 شما را فرو مي گيرد و از پاداش فراوان محروم مي شويد. « وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ» و کارم را به خدا مي سپارم ، يعني به او پناه مي برم و همه کارهايم را به او مي سپارم و سود و منفعت خود را از  او مي طلبم و در دفع زياني که از جانب شما يا از سوي ديگران به من مي رسد به او روي مي آورم.« إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ» بي گمان خداوند به حال بندگان بيناست؛ حالاتشان و آنچه را که سزاوار آن هستند مي  داند. و حالت من و ناتواني ام را مي داند پس مرا از شما حفاظت خواهد کرد و در برابر شر شما مرا کفايت مي نمايد. و حالا شما را مي داند پس شما جز با اراده و خواست او تصرف نمي کنيد. 
و اگر شما را بر من مسلط کند حکمت اوست واين امر از اراده و خواست او سرچشمه گرفته است. « فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا» يعني خداوند نيرومند و قوي، آن مرد مومن و موفّق را از توطئه ي خطرناک و نيرنگي که  فرعون و خاندانش براي او چيده بودند و مي خواستند او را بکشند، در امان داشت چون او سخني به ميان آورده که آنها را درمانده کرد. نيز آن مرد اظهار کرد که کاملا با موسي عليه السلام موافق است و  فرعونيان را به چيزي دعوت کرد که موسي آنها را به آن دعوت کرده بود. و  اين چيزي بود که آنها تحمل آن را نداشتند، زيرا آنها قدرتمند بودند و اين مرد آنها را خشمگين کرده بود. بنابراين خواستند عليه او توطئه کنند اما خداوند  او را از توطئه و نيرنگ بد آنها، مصون داشت و مکر و حيله اشان به خودشان بازگرداند.« وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ» و خاندان فرعون را عذاب سختي فرو گرفت و خداوند در يک صبحگاه همه آنان را از اول تا آخر غرق کرد.
« النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ» در برزخ، آنان صبح و شام بر عذاب آتش دوزخ عرضه مي شوند، و روزي که قيامت برپا مي شود خداوند به فرشتگان دستور مي دهد خاندان فرعون را به شديدترين عذاب داخل گردانيد و گرفتار سازيد. اين است عقوبات وحشتناک و هراس انگيز که دامنگير تکذيب کنندگانِ پيامبر خدا و کساني مي شود که با دستور و  فرمان او مبارزه مي کنند.وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّارِ؛ و آنگاه  در دورن  آتش  با يکديگر به  مجادله  برخيزند و ناتوانان  به ، گردنکشان  گويند که  ما پيروان  شما بوديم  ، آيا مي  توانيد اندکي  از اين   آتشي  که  نصيب  ما شده  است  بکاهيد ?
قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ؛ آنان  که  سرکشي  کرده  بودند مي  گويند : همه  ما در آتشيم   و خداست  که   ميان  بندگانش  داوري  کرده  است.
وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ؛ و آنان  که  در آتشند به  نگهبانان  جهنم  مي  گويند : از پروردگارتان   بخواهيدتا يک  روز از عذاب  ما بکاهد.
قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ؛ مي  گويند : آيا پيامبرانتان  با دلايل  روشن  نزد شما نيامده  بودند ? مي ، گويند : بلي   مي  گويند : پس  دعا کنيد  و دعاي  کافران  جز آنکه  تباه   شود هيچ  نخواهد بود.
خداوند از مجادله دوزخيان و سرزنش همديگر و کمک خواستن آنها از نگهبانان، و اين که اين کار فايده اي براي آنان ندارد، خبر مي دهد. پس مي فرمايد:« وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ» و آن گاه که در دوزخ پيروان، گمراه سازي سرانِ گمراه کننده را دليل گمراهي خود بيان مي  کنند، و سران از پيرون خود بيزاري مي جويند؛ « فَيَقُولُ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا» پيروان و مقلّدان به سراني که در برابر حق  استکبار ورزيدند و آنها را به سوي چيزي دعوت کردند که به خاطر آن تکبّر ورزيدند، مي گويند:« إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا» ما پيرو شما بوديم؛ شما ما را گمراه کرديد و شرک ورزيدن و شر را براي ما آراستيد و زيبا جلوه داديد.« فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّارِ» پس آيا مي توانيد بخشي اندک از عذاب آتش را از ما دور کنيد و يا به جاي ما پذيراي آن باشيد؟!
« قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا» مستکبران در حالي که ناتواني خود را بيان مي کنند و نفوذ حکم الهي را در مورد همه اعلام مي دارند، مي گويند:« إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ» ما همگي در آتش دوزخ هستيم و خداوند ميان بندگان داوري کرده است و براي هريک بهره اي از عذاب مقّرر نموده است؛ پس به آن نمي افزايد و از آن نمي کاهد، و آنچه که خداوند با حکمت خود حکم نموده است تغيير نمي يابد. « وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ» و مستکبران و ناتوانان که در آتش هستند به ماموران جهنّم مي گويند:« ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ» از پروردگارتان بخواهيد که يک روز عذاب را از ما بردارد تا شايد کمي راحت شويم. « قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ» نگهبانان دوزخ با سرزنش و با بيان اين که ميانجي گري آنها فايده اي برايشان ندارد و درخواستشان سودي به آنها نمي رساند به آنان مي گويند: آيا پيغمبران شما آيه هاي روشن و دلايل آشکاري را براي شما نياوردند تا با آن حق و صراط مستقيم و آنچه که آنان را به خدا نزديک مي نمايد و آنچه که او را از خدا دور مي نمايد تشخيص دهيد؟! « قَالُوا بَلَى» مي گويند: آري ! آنها با دلايل و نشانه هاي روشن به نزد ما آمدند و حجت رساي الهي بر ما اقامه شد ولي ما ستم کرديم و بعد از روشن شدن حق با آن مخالفت ورزيديم.« قَالُوا فَادْعُوا» نگهبانان دوزخ با تبّري جستن از دعا کردن و شفاعت نمودن براي آنها به دوزخيان مي گويند: شما خودتان درخواست کنيد، ولي آيا دعاي آنان کاري از پيش مي برد؟ خداوند متعال مي فرمايد:« وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ» و دعاي کافران جز تباهي نيست. يعني پوچ و بيهوده است، چون کفر  همه اعمال را نابود مي نمايد و مانع اجابت و پذيرفته شدن دعا مي گردد.إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ؛ ما پيامبرانمان  و مؤمنان  را در زندگي  دنيا و در روز قيامت  که  شاهدان   براي  شهادت  برپاي  مي  ايستند ، ياري  مي  کنيم.
يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ؛ در روزي  که  ستمکاران  را پوزش  خواستن  سود ندهد و نصيب  آنها لعنت  است و  آن  سراي  بد.
وقتي کيفر خاندان فرعون را در دنيا و برزخ و روز قيامت بيان