي را مقّرر داشت. و از آن جا که اين واقعه باعث تشويق دل هاي برخي از مومنان گشته بود و حکمت آن را از آن ها پوشيده داشته بود خداوند حکمت و منفعت آن را بيان کرد. و  اين گونه همه احکام شرعي خدا سراسر هدايت و رحمت هستند.
سپس از يک حکم کلّي و عام خبر داد و فرمود:« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى»  خداوند ذاتي است که پيغمبر خود را با هدايت و دانش مفيد که انسان را از گمراهي دور مي دارد و راه هاي خير و شر را بيان مي  نمايد، فرستاد، « وَدِينِ الْحَقِّ» همچنين او را با ديني فرستاد که ويژگي آن حق است، و حق عبارت است از عدل و احسان و رحمت، و دين حق عبارت است از هر عمل شايسته اي که دل ها را تزکيه نمايد و نَفس ها را پاک گرداند و اخلاق را پرورش دهد و قدر و منزلت را رفعت بخشد. « لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» تا او را به وسيله ي دين و رسالتش و به وسيله ي حجّت و برهان قاطع، بر همه اديان پيروز بگرداند و آن ها را با متوّسل شدن به زور و شمشير به تسليم شدن و اطاعت  کردن وادار کند.مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا محمد پيامبر خدا ، و کساني  که  با او هستند بر کافران  سختگيرند و با، يکديگر مهربان   آنان  را بيني  که  رکوع  مي  کنند ، به  سجده  مي  آيند و  جوياي  فضل و خشنودي  خدا هستند  نشانشان  اثر سجده  اي  است  که  بر چهره   آنهاست   اين  است  وصفشان  در تورات  و در انجيل  ، که  چون  کشته  اي  هستند  که  جوانه  بزند و آن  جوانه  محکم  شود و بر پاهاي  خود بايستد و کشاورزان  را  به  شگفتي  وادارد ، تا آنجا که  کافران  را به  خشم  آورد  خدا از ميان  آنها  کساني  را که ايمان  آورده  اند و کارهاي  شايسته  کرده  اند به  آمرزش  و  پاداشي  بزرگ  وعده داده  است.
« مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ» خداوند متعال از پيامبرش  محمّد (ص) و کساني که با او بودند از مهاجران و انصار خبر مي دهد که آن ها داراي کامل ترين صفت ها و بزرگ ترين حالات مي باشند. و خبر مي دهد که « أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ» آنان بر کافران سخت گير هستند. يعني در پيروز شدن بر آن ها نهايت  کوشش خود را مبذول مي دارند و کافران از آن ها چيزي جز تندي و سختي نمي بينند. بنابراين دشمنانشان در برابر آنان خوار گرديدند و شکست خوردند و مسلمين بر آن ها چي