ِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ؛ ما اين  کتاب  را به  حق  براي  هدايت  مردم  بر تو نازل  کرديم   پس  هر  کس که ، هدايت  يافت  به  سود خود اوست  ، و هر که  گمراه  شد به  زيان  خود به   گمراهي  افتاده  و تو وکيل  آنها نيستي.
خداوند متعال خبر مي دهد که او قرآن را که در اخبار و اوامر و نواهي اش مشتمل بر حق و حقيقت است و براي کسي که بخواهد به خدا و سراي کرامت برسد اساس هدايت و وسيله ي رسيدن به خدا مي باشد، بر پيامبرش نازل کرده است. نيز خداوند متعال خبر مي دهد که به وسيله نزول قرآن حجّت بر همه ي جهانيان اقامه شده  است. « فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا» و هرکس در پرتو نور قرآن راهياب شود و از اوامر آن پيروي نمايد، فايده هدايت شدن و پيروي نمودن به خود او بر مي گردد، و هرکس بعد از آن که راه راست براي او روشن گرديد گمراه گردد زيان گمراهي اش به خودش بر مي گردد، و به خدا زياني نمي رساند.« وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ» و تو بر آنان نگهبان نيستي که اعمالشان را ثبت و ضبط نمايي، و آنها را بر آن محاسبه کني، و بر آنچه مي خواهي مجبورشان سازي. بلکه تو فقط رساننده اي . هستي که آنچه را به آن فرمان يافته اي به آنا مي رساني، و وظيفه ات را انجام مي  دهي.اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ؛ خدا جانها را به  هنگام  مردنشان  مي  گيرد ، و نيز جان  کساني  را که  در، خواب  خود نمرده  اند  جانهايي  را که  حکم  مرگ  بر آنها رانده  شده  نگه  مي   داردو ديگران  را تا زماني  که  معين  است  باز مي  فرستد  در اين  عبرتهاست   براي  آنهايي  که  مي  انديشند.
خداوند متعال خبر مي دهد که او به تنهايي در حالت بيداري و خواب بندگانش و در حالت مرگ و زنده بودنشان تصّرف مي نمايد:« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ» خداوند روح ها را قبض مي نمايد. قبض روح دو نوع است: قبض بزرگ و قبض کوچک. در اينجا منظور قبض بزرگ است ، و آن مرگ مي باشد. اين که خداوند خبر داده است که او خودش ارواح را قبض مي کند با اين منافاتي ندارد که او فرشته مرگ و همکارانش را گماشته تا ارواح را قبض نمايند، همان طور که فرموده است:« قُل يتَوَّفاکُم مَّلَکُ المَوتِ الَّذِي وُکِّلَ بِکُم» بگو:« آن فرشته مرگ که بر شما گماشته شده جان هايتان را مي ستاند.» « حَتَّي إِذَا جَآءَ أَحَدَکُم المَوتُ تَوَفَّتهُ رُسُلُنَا وَهُم يفرِّطُونَ» تا اين که مرگ به سراغ يکي از شما بيايد، فرستادگان ما روح او را قبض مي کنند و آنها کاستي نمي ورزند.» چون خداوند متعال از اين نظر کارها را به خود نسبت مي دهد که او آفريننده مدبر است. و از اين نظر امور را به اسباب آن نسبت مي دهد که از سنتّ هاي الهي و حکمت او اين است براي هر امري سببي را قرار داده است. و اين که مي فرمايد:« وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا» نيز به هنگام خواب آن دسته از ارواح را که نموده اند ،قبض مي نمايد. اين قبض، قبض کوچک است، به عبارتي ديگر مرگ کوچک است. « فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ» و آن گاه از ميان آن دو دسته از ارواح، دسته ي اول را که فرمان مرگشان را صادر کرده است نگاه مي دارد، و اين ارواح  کساني است که مرده  اند يا خداوند فرمان مرگشان را در حالي که خواب هستند صادر کرده است.« وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى» و گروه دوم ارواح که هنوز فرمان مرگشان صادر نشده است به تن باز مي گرداند تا زماني که روزي خود را کامل گردانند و اجلشان فرا برسد. « إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» بي گمان در اين امر براي انديشمندان نشانه هاي روشني است که بر کمال توانمندي خداوند و اين که مردگان را پس از مرگشان زنده خواهد کرد دلالت مي کند. اين آيه دليلي است بر اين که روح و نفس جسمي است که قائم به ذات خود مي باشد و جوهر آن با جوهر بدن فرق مي کند و دليلي است بر اين که روح، آفريده شده و تحت تدبير پروردگار است و خداوند آن را مي ستاند و نگاه مي دارد، و باز به تن بر مي گرداند. و ارواح زندگان در برزخ همديگر را ملاقات مي کنند و گردهم آمده و با يکديگر گفتگو مي نمايند. پس آن گاه که خداوند ارواح زندگان را بر مي گرداند و ارواح مردگان را نگاه مي دارد.أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ؛ آيا سواي  خدا شفيعاني  اختيار کردند ? بگو : حتي  اگر آن  شفيعان  قدرت   به کاري  نداشته  باشند و چيزي  را در نيابند ?
قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ بگو : شفاعت  سراسر از آن  خداست   متعلق  به  اوست  فرمانروايي  آسمانها  وزمين   سپس  همه  به  نزد او بازگردانده  مي  شويد.
خداوند متعال کار کساني را که به جاي او ميانجي هايي را برگزيده اند و دست به دامان آنها مي شوند و از آنها مي خواهند و آنها را پرستش مي کنند تقبيح نموده و مي فرمايد:« قُل» اي پيامبر با بيان جهالت آنها و اين که شفيعاني را برگزيده اند که سزاوار هيچ عبادتي نيستند به آنان بگو:« قُل» اي پيامبر! با بيان جهالت آنها و اين که شفيعاني را برگزيده اند که سزاوار هيچ عبادتي نيستند به آنان بگو:« أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ» آيا اگر چيزهايي را که ميانجي و متصرف در امور مي دانيد به اندازه ذرّه اي و نه کمتر از آن نه در آسمان ها و نه در زمين ندارند ، بلکه فهم و شعوري ندارند که به سبب آن سزاوار هيچ عبادتي نيستند به آنان بگو:« أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ» آيا اگر چيزهايي را که ميانجي و متصرف در امور مي دانيد به  اندازه ذرّه اي و نه کمتر از آن نه در آسمان ها و نه در زمين ندارند، بلکه فهم و شعوري ندارند که به سبب آن سزاوار ستايش شوند، چون آنها جماداتي از سنگ و درخت و تمثال ها بوده، و مردگاني بيش نيستند. پس آيا کسي که چنين چيزهايي را پرستش کند  عقل دارد؟! يا از گمراه ترين و نادان ترين مردم مي باشد و ستم او از ستم همه بزرگتر است؟
« قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا» به آنان بگو: شفاعت؛ سراسر از آن خداست؛ چون اختيار همه در  دست اوست. و هر شفاعت کننده اي که باشد از خدا مي ترسد، و هيچ کس جز با اجازه او نمي تواند سفارش و ميانجيگري کند. پس هرگاه بخواهد بر بنده اش رحم نمايد به شفاعت کننده بزرگوار اجازه مي دهد تا نزد او شفاعت  کند، و اين رحمتي است که خداوند در حق شفاعت کننده و کسي که براي او شفاعت مي شود روا مي دارد. پس تاکيد کرد که شفاعت؛ همگي براي خداست؛ « لَّهُ مُلْكُ السَّمَاو