د آن مي شوند براي هميشه در آن مي مانند. « يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ» در آن جا با دستبندهاي طلا آراسته مي گردند؛ دستبندهايي که آن را دوست مي دارند و بر هر چيز ديگري ترجيح مي دهند. و مردان و زنان در زيورات بهشت برابرند. « وَلُؤْلُؤًا» و با مرواريدهايي که در لباس ها و يدنشان رشته مي گردد آراسته مي شوند. « وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِير» و لباسشان در آنجا ابريشم نازک و ضخيم سبز رنگ است.
« وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ» وقتي نعمت و لذّتشان تکميل گرديد مي گويند: ستايش  خداوندي راست که اندوه را از ما زدود. و اين شامل هر غم و اندوهي مي شود. پس به خاطر پديد آمدن نقص و کمبود در زيبايي و غذاب و نوشيدني شان غمي به آنها دست نمي دهد، و نه در بدن ها و لذتّهايشان کمبودي پديد مي آيد تا به سبب آن غمگين شوند، و نه به خاطر اين اندوهگين مي شوند که آيا هميشه در اين جا مي مانند يا نه. پس آنها براي هميشه در ناز و نعمت به سر مي برند، و همواره بر نعمت هايشان افزوده مي شود.« إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ» بي گمان پروردگار ما آمرزنده سپاسگزار است؛ لغزشها و اشتباهات ما را بخشيد و قدرشناس است که نيکي هاي ما را پذيرفت و آن را چند برابر نمود و از فضل خويش به ما بخشيد که  اعمال و آرزوهاي ما به اين درجه از فضل نمي رسيد . پس به سبب آمرزش خداوند آنها از هر ناگواري نجات يافتند و در سايه قدرشناسي و فضل خداوند هرچيز مرغوب و دوست داشتني را به دست آوردند.
« الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ» خداوندي که ما را در جايگاهي جاي داد که اقامت در آن هميشگي است و سرايي است که ماندن در آن به خاطر خوبيهاي فراوانش و شادي هاي پي در پي اش و از بين رفتن رنج ها هرکسي به آن گرايش دارد. و  استقرار در اين سراي هميشگي « مِن فَضْلِهِ» از فضل و لطف خداوند است نه از اعمال ما. پس اگر فضل او نبود ما به آنچه که رسيده ايم نمي رسيديم. « لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٌ» و در آن جا هيچ گونه رنج و مشقت جسماني و هيچ گونه ناتواني و رنج قلبي به ما دست نمي دهد و از کثرت لذت بردن رنجيده نمي شويم. و اين دلالت مي نمايد که خداوند بدي هاي آنها را رشد و پرورش مي دهد و اسباب دايمي راحت و آسايش را براي آنها فراهم مي نمايد به گونه اي که هيچ مشقت جسمي و روحي به آنها دست نمي دهد. و هيچ غم و اندوهي آنان را فرا نمي گيرد. و اين بيانگر آن است که آنها در بهشت نمي خوابند، چون فايده خواب رفع خستگي، و راحت شدن است. اما اهل جنت خسته نمي شوند. نيز بدان سبب که خواب، مرگ کوچک است و اهل بهشت نمي ميرند. خداوند ما را به لطف و کرم خويش از بهشتيان بگرداند.وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ؛ و کافران  را آتش  جهنم  است  ، نه  بميرانندشان  و نه  از عذابشان  کاسته   گردد، ناسپاسان  را چنين  کيفر مي  دهيم.
وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ ؛ و از درون  آتش  فرياد زنند : اي  پروردگار ما ، ما را بيرون آر تا  کارهايي شايسته  کنيم  ، غير از آنچه  مي  کرديم   آيا آن  قدر شما را عمر  نداده  بوديم  که  پند گيرندگان  پند گيرند ? و شما را بيم  دهنده  بيم  داد  پس  بچشيد ،که  گناهکاران  را ياوري  نيست.
وقتي خداوند حالت اهل بهشت و نعمت هاي آنان را بيان کرد، حالت اهل جهنّم و عذابشان را نيز بيان فرمود:« وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ» و کساني که نشانه هايي را که پيامبرانشان برايشان آوردند انکار نمودند و ملاقات پروردگارشان را انکار کردند آتش دوزخ سراي آنان است که در آن به شدّت عذاب داده مي شوند و سخت ترين کيفرها به آنها مي رسد. « لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا» بر آنان نه به مرگ حکم مي شود تا بميرند و راحت شوند، « وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا» و نه چيزي از عذابش در حق آنان کاسته مي شود. پس شدّت عذاب و بزرگي آن همواره و هميشه بر آنها ادامه دارد. « كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُورٍ» بدينگونه با  عذاب جهّنم هرکسي را که به  کفر ورزي ادامه دهد و بر آن پافشاري کند سزا مي دهيم.
« وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا» و آنها در دوزخ فرياد بر مي آورند و کمک مي طلبند و مي گويند:« رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ» پروردگارا! ما را از جهنّم بيرون بياور تا کارهاي شايسته انجام دهيم، غير از کارهايي که قبلا مي کرديم. پس آنها به گناهشان اعتراف کرده و مي دانند خداوند درباره ي آنها به عدل و داد حکم نموده است. اما بازگشت به دنيا را زماني از خدا مي خواهند که ديگر وقت آن نيست، پس خداوند به آنها مي فرمايد:« أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ» آيا بدان اندازه به شما عمر نداديم که در آن هرکس مي خواست پند پذيرد برايش کافي بود؟ يعني به اندازه اي به شما فرصت داديم که هرکس درصدد پندپذيري و انجام عمل صالح بود مي توانست توشه ي لازم را بردارد. و در دنيا بهره مندتان ساختيم و روزيهاي فراوان به شما داديم واسباب راحتي و آسايش را برايتان فراهم نموديم و عمرتان را طولاني کرديم و نشانه ها را برايتان پي در پي فرستاديم. 
« وَجَاءكُمُ النَّذِيرُ» و بيم دهندگان را پشت سرهم به سوي شما روانه ساختيم و شما را به خوشي ها و ناخوشي ها آزموديم تا به سوي ما بازگرديد و توبه کنيد. اما بيم دادن در مورد شما ثمربخش نگرديد و هيچ موعظه اي درباره ي شما مثمر ثمر واقع نشد. و کيفر را از شما دور داشتيم تا اين که اجل هايتان به پايان رسيد و عمرهايتان تمام شد و با بدترين حالات از دنيا رخت بربستيد و به اين جهان رسيديد؛ جهاني که در آن طبق اعمالتان کيفر داده مي شويد. و  اکنون که از خدا مي خواهيد شما را به دنيا بازگرداند ديگر وقت آن تمام شده و خداوند مهربان و بخشنده بر شما خشم گرفته است و عذاب آتش جهنّم بر شما شدّت يافته و اهل بهشت شما را فراموش کرده اند. پس براي هميشه در جهّنم بمانيد و هميشه خوار و ذليل در عذاب به سر بريد. بنابراين فرمود:« فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ» پس بچشيد طعم عذاب را که ستمکاران ياوري ندارند تا آنها را ياري  کند و از جهنّم بيرون آورد يا از عذابشان بکاهد.إِنَّ اللَّهَ عَالِمُ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛ خدا ، داناي  نهان  آسمانها و زمين  است  و او به  آنچه  در دلهاست  آگاه   است.
وقتي خداوند جزاي اهل هر دو سرا را بيان نمود و اعمال و کارهاي هر دو گروه را ذکر کرد از گستردگي آگاهي و علم خداوند 