رده بودند مورد سوال واقع خواهند شد، و آنها اقرار و اعتراف مي کنند کفر و شرکي که آنها بر آن بودند باطل بود و به آنچه که خدا فرموده بود و پيامبرانش از آن خبر دادند حق است. « بَل بَدَا لَهُم مَّا کَانُوا يخفُونَ مِن قَبلُ» پس آنچه را که قبلا پنهان مي کردند برايشان آشکار مي گردد و خواهند دانست که حق از آن خداست و به گناهان خود اعتراف مي کنند. « وَهُوَ الْعَلِيُّ» و ذات خداوند برتر و بالاتر است و او فراتر از همه ي مخلوقات است و برآنها چيره مي باشد و مقامش والا و داراي صفاتي بزرزگ است. « الْكَبِيرُ» و در ذات و صفات خود بزرگ است. و از  مصاديق والا بودن او اين است که فرمان خدا رفيع است و  مردم در برابر آن سر تسليم فرود مي آورند، حتي متکبران و مشرکان را مي پذيرند. و اين معني آشکارتر است و سياق بر  همين دلالت مي نمايد.  و احتمال دارد که ضمير به فرشتگان برگردد، چون خداوند وقتي سخن بگويد فرشتگان آن را مي شنوند و سجده کنان فرو مي افتند. و اولين فرشته اي که سربلند مي کند جبرئيل است و خداوند از وحي  خويش آنچه مي خواهد به او مي گويد، و چون بيهوشي و  اضطراب از دل هاي فرشتگان به در رود از يکديگر در مورد اين سخن الهي که از آن بيهوش گشتند مي پرسند و مي گويند پروردگارتان چه گفت؟ پس آنان به يکديگر مي گويند: خداوند حق فرمود: بنابراين آنها يا به طور اجمالي مي گويند:« خداوند حق مي گويد» ، چرا که مي دانند خداوند جز حق نمي گويد، و يا اينکه وارد جزئيات شده و مصاديق صداقت و راستگويي و حق  گويي خدا را بيان مي کنند. پس معني اين طور مي شود: مشرکاني که معبودان باطل را پرستش کرده اند که ناتواني و نقص آنها و بي فايده بودنشان را براي شما بيان داشتيم، چگونه از عبادت پروردگار بزرگ و  والا مقام روي برتافته اند در حالي که فرشتگان و آنهايي که مقرب خداوند هستند چنان در برابر او فروتن مي باشند که به هنگام شنيدن سخن او بي هوش مي افتند و همه اقرار مي کنند که خداوند جز حق چيزي نمي گويد؟! اين مشرکان را چه شده که از عبادت کسي روي گردانده اند که چنين عظمت و شکوهي دارد! بسي والا و برتر است خداوند والا مقام از شرک مشرکين و از تهمت و دروغشان.قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ؛ بگو : از آسمانها و زمين  چه  کسي  به  شما روزي  مي  دهد ? بگو : خداي  يکتا  اينک  ما و شما يا در طريق  هدايت  هستيم  يا در گمراهي  آشکار.
قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛ بگو : اگر ما مرتکب  جرمي  شويم  ، شما را باز خواست  نمي  کنند و اگر  شمامرتکب  کاري  زشت  گرديد ما را باز خواست  نخواهند کرد.
قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ؛ بگو : پروردگار ما ، ما و شما را گرد مي  آورد ، سپس  ميان  ما به  حق ، داوري  مي  کند  زيرا اوست  حکم  کننده  و دانا.
قُلْ أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاء كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ بگو : آنهايي  را که  شريک  خدا پنداشتيد به  من  نشان  بدهيد  هرگز ، که   اوست  خداي  پيروزمند و حکيم.
خداوند جلّ جلاله پيامبرش محمد(ص) را فرمان مي دهد تا از کساني که به خدا شرک ورزيده اند در رابطه با صحت و درستي شرکشان سوال کند:« قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» بگو: چه کسي از آسمان و زمين به شما روزي مي دهد؟ آنها بايد اقرار کنند که خداوند به آنها روزي مي دهد، و اگر اقرار نکردند، « قُلِ اللَّهُ» بگو: خداوند به شما روزي مي دهد، و کسي نيست که اين سخن را رد کند. پس وقتي روشن شد که تنها خداوند است که از آسمان ها و زمين روزي مي رساند و باران را برايتان مي فرستد و گياهان را براي شما مي روياند و چشمه ها را مي جوشاند واز درختان ميوه مي آفريند، و حيوانات را براي روزي و سود شما آفريده است، چرا شما  کساني را پرستش مي کنيد که هيچ رزقي به شما نمي دهند و هيچ فايده اي به شما نمي رسانند؟ « وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ» و از ما و شما يک گروه بر هدايت يا بر گمراهي مي باشد . و اين سخن را کسي مي گويد که حق برايش روشن گرديده و راه درست برايش واضح گشته و به حقّي که او برآن است و به باطل بودن آنچه که طرفش بر آن قرار دارد يقين کرده است. يعني دلايل آشکار را در نظر ما و شما برايتان توضيح داده ايم که در نظر ما و شما برايتان توضيح داده ايم که در پرتو آن به يقين دانسته مي شود چه کسي برحق است و چه کسي بر باطل مي شود، و چه کسي هدايت يافته و چه کسي  گمراه شده است؟ و بعد از اين تبيين و  توضيح هيچ فايده اي در  تعيين اهل حق و باطل وجود ندارد.
پس کسي که مردم را به عبادت خداوند آفريننده دعوت مي کند؛ خداوندي که همه مخلوقات را آفريده و به شيوه هاي گوناگون در آنها تصرف مي نمايد؛ خدايي که همه ي نعمت ها را به آنها ارزاني داشته و به آنها روزي داده و رنج ها را از آنان دور کرده است؛ خداوندي که ستايش همه او را سزاست و فرمانروايي همه از آن اوست، و تمامي فرشتگان و همه مخلوقات در برابر شکوه و  هيبت او فروتن اند و در برابر عظمت او کرنش مي کنند، و همه شفاعت کنندگان بيم  او را دارند، و هيچ کسي از آنان جز با اجازه ي او که بزرگوار و بلند مرتبه است شفاعت نمي کند؛ خداوندِ والا  و بزرگ که در ذات و صفات و کارهايش والا و بزرگوار است و داراي هر کمال و شکوه و جمالي است، و هر نوع و حمد و ستايش و  مجد و عظمتي سزاوار اوست. پس هرگاه کسي را که دعوت مي کند به چنين خدايي نزديک شويد و عبادت را فقط براي او  انجام دهيد و عبادت غير خدا نهي مي کند با کسي مقايسه کنيد که به بت ها و قبرها تقرب مي جويد؛ بت ها و قبرهايي که توان آفريدن و روزي دادن را ندارند، و نمي توانند هيچ سود و زياني را براي خودشان و کساني که آنها را پرستش مي نمايند برسانند، و مرگ و زندگي و رستاخيز در دست آنها نيست، بلکه جماداتي هستند که نمي فهمند ، و دعا و فرياد کساني را که آنها را پرستش مي کنند نمي شنوند، و  اگر نيز بشنوند جواب نخواهند داد، و در روز قيامت به شرک آنها کفر مي ورزند، و از آنها بيزاري مي جويند، و يکديگر را نفرين مي کنند، و آنها هيچ بهره و مشارکتي در فرمانروايي جهان هستي ندارند و در آفرينش آن نيز به خداوند کمک نکرده اند ،  و به طور مستقل و بدون اجازه ي خدا حق شفاعت  ندارند، پس کسي که چنين معبودي را به فرياد مي خواند و با  انواع عبادت ها و به هر طريق ممکني به او تقرب مي جويد و با کسي دشمني مي ورزد که عبادت را خالصانه براي خدا  انجام مي دهد، و پيامبران  خدا را تکذيب مي  نمايد؛ پيامبراني که پيامشان اين بوده است که فقط  خداي يگانه را پرستش کنيد، اگر اين دو نفر و اين دو گروه را با هم مقايسه کني روشن  است که گروه هدايت يافته کدام است و گمراه کدام مي باشد و بدبخت و شقي کدام  ا