 را از تلاطم و خروش امواج حفظ کرده است، و اين کشتي ها شما و کالاهاي فراوانتان را به شهرهاي دوردست حمل مي کنند و اسبابي را براي اين امر مسخّر نموده که شما را بر اين کار کمک مي نمايد. 
سپس اين اسباب را گوشزد نمود و فرمود:« إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ» اگر خداوند بخواهد باد را که سببي براي حرکت کشتي است از وزيدن مي  اندازد، « فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ» آن گاه که کشتي هاي در حال حرکت بر روي دريا مي ايستند؛ نه جلو مي روند و نه عقب بر مي گردند. نمي توان گفت که اين حکم شامل کشتي هاي بخاري نمي شود، چون کشتي هايي که به وسيله بخار حرکت مي کنند يکي از شرايط آنها وجود حرکت باد است. و اگر خداوند بخواهد، کشتي هاي در حال حرکت را به سبب کارهايي که سرنشينان آن کرده اند در دريا غرق و نابودشان مي گرداند، امّا خداوند بردبار است و از بسياري از گناهان در مي گذرد. « إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور» بي گمان در اين امر براي هر بردبار سپاسگزاري نشانه هاست، يعني کسي که در برابر آنچه دوست ندارد و بر  او دشوار مي آيد بردباري مي ورزد خود را وادار به تحمّل دشواري طاعت يا به عقب راندن انگيزه گناه مي نمايد و به هنگام مصيبت از ابراز ناخشنودي از تقدير الهي خودداري مي کند. و به هنگام آسايش و نعمت سپاسگزار است و به نعمت پروردگارش اعتراف مي نمايد و براي او فروتني مي کند و نعمت  خدا را در راه خشنودي او صرف مي نمايد. چنين کسي از نشانه هاي خدا بهره مند مي شود. امّا کسي که صبر و بردباري ندارد و به هنگام نعمت هاي خداوند شکرگزاري نمي کند او روي گردان يا معاند است و از نشانه هاي خدا بهره مند نمي شود. 
سپس خداوند متعال فرمود:« وَيَعْلَمَ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِنَا» و تا کساني که در آيات ما مجادله مي کنند و آن را به وسيله باطل خود باطل جلوه مي دهند، بدانند که « مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٍ» هيچ گريزگاهي ندارند . يعني هيچ چيزي آنها را از عذابي که به آن گرفتار شده اند نجات نمي دهد. فَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ؛ آنچه  شما را داده  اند بهره  اين  زندگي  دنيوي  است   و آنچه  در نزد، خداست براي  آنها که  ايمان  آورده  اند و به  پروردگارشان  توکل  مي  کنند ،  بهتر و پاينده  تر است.
وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ؛ و آن  کسان  که  از گناهان  بزرگ  و زشتيها اجتناب  مي  کنند و چون  در خشم   شوند خطاها را مي  بخشايند.
وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ؛ و آنان  که  دعوت  پروردگارشان  را پاسخ  مي  گويند و نماز مي  گزارند و  کارشان  بر پايه  مشورت  با يکديگر است  و از آنچه  به  آنها روزي  داده  ايم   انفاق مي  کنند ،
وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُونَ؛ و آنان  که  چون  ستمي  به  آنها رسد انتقام  مي  گيرند.
در اينجا خداوند مردم را تشويق مي نمايد که شيفته دنيا نشوند و به آخرت علاقمند گردند. و اعمالي که  انسان را به بهشت مي رساند بيان کرد و فرمود:« فَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ»  فرمانروايي و رياست و  اموال و فرزندان و سلامتي و صحّتي که به شما داده شده است، « فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» بهره مندي زندگاني دنياست. يعني لّذت زودگذر و فاني است. « وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى» و پاداش فراوان و نعمت هاي پايداري که نزد خداوند است از لذتّ هاي دنيا بسيار بهتر است و قابل مقايسه نيستند. و نعمت هاي آخرت ماندگارترند چون  هيچ ناگواري در آن نيست و پس گرفته نمي شوند. سپس بيان کرد که چه کساني مستحق اين پاداش هستند، و فرمود:« لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» براي کساني که ايمان آورده و بر پروردگارشان توکّل مي کنند. يعني ايمان راستين را که مستلزم اعمال ظاهري و باطني است با توکّل جمع نموده اند که توکل وسيله موافقت در هر کاري است.پس هر عملي که توکّل با آن همراه نباشد کامل نيست. توکل يعني اين که آدمي در به دست آوردن آنچه خداوند دوست دارد و دور کردن آنچه که خداوند نمي پسندد قلبا به خدا تکيه نمايد و به او اعتماد و اطمينان داشته باشد.
« وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ» و کساني که از گناهان کبيره و از اعمال زشت و ناپسند مي پرهيزند. فرق« کبائر الاثم» گناهان کبيره با « فواحش» کارهاي زشت با اين که هر دوي اين ها گناهان بزرگ هستند اين است که « فواحش» به آن دسته از گناهان بزرگ گفته مي شود که در نفس انگيزه براي ارتکاب گناهاني هستند که چنين نيستند. امّا اين زماني است که  کبائر و فواحش در کنار  هم ذکر شوند. ولي اگر به تنهايي ذکر شوند مفهوم هريک در ديگري داخل است.« وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ» و هرگاه خشمگين شوند مي بخشند. يعني به اخلاق خوب و عادات نيک خوي گرفته اند، پس بردباري خوي آنهاست و اخلاق خوب طبيعت و سرشت آنها مي باشد، حتي اگر کسي آنها را با گفتار يا کردار خود خشمگين کند آنها خشم خود را فرو مي خورند و آن را اجرا نمي کنند بلکه آن فرد را مي بخشند و در مقابلِ فردي که بدي کرده است جز نيکويي و گذشت و بخشيدن گذشت؛ منافع زيادي به بار مي آورد و مفاسد زيادي را از آنها دور مي کند. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« ادفَع بِالَّتِي هِي أَحسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَينَکَ وَبَينَهُ عَدَوَةُ کَأَنَّهُ وَلِي حَمِيمُ ، وَمَا يلقَّئهَآ إِلَّا الَّذينَ صَبَرُوا وَمَا يلَقَّئَهآ إِلَّا ذُو حَظِّ عَظِيمِ» با شيوه اي که بهتر است پاسخ بده، پس آن کسي که ميان تو و او دشمني بوده است چنان مي شود که گويا دوستي صميمي است. و اين را فرا نمي گيرد مگر کساني که بردباري کرده اند و آن را فرا نمي گيرد و نمي پذيرد مگر کسي که داراي بهره اي بزرگ است.
« وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ» و کساني که از خدايشان فرمانبرداري کرده و دعوت او را لبيک گفته اند و هدفشان خشنودي وي بوده است و مقصد نهايي شان اين بوده که به  او تقّرب جويند. و از جمله پذيرفتن دعوت الهي برپا داشتن نماز و پرداختن زکات است. پس اين امور را بر استجابت عطف  کرد و اين که از باب عطف خاص بر عام است که بر شرافت و فضيلت معطوف دلالت مي  نمايد. پس فرمود:« وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ» و نماز را به گونه اي شايسته و به صورت ظاهري و باطني و فرش و نفل برپا داشته اند.« وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ» و از آنچه روزي شان کرده ايم مي بخشند. اين بخش هم شامل بخشش واجب است از قبيل زکات و انفاق بر خويشاوندان و امثال آن. و هم شامل بخشش هاي مستحب مانند صدقه هايي که به عموم مردم داده مي شود.« وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْن