 مُّشْفِقُونَ بيگمان آنان كه از خوف خدا هراسانند. يعني دلهايشان از ترس پروردگارشان هراسان بوده و ميترسند كه خداوند با آنها طبق عدالت خويش رفتار نمايد، و آنگاه هيچ نيكي برايشان باقي نماند، و نسبت به خويش بدبين هستند كه مبادا نتوانسته باشند حق خداوند را ادا نموده باشند. و ميترسند كه مبادا ايمانشان از بين برود، و چون پروردگارشان را ميشناشند و ميدانند كه تا چه حد او سزاوار بزرگداشت ميباشد از او ميهراسند و خوف و ترس آنها باعث ميشود تا از گناهان دست بردارند و در انجام واجبات كوتاهي نورزند.
وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ و كساني كه به آيات پروردگارشان ايمان ميآورند. يعني هر گاه آيات خداوند بر آنها خوانده شود ايمانشان افزوده ميشود. و نيز در آيات قرآني ميانديشند و در آن تدبير مينمايند، پس مفاهيم قرآن و شكوه و انجام آن برايشان روشن ميگردد، و آنچه قرآن به آن فرا ميخواند از قبيل شناخت خدا و ترس از او و اميد داشتن به او برايشان معلوم ميگردد، در نتيجه به درجاتي از ايمان ميرسند كه نميتوانند به زبان آن را تعبير نمايند. و نيز در آيات آفاق تدبر مينمايند و ميانديشند، چنانكه فرموده است: بيگمان در آفريشن آسمانها و زمين و در گردش شب و روز براي خردمندان نشانهها است.
وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ و كساني كه براي پروردگار خود انباز و شريك قرار نميدهند. يعني نه مرتكب شرك جلي و آشكار ميشوند مانند به خدايي گرفتن غير الله كه آن را به فرياد بخوانند، و به آن اميد داشته باشند، و نه مرتكب شرك خفي ميشوند از قبيل ريا و امثال آن. آنها گفتهها و كارها و ساير حالاتشان را مخلصانه براي خدا انجام ميدهند.
وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا و كساني كه [از طرف خود] عطا ميكنند [و ميبخشند] آنچه را كه به دادن آن دستور داده شدهاند، و هر آنچه را كه در توان دارند از قبيل نماز و زكات و حج و صدقه و غيره انجام ميدهند.
وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ با وجود اين دلهايشان ترسان و هراسان است، أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ و از اين كه اعماشان پيش خدا ميرود و در پيشگاه او ميايستند، ميترسند كه مبادا اعمالشان آنها را از عذاب خدا نجات ندهد، چون آنها پروردگارشان را ميشناسند و ميدانند او سزاوار انواع عبادتهاست.
أُوْلَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ چنين كساني در انجام كارهاي خوب با يكديگر مسابقه ميدهند و هدفشان اين است كارهايي انجام دهند كه آنان را به خدا نزديك نمايد. و به اموري مشغول ميشوند كه آنها را از عذاب خداوند نجات دهد، پس هر گاه چيز خوبي را بشنوند و يا فرصت انجام آن برايشان مهيا شود فرصت را غنيمت شمرده وشتابان آن را انجام ميدهند. آنها به اوليا و برگزيدگان خدا كه در اطرافشان هستند نگاه كرده و ميبينند كه در انجام هر كار خوبي ميشتابند، و در نزديك شدن به پروردگارشان با يكديگر به رقابت ميپردازند. اينان نيز با آنها به رقابت ميپردازند. و از آنجا كه هر مسابقه دهندهاي گاهي به خاطر تلاش و آمادگياش  پيشي ميگيرد، و گاهي به سبب كوتاهياش باز ميماند، خداوند متعال خبر داده است كه اينها همواره از نوع سابقين و پيشتازان هستند.
وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ و آنهايي در انجام كارهاي خوب پيشتازند، و به اوج خوبيها رسيدهاند. آنها گر چه با نسلهاي مخلص نخستين مسابقه دادهاند. اما با وجود اين خداوند آنها را خوشبخت و پيشتاز گردانده است. وقتي كه پيشي گرفتن آنها بر يكديگر در انجام كارهاي خوب را بيان كرد، شايد كسي گمان برد كه آنچه از آنها و از ديگران خواسته شده امري است كه از توانايي ما انسانهاي امروزه خارج و يا مشكل است. بنابراين خداوند متعال فرموده است: وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا و هيچ كس را مگر به اندازة توانش مكلف نميكنيم. يعني به اندازهاي كه توانايياش بيشتر از آن است، و رحمت و حكمت الهي چنين است كه انسان را به چيزهايي مكلف نمايد كه توانايي و قدرتش آن را به طور كامل قرار گيرد، و چنين نمود تا راه رسيدن به او نزديك، و همواره جاده و راه كساني كه راه او را در پيش ميگيرند آباد و پر راهرو باشد. وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ و نزد ما كتابي است كه به حق سخن ميگويد، و آن كتاب نخستين يعني «لوح المحفوظ» است كه هر چيزي در آن ثبت و ضبط گرديده و هر آنچه صورت ميپذيرد مطابق آنچه در آن نوشته شده است انجام ميشود. وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ و بر آنان هيچ ظلم و ستمي نميشود. يعني از نيكيهايشان كاسته نشده و به عقوبت و عذاب نافرمانيهايشان افزوده نميگردد.بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ  بلكه دلهايشان غافل از اين [قرآن] است، و آنان غير از اين [كار زشت] كارهاي زشت ديگري دارند كه انجامش ميدهند.
حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ [در اين حالت] سران خوشگذران ايشان را به عذاب گرفتار ميكنيم، پس ناگهان فرياد بر ميآورند.
لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ [بديشان خواهيم گفت:] امروز فرياد و واويلا سر ندهيد، شما از سوي ما ياري و كمك نميشويد.
قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ [چرا كه] آيات من بر شما خوانده ميشد ولي شما به عقب بر ميگشتيد.
مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ در حالي كه- در برابر مردم به سبب خانهي كعبه- تكبر ورزيديد، شبها در جلسات ومراسم خود از قرآن بدگويي ميكرديد.
خداوند متعال خبر ميدهد كه تكذيب كنندگان در ميان جهالت و ستمگري و غفلت و رويگرداني قرار دارند و اين امر آنها را از رسيدن به اين قرآن باز ميدارد ، پس آنان قرآن را راهنمايي خويش قرار نميدهند، و با آن راهياب نميشوند، و چيزي از قرآن به دلهايشان نميرسد: و هنگامي كه قرآن خواندي ميان تو و كساني كه به آخرت ايمان ندارند پردة پوشيد شدهاي قرار داديم، و بر دلهايشان پرده افكنديم كه مانع فهم و درك قرآن ميباشد. و در گوشهايشان كري هست پس وقتي كه دلهايشان در غفلت از قرآن قرار دارد، برحسب اين حالت اعمال و كارهاي كفرآميز انجام داده و با شريعت مخالفت ميكنند كه سبب مجازات و سزايشان ميگردد. 
وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ و آنها كارهايي غير از اين نيز دارند كه انجامش ميدهند. يعني از اينكه خداوند آنها را به عذاب گرفتار مينمايد تعجب نكنيد، زيرا خداوند آنها را مهلت ميدهد تا اعمالي كه بر آنها مقرر شده است انجام دهند، پس هر گاه آن را به طور كامل انجام دهند، به بدترين حالت به خشم و عذاب خداوند گرفتار ميشوند.
 حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ كافران به كارهاي زشت خود ادامه دادند تا اينكه نازپروردههايشان را و آنان كه جز با خوشگذراني و رفاه و آسايش عادت نكرده بودند و ناگواري و ناراحتي به آنان دست ن