 کس بار گناه ديگري را بر دوش نمي کشد، « ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» سپس بازگشت شما در روز قيامت به سوي پروردگارتان است و آنگاه شما را به آنچه مي کرديد خبر مي دهد؛ خبر دادني که  علم او آن را احاطه  کرده و قلمش بر آن رفته است و فرشتگان آن را برايتان ثبت و ضبط کرده اند و اعضايتان بر آن گواهي داده است. پس هريک را به آنچه که سزاوارش است سزا و جزا مي دهد. « إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور» بي گمان او به سينه ها و حالات نيک و بدي که در آن است آگاه مي باشد. منظور اين است که خداوند با دادگري کامل سزا و جزا مي دهد.وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ ؛ چون  به  آدمي  گزندي  برسد ، به  پروردگارش  روي  مي  آورد و او را مي  خواند، آنگاه  چون  به  او نعمتي  بخشد ، همه  آن  دعاها را که  پيش  از اين  کرده   بوداز ياد مي  برد و براي  خدا همتاياني  قرار مي  دهد تا مردم  را از طريق   او گمراه  کنند بگو : اندکي  از کفرت  بهره  مند شو ، که  تو از دوزخيان   خواهي  بود.
خداوند متعال از احسان خويش نسبت به بنده اش و از نيکوکاري خود و از کم سپاسي او خبر مي دهد که هرگاه زيان و گزندي از قبيل بيماري يا فقر و يا افتادن در مشقّت دريا و يا غير آن به او برسد، مي داند که در اين حالت کسي جز خدا او را نجات نمي دهد، بنابراين با تضّرع و زار ي رو به خدا مي آورد و او را به فرياد مي خواند و از او  کمک مي خواهد تا آنچه را که بدان گرفتار شده دور نمايد، و در اين مورد اصرار مي ورزد. « ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ» سپس هنگامي که خداوند از سوي خود نعمتي به او ببخشد و زيان و رنج و  اندوهش را دور سازد، « نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ» رنج و اندوهي راکه قبلا خدا را به خاطر آن به فرياد مي خواند، فراموش مي کند و چنان مي شود که گويا به او زياني نرسيده است  ، و به شرک ورزيدن خود ادامه مي دهد. « وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ» و براي خداوند همتاياني قرار مي دهد تا خود و ديگران را از راه او گمراه سازد، چون گمراه ساختن؛ بخشي از گمراه شدن است. پس ملزوم را بيان کرد تا بر لازم دلالت نمايد.  « قُل» به کسي که در مقابل نعمت خدا ناسپاسي را پيشه کرده است بگو:« تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ »  اندک زماني از کفر خود بهره مند شو، بي گمان تو از دوزخياني ، پس آنچه از آن بهره مند مي شوي چيزي را از تو دور نمي کند، چرا که سرانجامِ تو جهنّم است. « أَفَرَءيتَ إِن مَّتَّعنَهُم سِنينَ، ثُمَّ جَآءهُم مَّا کَانُوا يوعَدونَ ، مَآ أَغنَي عَنهُم مَّا کَانُوا يمَتَّعُونَ» آيا انديشيده اي اگر آنها را چند سال بهره مند کنيم سپس آنچه به آنها وعده داده شده به سراغشان بيايد آنچه از آن بهره مند مي شوند چيزي را از آنها دور نخواهد کرد؟!أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ؛ آيا آن  کس  که  در همه  ساعات  شب  به  عبادت  پرداخته  ، يا در سجود است   يا در قيام  ، و از آخرت  بيمناک  است  و به  رحمت  پروردگارش  اميدوار  است ، با آن  که  چنين  نيست  يکسان  است  ? بگو : آيا آنهايي  که  مي  دانند  با آنهايي  که  نمي  دانند برابرند ? تنها خردمندان  پند مي  پذيرند.
اين مقايسه اي است بين کسي که اطاعت و عبادت خدا را انجام مي دهد و کسي که چنين نيست؛ مقايسه عالم و جاهل و اين که اينها از اموري هستند که از نظر عقل واضح اند و به طور يقين تفاوت آنها مشخص است. پس کسي که از طاعت و عبادت پروردگارش روي مي گرداند و از هواي نفس خود پيروي مي کند، مانند کسي نيست که با انجام بهترين عبادت ها که نماز است ، در بهترين اوقات که اوقات شب است از پروردگارش اطاعت مي کند. پس او را به کثرت عمل و برترين آن توصيف کرد سپس او را به ترسيدن از خدا و اميدوار بودن به وي توصيف نمود و بيان کرد که آنچه او از آن بيم دارد عذاب آخرت است، و به خاطر گناهان گذشته از عذاب آخرت مي ترسد .
و به رحمت خداوند اميدوار است پس او را به انجام عمل ظاهري و باطني توصيف  نمود. « قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» بگو: آيا کساني که پروردگارشان را مي شناسند و دين شرعي و آيين جزايي و اسرار و حکمت هاي آن را مي دانند، و کساني که به چيزي از اين امور آگاهي ندارند برابرند؟
 اين دو گروه برابر نيستند ، همان طور که شب و روز، و روشنايي و تاريکي و آب و آتش يکي نيستند.« إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ » تنها خردمندان وقتي پند داده شوند پند مي پذيرند؛ آنها که داراي خردهاي پاک و درست هستند و برتر را بر آنچه پست و بي ارزش است ترجيح مي دهند. پس ايشان علم را بر جهل، و اطاعت خدا را بر مخالفت با وي  ترجيح مي دهند ، چون آنها عقل هايي دارند که عواقب و سرانجام کارها را به آنان مي نماياند. به خلاف کسي که عقل و خرد ندارد، و از آنجا که عقل و خرد ندارند هواي نفس خود را معبود خويش قرار مي دهد.ُقلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ ؛ بگو : اي  بندگان  من  که  ايمان  آورده  ايد ، از پروردگارتان  بترسيد  براي آنان  که  در حيات  اينجهاني  نيکي  کرده  اند ، پاداش  نيک  است   و  زمين  خدا پهناور است   مزد صابران  بي  حساب  و کامل  ادا مي  شود.
« ُقلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا» اي پيامبر! با شرافت ترين مردمان را که مومنان هستند فرا بخوان و آنان را به برترين کار که پرهيزگاري است دستور ده، و چيزهايي را برايشان بيان کن که باعث تقوا مي شود و آن عبارت است از اينکه خداوند متعال آنها را با نعمت هايي که به آنها داده پرورش داده و به آنان عطا کرده است و به آنان بگو:« اتَّقُوا رَبَّكُمْ» از پروردگارتان پروا بداريد. اين نوعي از تشويق است چنان که مي گويند: اي سخاوتمند ببخش، و اي شجاع بجنگ.
و پاداشي را که در دنيا آنان را به وجد و نشاط مي آورد برايشان ذکر کرد و فرمود:« لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ» کساني که با انجام دادن عبادت پروردگارشان در اين دنيا نيکي کرده اند پاداش نيک و روزي فراخ دارند، و خداند آرامش قلب و شرح صدر را به آنان ارزاني مي دارد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« مَن عَمِلَ صَلِحَاَ مِّن ذَکَرِ أَ