ن قرار داد به گونه اي که هرچه بخواهند در آن مي يابند. « وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا» و در آن راه هايي به وجود آورد. يعني بين کوه هاي متصل به هم منافذي قرار داد که از آن راه ها و منافذ به آبادي هاي آن سوي راه مي يابيد. « لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» تا در طي مسيرها راهياب گرديد و گم نشويد، و تا شايد شما با عبرت گرفتن از اين، هدايت شويد. « وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ» و خدايي که از آسمان آبي به اندازه لازم فرو فرستاد ، نه زياد و نه کم. و نيز اين آب به اندازه نياز مي باشد و چنان کم نيست که فايده اي نداشته باشد و چنان زياد نيست که به بندگان و شهرها آسيب و زيان برساند. بلکه به وسيله آن به کمک بندگان شتافت و آبادي ها را از سختي ها نجات بخشيد. بنابراين فرمود:« فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا» پس به وسيله آن آب زمين مرده را زنده مي گردانيم. « كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ» و همان گونه که زمين پژمرده و خشک را به وسيله آب زنده مي گردانيم شما را پس از آن که دوران برزختان کامل گردد زنده مي نمايد تا سراي اعمالتان را بدهد.
« وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا» و خدايي که همه گونه ها را آفريد، از آنچه زمين مي روياند و از خوشحال ، و از آنچه که نمي دانند از قبيل شب و روز و سرما و گرما و نر و ماده و غيره. « وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ ؛ لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ » و برايتان از کشتي هاي بادباني و بخاري، و از چهارپايان مرکب هايي پديد آورد تا بر پشت آنها قرار بگيريد، « ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَاسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ» و چون بر آن جاي گرفتيد نعمت پروردگارتان را ياد کنيد، به نحوي که اعتراف نماييد که اين نعمت متعلق به خداست که آن را برايتان فراهم و مسخّر نموده است، و او را بر آن ستايش کنيد. بنابراين فرمود:« وَتَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ » و بگوييد پاک و منزه است خدايي که اين را به زير فرمان درآورده و بر آن توانا نبوديم. يعني اگر خداوند اين کشتي ها و چهارپايان را تحت فرمان ما قرار نمي داد ما نمي توانستيم آنها را مسخّر کنيم. امّا خداوند از روي لطف و کرم خويش اينها را براي ما مسخّر کرد و اسباب آن را فراهم نمود. منظور اين است که پروردگاري که چنين است و اين نعمت ها را به بندگان بخشيده است همو سزاوار پرستش و بندگي مي باشد و سزاوار است که براي او نماز بخوانيد و سجده ببريد.
« وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ» يعني بعد از اين زندگي به سوي پروردگارمان باز مي گرديم تا هريک را طبق انچه انجام داده است محاسبه و محاکمه کند. و در اينجا اعلام مي شود که فرد سوار و مسافر، بايد مسافرت بزرگ را به خاطر بياورد؛ مسافرتي که در آن به سوي خداوند باز مي گردد. پس کارهايش را در طي سفر با اين ملاحظه انجام دهد، و کاري نکند که با اين ملاحظه متضاد باشد، و بايد سفر او براي امري جايز انجام شود.وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ مُّبِينٌ؛ و براي  او از ميان  بندگانش ، فرزندي  قائل  شدند  آدمي  به  آشکارا  ناسپاس است.
أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُم بِالْبَنِينَ؛ آيا او از ميان  مخلوقاتش  براي  خود دختران  برگرفته  و پسران  را خاص   شماکرده  است  ?
وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ؛ و چون  به  يکي  از آنها مژده  تولد همان  چيزي  را دهند که  به  خداي  رحمان   نسبت  داده  رويش  سياه  گردد و خشم  خود فرو خورد.
أَوَمَن يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ ؛ آيا آن  که  به  آرايش  پرورش  يافته  و در هنگام  جدال  آشکار نمي  گردد از  آن خداست  ?
وَجَعَلُوا الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْأَلُونَ؛ و فرشتگان  را که  بندگان  خدايند زن  پنداشتند  آيا به  هنگام  خلقتشان ، آنجاحاضر بوده  اند ? زودا که  اين  شهادتشان  را مي  نويسند و از آنها بازخواست مي  شود.
وَقَالُوا لَوْ شَاء الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُم مَّا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ؛ گفتند : اگر خداي  رحمان  مي  خواست  ما فرشتگان  را نمي  پرستيديم   آنچه   مي گويند از روي  ناداني  است  و جز به  دروغ  سخن  نمي  گويند.
أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا مِّن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِكُونَ؛ آيا پيش  از قرآن  کتابي  برايشان  نازل  کرده  ايم  که  اکنون  بدان  تمسک  مي   جويند ?
بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ؛ نه  ، مي  گويند : پدرانمان  آييني  داشتند و ما از پي  آنها مي  رويم.
وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ؛ بدين  سان  ، پيش  از تو ، به  هيچ  قريه  اي  بيم  دهنده  اي  نفرستاديم  مگر، آنکه  متنعمانش  گفتند : پدرانمان  آييني  داشتند و ما به  اعمال  آنها اقتدا مي کنيم.
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ؛ گفت  : حتي  اگر براي  شما چيزي  بياورم  که  از آنچه  پدرانتان  را بر آن   يافته  بوديد هدايت  کننده  تر باشد ? گفتند : ما به  آييني  که  شما را بدان  فرستاده  اند بي  ايمانيم.
فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ؛ پس  ، از آنها انتقام  گرفتيم   و بنگر که  عاقبت  تکذيب  کنندگان  چگونه   بوده  است  ?
خداوند از زشتي سخن مشرکان خبر مي دهد که براي خداوند فرزندي مقّرر داشتند در حالي که او يکتاي يگانه و بي نياز است و او خدايي است که همسر و فرزند و همتايي ندارد. و ادّعاي فرزند براي خداوند از چند جهت باطل و پوچ است:
1- مردم همه بندگان خدايند و عبوديت با متولّد شدن و داشتن فرزند منافات دارد.
2- فرزند بخشي از پدر مي باشد در حالي که خداوند از خلق و بندگانش جداست و در صفاتش با آنها متفاوت است، حال آنکه فرزند بخشي از پدر است. پس محال است که خداوند فرزندي داشته باشد. 
3- آنها گمان مي برند که فرشتگان دختران خدا هستند، و مشخص است که دختران از پسران مقام کم تري دارند، پس چگونه فرزندان خداوند دختر هستند، و آنان را با فرزندان پسر برگزيده و برتري داده است؟! چون در اين صورت آنان از خداوند بهتر و برتر خواهند بود. خداوند پاک و بسي برتر است از آنچه مي گويند.
4- آنچه آنها به خدا نسبت داده اند پايين ترين نوع فرزند است و خود آن را دوست ندارند: « وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ م