ناگاه  و بي  خبر عذاب  بر شما فرود آيد ، از بهترين   چيزي  که  از جانب  پروردگارتان  نازل  شده  است  پيروي  کنيد.
أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ؛ تا کسي  نگويد : اي  حسرتا بر آنچه  در کار خدا کوتاهي  کردم  ، و از مسخره   کنندگان  بودم.
أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ؛ يا بگويد : اگر خدا مرا هدايت  کرده  بود ، من  از پرهيزگاران  مي  بودم.
أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ؛ ، يا چون  عذاب  را ببيند ، بگويد : اگر بار ديگر به  دنيا باز مي  گرديدم   ،از نيکوکاران  مي  شدم.
بَلَى قَدْ جَاءتْكَ  آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ؛ آري  ، آيات  من  بر تو نازل  شد و تو گردنکشي  کردي  و از کافران  بودي.
خداوند به آن دسته از بندگانش که گناهان زيادي را مرتکب شده اند خبر مي دهد که فضل و بخشش او گسترده است، و آنها را تشويق مي کند تا به سوي او بازگردند قبل از آن که اين کار را نتوانند انجام بدهند. پس فرمود: « قُل» اي پيامبر! و اي کسي که به جاي پيامبر به دين خدا دعوت مي کني! از جانب پروردگار به بندگان خبر بده و بگو:« يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ » اي بندگان من که با ارتکاب گناهان و تلاش و حرکت در مسير ناخشنودي خداوند بر خود اسراف کرده ايد!« لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ» از رحمت خداوند نااميد نشويد و با نااميدي، خود را به هلاکت اندازيد و نگوييد که گناهان ما زياد گشته و عيب هاي ما روي هم انباشته شده است و راهي براي نجات ما وجود ندارد، و گناهان ما زدوده نخواهند شد، و به سبب اين فکر همچنان بر گناهان اصرار ورزيد، و توشه اي از آنچه پروردگار مهربان را خشمگين مي نمايد جمع آوري  نکنيد. بلکه پروردگار خود را با نام هايي که با کرم و لطف و بخشش او دلالت مي نمايد بشناسيد. و بدانيد که « إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا» خداوند همه گناهان از قبيل شرک و قتل و زناو ربا و ظلم و ديگر گناهان کبيره و صغيره را مي آمرزد. « إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ »  بي گمان او بسيار آمرزگار و بس مهربان است. يعني آمرزش و رحمت صفت او است، دو صفتي که لازم او هستند و از ذات او جدا نمي شوند و همواره آثار اين دو صفت در فرايند هستي جريان دارد و هر موجودي را فرا مي گيرد.
در همه اوقات خيرات را سرازير مي نمايد و نعمت ها و بخشش ها را پي در در پي در پنهان و آشکار  بر بندگان سرازير مي دارد، و بخشيدن را از ندادن بيشتر دوست دارد و رحمت او بر خشم وي پيشي گرفته است. اما رحمت و مغفرت او اسبابي دارند که با آنها به دست مي آيند، و اگر بنده اين اسباب را فراهم نکند دروازه رحمت و آمرزش را به روي خود بسته است. و بزرگ ترين سبب به دست آوردن رحمت و آمرزش بلکه تنها سببي که موجب اين دو چيز است بازگشت به سوي خدا به وسيله توبه واقعي و با دعا و زاري و عبادت و بندگي مي باشد. پس بشتابيد به سوي اين سبب بزرگ و راه نجات! بنابراين خداوند متعال به بازگشت و شتافتن به سوي خود دستور داد و فرمود:« وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ» و با دل هايتان به سوي پروردگار خود باز گرديد، و با اعضا و جوارح خود  تسليم او شويد. هرگاه انابت به تنهايي ذکر شود  اعمال جوارح هم در آن داخل است و هرگاه انابت و  تسليم با هم بيان شوند معني همين گونه است که بيان کرديم.« إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ» اين بيانگر اهميت اخلاص است و اين که اعمال ظاهري و باطني بدون اخلاص سودمند نيستند. « مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ» پيش از آن که عذاب به سراغ شما آيد و نتوان آن را دفع کرد. « ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ» و ديگر کمک و ياري نشويد. انگار در اينجا اين سوال  مطرح مي شود که انابت و تسليم شدن چيست؟ و جزئيات و کارهاي آنان چه مي باشد؟
پس خداوند متعال پاسخ داد و فرمود:« وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم» از بهترين چيزي که از سوي پروردگارتان براي شما فرو فرستاده شده است پيروي کنيد از قبيل اعمال باطني که شما را به آن امر نموده است مانند محبّت خدا وترس از خدا واميدوار بودن به او و خيرخواهي براي بندگان و ترک نمودن آنچه با اين موارد مخالف است. و اعمال ظاهري مانند نماز و زکات و حج و صدقه وانواع نيکوکاري ها وامثال آن چيزي است که خداوند به آن فرمان داده، و آن بهترين چيزي است که از سوي کسيکه در اين کارها از دستورات پروردگارش اطاعت مي کند به سوي او بازگشته و تسليم شده است. « مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ العَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُون» پيش از آن که ناگهان عذاب به سراغ شما بيايد و شما ناآگاه باشيد. و  همه اينها تشويق به شتاب ورزيدن در انجام امور خير و غنيمت شمردم فرصت است. سپس خداوند بندگان را برحذر داشت و آنها را اندرز گفت و فرمود:« أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّه» به غفلت خود ادامه ندهند مبادا روزي برسد که در آن روز پشيمان شوند و پشيماني ديگر سودي ندارد. و تا اين که کسي نگويد واي بر من به خاطر کوتاهي اي که در حق خدا کردم، « وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ» و افسوس که در دنيا قيامت را به مسخره مي گرفتم تا اين که آن را به صورت آشکار مشاهده کردم.
« أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» «لو» در اينجا به معني آرزو کردن است يعني کاش خداوند مرا هدايت مي کرد و از پرهيزگاران مي شدم، و از عقاب در امان مي ماندم و سزاوار پاداش مي گشتم. و به معني شرط نيست چون اگر شرطيه باشد به معني اين است آنها با قضا و قدر بر گمراهي خود احتجاج مي کردند. و اين دليل باطلي است و در روز قيامت هر دليل باطلي پوچ و نابود مي گردد.
« أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ» يا وقتي عذاب را ببيند و به وارد شدن آن يقين نمايد، بگويد:« اي کاش بازگشتي به دنيا برايم ميسر بود تا از نيکوکاران باشم.»
خداوند متعال مي فرمايد اين چيز ممکن و سودمند نيست، بلکه اينها آرزوهاي باطلي است که حقيقت ندارد. چون اگر بنده به دنيا بازگردانده شود براي او روشنگري فراتر از روشنگر اول وجود نخواهد داشت.
« بَلَى قَدْ جَاءتْكَ  آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ» آري! نشانه ها و آيات من که بر حق دلالت مي کنند و در آن ترديدي نيست نزد  تو آمدند، ولي آنها را دروغ انگاشتي و از پيروي کردن از آن متکّبرانه سرباز زدي و از کافران گشتي ، پس طلب بازگشت به دنيا بيهوده است.« وَلَو رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنهُ وَإِنَّهُم لَکَذِبُونَ» و چنانچه آنها به دنيا بازگردانده شوند باز به چيزهايي مي روند که از آن نهي شده اند،