 نمايد و دلايل عقلي و نقلي بر فساد آن  اقامه مي کند و مردمان را از آن برحذر مي دارد ، که « لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ» بر آن  دلالت دارد. و يا از فرمان عادلانه ي جزايي خدا و پاداش نيکوکاران و کيفر گناهکاران را خبر مي دهد.مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ؛ جز کافران  در آيات  خدا جدال  نمي  کنند  پس  جولانشان  در شهرها تو را  نفريبد.
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ ؛ پيش  از ايشان  قوم  نوح  و گروههايي  که  بعد از ايشان  بودند پيامبرشان  را، تکذيب  کردند  و هر امتي  آهنگ  آن  کرد که  پيامبرش  را دستگير کند ، و  به باطل  به  ستيزه  برخاست  تا حق  را از ميان  بردارد  اما من  آنها را به   عقوبت  فرو گرفتم  و عقوبت  من  چه  سخت  بود.
وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ؛ بدين  سان  حکم  پروردگار تو بر کافران  محقق  شد که  اهل  جهنمند.
خداوند تبارک و تعالي خبر مي دهد که « مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا»  هيچ کس جز کافران در مقابل آيات خدا به ستيز نمي ايستند. منظور از مجادله در اينجا رد نمودن آيات خدا و  مقابله کردن با آن به وسيله باطل است. پس اين، کار کافران مي باشد . اما مومنان در مقابل حق تسليم مي شوند تا به وسيله آن باطل را در هم بشکنند. ونبايد  انسان به حالت دنيوي کسي فريب بخورد که خداوند به او در دنيا نعمت بخشيده است، و گمان برد که اين دليلي است بر اين که خدا او را دوست دارد و او بر حق است. بنابراين فرمود:« فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ» آمد و رفت آنها در شهرها براي انجام دادن انواع تجارت ها تو را گول نزند، بلکه بر بنده لازم است که مردم را با معيار حق بسنجد، و به حقايق شرعي بنگرد و به وسيله آن مردم را بسنجد. و مردم را معيار حق نداند هم چنان که کسي که علم و عقل ندارد چنين مي کند. 
سپس کسي راکه با آيات خدا به مجادله مي پردازد تا آن را باطل کند، تهديد کرد. همان طور که امتّ هاي پيشين از قبيل قوم نوح و عاد و گروه هايي که پس از آنان آمدند نيز چنين کردند؛ آنهايي که عليه حق بسيج شدند تا آن را باطل کنند، و بر باطل گرد آمدند تا آن را ياري نمايند. « وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ» و تحزّب، آنها را به جايي کشاند که هر امّتي آهنگ پيامبر خود را کرد تا او را به قتل برساند؛ پيامبراني که رهبران اهل خير بودند و حق با آنها بود؛ حقّي که هيچ شکّي در آن نبود، آنها خواستند پيامبران را به قتل برسانند و اين سخت ترين چيزي بود که در حق پيامبران روا مي داشتند. پس آيا بعد از اين تجاوز و گمراهي و بدبختي جز عذاب بزرگ چيزي ديگر را انتظار مي کشند! عذابي که از آن هرگز خارج نمي شوند؟! بنابراين در مورد کيفر دنيوي و اخروي آنها فرمود:« فَأَخَذْتُهُمْ» به سبب تکذيب و تجزّبشان آنها را گرفتار ساختيم. « فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ» پس کيفر و عذاب من چگونه بود؟! آري! سخت ترين و بدترين کيفر بود، و آن فقط يک صداي مرگبار يا سنگ هايي بود که از آسمان بر آنها مي باريد، و يا خداوند زمين را دستور داد که آنها را فرو ببرد  وبگيرد، و يا به دريا فرمان داد که غرقشان کند و ناگهان از پاي درآمدند.
« وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا» و همان گونه که فرمان و حکم پروردگارت بر کافرانِ امت هاي پيشين مبني بر دوزخي بودن آنان تحقق يافت، به همان شيوه فرمان و حکم الهي مبني بر گمراه شدن کساني از قومت که کفر ورزيدند، تحقق يافت؛ فرمان و حکمي که دوزخي بودند آنان از آن نشأت گرفته است، بنابراين فرمود:« أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ» يعني زيرا ايشان دوزخيانند.الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ؛ آنان  که  عرش  را حمل  مي  کنند و آنان  که  بر گرد آن  هستند به  ستايش  پروردگارشان  تسبيح  مي  گويند و به  او ايمان  آورده  اند و از او براي   مؤمنان  آمرزش  مي  خواهند : اي  پروردگار ما ، رحمت  و علم  تو همه  چيز را  فرا گرفته  است  پس  آنان  را که  توبه  کرده  اند و به  راه  تو آمده  اند  بيامرز و از عذاب  جهنم  نگه  دار.
رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ و اي  پروردگار ما ، آنان  را و هر که  صالح  باشد از پدران  و همسران  و، فرزندانشان  به  بهشتهاي  جاويداني  که  به  آنها وعده  داده  اي  داخل  کن  ، که   تو پيروزمند و حکيمي.
وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ؛ آنان  را از عقوبات  حفظ  کن  ، که  هر که  را در آن  روز از عقوبات  حفظ   کني بر او رحمت  آورده  اي  و آن  کاميابي  بزرگي  است.
خداوند متعال از کمال لطف خويش نسبت به بندگان  مومنش و از اسبابي که براي سعادت آنها فراهم آورده و از توان آنها خارج است خبر مي دهد، مانند طلب آمرزش کردن فرشتگان مقرب براي آنها و  اين که آنان آنچه را که صلاح دين و آخرتشان در آن است برايشان از خدا مي خواهند. در ضمن از شرافت حاملان عرش و آنهايي که پيرامون آن هستند و از نزديک بودنشان به پروردگارشان و از کثرت عبادت آنها و خيرخواهي شان براي بندگان خدا چون که مي دانند که خداوند اين امور را دوست دارد خبر مي دهد. پس فرمود:« الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ» آنان که عرش خداوند را حمل مي کنند. عرش سقف همه آفريده ها و بزرگ ترين و گسترده ترين و زيباترين مخلوقات است و از همه به خداوند نزديک تر است و آسمان ها و زمين و کرسي را فرا گرفته است.
و خداوند اين فرشتگان را به حمل عرش برگماشته است و شکّي نيست که آنها از بزرگ ترين و قوي ترين فرشتگان مي باشند. و انتخاب آنها از سوي خدا براي حمل عرش و مقدّم نمودن آنها در ذکر، و نزديک بودنشان از خدا بر اين دلالت مي نمايد که آنها برترين فرشتگان عليهم السلام هستند. خداوند متعال  فرمود:« وَيحمِلُ عَرشَ رَبِّکَ فَوقَهُم يومَئِذِ ثَمَنِيةُ» و در آن روز هشت فرشته عرش پروردگارت را بالاي خود حمل مي کنند.« وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ» و فرشتگان مقربي که پيرامون عرش هستند به ستايش پروردگارشان مشغولند. 
در اينجا آنها به علّت کثرت بندگي کردن خدا به ويژه محمد و تسبيحشا