 مي داند و به آن آگاه است.« وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ» و نه کوچکتر از اندازه ي ذره و نه بزرگتر از آن چيزي نيست مگر اين که در کتابي روشن ثبت و ضبط است. پس دانش و آگاهي او به آن  احاطه دارد و قلم او بر آن رفته است و کتاب روشنش آن را دربردارد که آن کتاب لوح محفوظ است. پس خدايي که از علم و آگاهي او به اندازه ي ذره يا کمتر از آن پوشيده و پنهان نيست، و او مي داند که زمين چه اندازه از اجساد مرده ها را خورده و کم کرده و چه اندازه از اجساد آن را باقي گذاشته است چنين کسي بر زنده کردن دوباره  مرده ها به طريق اولي توانايي دارد و زنده کردن آنها از داشتن اين علم فراگير عجيب تر نيست.
سپس منظور از رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ را بيان نمود و فرمود:« لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» تا به کساني که با دل هايشان ايمان آورده و خدا و پيامبرش را به طور قطعي و يقيني تصديق کرده و در راستاي تصديق  ايمانشان کارهاي شايسته انجام داده اند پاداش بدهد. « أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ» اينها به خاطر ايمان و عملشان گناهانشان بخشوده مي شود و به سبب اين آمرزش هر نوع شر و کيفري از آنها دور مي گردد، و به خاطر نيکوکاري شان روزي ارزشمندي به آنها داده مي شود که به وسيله ي آن به هر امري نيک و به هر آرزويي دست مي يابند. 
« وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ» و کساني که تلاش کردند به آيات ما کفر ورزند و آن را تکذيب کنند و تصور کردند که مي توانند پيامبر و کسي که آيات را نازل کرده است درمانده سازند، همانطور که خداوند را از زنده کردن  مردگان ناتوان شمردند، « أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ» اينان عذابي دردناک دارند که جسم و دل هايشان را به درد مي آورد.وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ؛ آنان  که  از دانش  برخورداري  يافته  اند مي  دانند که  آنچه  از جانب   پروردگارت  بر تو نازل  شده  است  حق  است  و به  راه  خداي  پيروزمند ستودني   راه  مي نمايد.
وقتي خداوند متعال گفته  کساني را بيان کرد که زنده شدن پس از مرگ را انکار مي کنند و گمان مي برند آنچه خداوند بر پيامبرش نازل فرموده حق نيست، حالت بندگان موفق را بيان کرد و آنها اهل علم و دانش هستند، و کتابي را که خداوند بر پيامبرش نازل نموده و مطالبي را که در اين کتاب آمده است حق مي دانند، يعني حق را در آن منحر مي بينند، و هرآنچه را که مخالف با اين کتاب باشد باطل مي شمارند، چون آنها از مرحله ي علم و آگاهي به مرحله ي يقين رسيده اند، و نيز مي بينند که اين کتاب با  اوامر و نواهي خود « وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ» به راه خداي چيره و ستوده هدايت مي کند چون آنها از جهات زيادي به راست بودن آنچه اين کتاب از آن خبر داده است يقين قطعي دارند که به چند مورد از آن اشاره مي کنيم: 
1- آنها مي دانند که آنچه اين کتاب از آن خبر داده است راست و درست مي باشد.
2- نيز مي دانند که آنچه اين کتاب از آن سخن مي گويد با واقعيت مطابقت دارد و با کتاب هاي گذشته موافق است.
3- آنها مي بينند که آنچه اين کتاب بيان مي دارد آشکارا اتفاق مي افتد.
4- هم چنين در آفاق و در وجود خود نشانه هاي بزرگي مي بينند که بر حقانيت مطالب اين کتاب دلالت مي نمايد.
5- و با آنچه که اسماء و صفات خداوند بر آن دلالت دارد موافق است.
6- و آنها اعتقاد دارند که اوامر و نواهي اين کتاب آدمي را به راه راست هدايت مي نمايد؛ راه راستي که متضمن امر نمودن به هر صفت و خصلتي است که نفس را تزکيه مي کند و اجر و پاداش را افزايش مي دهد، و به انجام دهنده ي آن و ديگران فايده مي رساند، از قبيل صدق، اخلاص و نيکي کردن با پدر و مادر، و برقرار داشتن صله رحم و نيکي کردن با همه مردم و امثال آن. و از هر صفت زشتي که نفس و وجود انسان را آلوده مي نمايد و پاداش را از بين مي برد و باعث گناه مي شود از قبيل شرک ورزيدند و زنا و رباخواري و ستمگري و ريختن خون ديگران و خوردن اموال و هتک حرمت و ريختن آبرو، نهي مي نمايد. و اين فضيلتي براي اهل علم مي باشد و نشانه آنهاست، و هر اندازه انسان به آنچه پيامبر گفته است آگاهي بيشتري داشته باشد و بيشتر آن را تصديق نمايد و بيشتر اوامر و نواهي او را بشناسد از اهل علم خواهد بود؛ و از کساني خواهد بود که خداوند آنها را دليلي بر آنچه پيامبر آورده قرار داده است و تصديق آنها را دليلي عليه تکذيب کنندگان قرار داده است. همان طور که در اين آيه و در جاهايي ديگر بيان داشته است. وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ؛ کافران  گفتند : آيا مي  خواهيد به  مردي  دلالتتان  کنيم  که  شما را مي  گويد  :آنگاه  که  پاره  پاره  شويد و ريز ريز ، از نو آفريده  خواهيد شد ?
أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ؛ آيا بر خدا دروغ  مي  بندد ، يا ديوانه  است  ? نه  ، آنان  که  به  آخرت   ايمان ، ندارند ، در عذابند و سخت  از راه  دورند.
أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ ؛ آيا به  پيش  روي  يا پشت  سر خود از آسمانها و زمين  نمي  نگرند ? اگر  بخواهيم  ، آنها را در زمين  فرو مي  بريم  يا قطعه  اي  از آسمان  را بر سرشان   مي  افکنيم   و در اين  براي  هر بنده  اي  که  به  خدا باز مي  گردد عبرتي  است.
«وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا» و کافران در قالب تکذيب و تمسخر و بعيد دانستن به يکديگر گفتند:« هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ» آيا مردي را به شما نشان دهيم که به شما خبر مي دهد هنگامي پيکرهايتان کاملا متلاشي شد آفرينش تازه اي پيدا مي کنيد؟ منظورشان از آن مرد پيامبر خدا(ص) بود . و مرادشان اين بود که او خبري را آورده که تحقق آن بعيد است، تا جايي که سخن او را خنده آور مي دانستند و او را مورد تمسخر قرار داده و مي گفتند: او چگونه مي تواند شما پس از مرده شدن زنده مي شويد، پس از آن که بدنتان خشک و متلاشي شد و اعضايتان از بين رفت؟! 
آيا مردي که اين خبر را آورده « أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا» بر خداوند دروغي بسته و نسبت به ايشان جسارت نموده و اين  گونه گفته است؟ « أَم بِهِ جِنَّةٌ» يا نوعي ديوانگي دارد؟ و اگر ديوانه است پس بعيد نيست چنين سخني بگويد ، زيرا ديوانگي فنون و ترفندهاي خاص خود را دارد. آنها از روي س