َهُمْ» و کار ديني و دنيوي آنها بر پايه مشورت با يکديگر است. يعني در کارهايي که ميانشان مشترک است هيچ کس طبق نظر خود عمل نمي کند، بلکه با يکديگر مشورت مي نمايند، و اين بخشي از همدلي و محبّت آنها با يکديگر است. و از کمال خردمندي شان اين است که  هرگاه بخواهند کاري را انجام دهند که نياز به فکر و نظر داشته باشد جمع مي شوند و با يکديگر مشورت مي نمايند و در آن کار به بررسي و کاوش مي پردازند تا مصلحت برايشان مشخص گردد آن گاه آن را غنيمت دانسته و بلافاصله به آن عمل مي کنند. کارهايي که ميان مسلمانان مشترک  است و در آن مشورت صورت مي گيرد مانند رايزني در مورد جنگ و جهاد ، تعيين مسئولين و فرماندهان، قضات، و غيره، و بررسي در مسايل دين به صورت عام. مشورت و تحقيق در اين کارها به منظور آن که صحيح از غلط تشخيص داده شود چيزي است که خداوند آن را دوست مي دارد و در اين آيه داخل  است. 
« وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ» و هرگاه از سوي دشمنان به آنها تجاوزي شود، « هُمْ يَنتَصِرُونَ» از آنجا که  عزت و توانايي دارند انتقام مي گيرند، و خوار نخواهند بود، بلکه مي توانند انتقام بگيرند. پس آنها را به ايمان آوردن و توکّل کردن بر خدا و پرهيز از گناهان کبيره و کارهاي زشت که اين سه ويژگي سبب مي شوند خداوند گناهان کوچک را بيامرزد و اطاعت کامل و استجابت پروردگارشان و برپاي داشتن نماز و انفاق در راه هاي نيکوکاري و مشورت در کارها و پيروي بر دشمنان که خصلت ها و عادات  کمال اند توصيف نمود . بنابراين آنان کارهاي کوچک تر را به طريق اولي انجام مي دهند و کارهايي که برعکس  اينهاست  انجام نمي دهند.وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ؛ جزاي  هر بدي  بديي  است  همانند آن   پس  کسي  که  عفو کند و آشتي  ورزد  مزدش  با خداست  ، زيرا او ستمکاران  را دوست  ندارد.
وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُوْلَئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍ؛ بر کساني  که  پس  از ستمي  که  بر آنها رفته  باشد انتقام  مي  گيرند ،، ملامتي نيست.
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُوْلَئِكَ لَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ؛ ملامت  در خور کساني  است  که  به  مردم  ستم  مي  کنند و به  ناحق  در روي   زمين سرکشي  مي  کنند  براي  آنهاست  عذابي  دردآور.
وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ؛ و آن  که  صبر کند و از خطا در گذرد ، اين  از کارهاي  پسنديده  است.
خداوند در اين آيه مراتب کيفرها را بيان کرده است: عدل، فضل، ظلم.
عدل يعني در مقابل بدي، همسان آن؛ بدي کردن نه بيش تر و نه کم تر. پس فرمود: در مقابل کشته شدن فرد، فرد کشته مي شود، و هر عضوي در مقابل همان عضو بريده مي شود، و مال به اندازه و همسان آن گرفته مي شود. فضل يعني گذشت از کسي که بدي کرده است، بنابراين فرمود:« فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» هرکس ببخشد و صلح و صفا ايجاد کند، پاداش او بر خداوند است و به او پاداش بزرگي مي دهد . و خداوند براي عفو و گذشت ، اصلاح را شرط نموده است تا بر اين دلالت نمايد که اگر گناهکار شايسته آن نباشد که از وي گذشت شود و عفو گردد، و مصلحت شرعي نيز مقتضي آن بود که کيفر داده شود، در اين صورت گذشت و بخشش چيزي نيست که شرع به انجام دادن آن امر کرده باشد. 
وقتي خداوند بيان نمود که پاداش عفو  کننده بر خداست اين  امر مردم را به عفو و گذشت تشويق مي نمايد و اينکه بنده با  مردم همان رفتاري را بکند که دوست دارد خداوند با او اين رفتار را انجام دهد. پس همان طور که دوست دارد خداوند او را عفو کند او نيز مردم را عفو کند و ببخشد. و همان طور که دوست دارد خداوند از  او درگذرد و چشم پوشي کند او نيز از مردم چشم پوشي کند، چرا که پاداش و کيفر از نوع عملي است که انسان انجام مي دهد.
و امّا مرتبه ظلم را خداوند اين گونه بيان نموده است:« إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ» بي گمان او کساني را که بر ديگران ستم مي کنند و يا در مقابل کسي که در حق آنها جنايت کرده است جنايتي بيش تر از جنايت او مرتکب مي شوند که اين اضافه ظلم است دوست ندارد.
« وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ» و اگر کسي که بر او ستم رفته است انتقام بگيرد، « فَأُوْلَئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيلٍ» بر آنان گناه و اشکالي نيست. و اين که فرمود:« وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ» و کساني که بر آنها تجاوز شده و نيز فرمود: وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ » و کسي که پس از ستم ديدن خويش انتقام بگيرد، بر اين دلالت مي نمايد که ستم و تجاوز حتما واقع مي شود. و امّا اگر کسي اراده کند به حقوق ديگران تجاوز نمايد و به آنان ستم کند، بدون آن که اراده اش را عملي نمايد، در اين صورت به مانند آنچه که اراده کرده است مجازات نمي شود، بلکه طوري توبيخ و تاديب مي گردد که او را از آن قول يا فعلي که از وي صادر شده است منحرف گرداند. « إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ» عقاب و کيفر شرعي بر کساني است که به مردم ستم مي کنند و به ناحق در زمين تباهي مي جويند. و اين شامل ستم  و تجاوز بر خون و اموال و آبروي مردم مي شود. « أُوْلَئِكَ لَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ» ايشان عذاب دردناکي در پيش دارند؛ عذابي که دل ها و جسم ها را طبق ستم و تجاوزشان به درد مي آورد.
« وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ» و هرکس در مقابل اذّيت و آزاري که از سوي مردم به او مي رسد صبر و بردباري ورزد و آنها را ببخشد و از آنچه از آنها سر زده است، گذشت کند، « إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» اين از کارهايي است که خداوند آدمي را بر انجام آن تشويق نموده و بر آن تاکيد کرده و خبر داده است که اين را جز بردباران و آنهايي که بهره اي بزرگ دارند، نمي پذيرند، و فقط کساني به آن توفيق مي يابند که داراي همّت والا و داراي خرد و بينش باشند، زيرا انتقام نگرفتن دشوارترين امر بر نفس آدمي است ، و بردباري در برابر اذّيت و آزار، و گذشت در مقابل تعامل نابهنجار ديگران و نيکي کردن در برابر آنان بسي دشوارتر و دشوارتر است . ولي اين کار براي کسي آسان است که خداوند آن را بر وي آسان گردانده و در مسير انصاف نفس خويش به اين صفت با نفس خود مبارزه  کرده و در اين مسير از خداوند  استعانت طلبيده باشد.وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلِيٍّ مِّن بَعْدِهِ وَتَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِّن سَبِيلٍ؛ هر کس  را که  خدا گمراه  کند از آن  پس  هيچ  دوستي  نخواهد داشت   و  ظالمان  را مي  بيني  که  چون  عذاب  را بنگرند ، مي  گويند : آيا ما را راه   بازگشتي هست  ?
وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنظُرُونَ مِن طَرْف